pale
  • شنبه ٢١ شهريور ١٤٠٥
  • En

آرم فرهنگستان هنر
اخبار > سینمای ضدّجنگ ایران


سینمای ضدّجنگ ایران

 

مختصات سینمای ضدجنگ، مفاهیم بنیادین، ملاحظات و پیامدهای این ژانر از سینما از مفاهیم مطرح شده محمّداحسان بختیاری، در مقاله سینمای ضدجنگ ایران است که در شماره سوم مجله «پرده خیال» فرهنگستان هنر، در تابستان 1404 منتشر شده است. این مقاله را بخوانید:

در تاریخ سینما، سینمای جنگ علاوه بر اینکه ابزاری برای روایت دلایل جنگ، عملیات‌ها و وقایع میدانی،‌ نمایش دغدغه‌ها و مسائل رزمندگان است، بستری است برای بازنمایی مفاهیم کلان هویّتی، اخلاقی و ملّی. در فرآیند بازنمایی، منظر نگرش و منطق مواجهه با این مسائل کلان اهمّیّتی دوچندان دارد.

«سینمای ضدّجنگ» که از آن به‌عنوان زیرگونه‌‌ای از ژانر جنگی یاد می‌شود ، پس از جنگ جهانی اوّل در بسترهای خاصّ تاریخی و اجتماعی غربی شکل گرفته و ریشه در بحران‌های ناشی از این جنگ دارد و پس از جنگ کره و ویتنام در سینمای آمریکا به اوج خود می‌رسد. این زیرگونه سینمایی غالباً با رویکردی انتقادی نسبت به جنگ، به بازنمایی ناکامی‌ها، خشونت‌ها و هزینه‌های انسانی آن می‌پردازد و در نتیجه، ماهیّت و کارکردی متفاوت از سینمای جنگی مبتنی بر حماسه‌، تقویت روحیه و تاب‌آوری جمعی و ارزش‌های ملّی و فرامیهنی دارد.


انتقال این‌گونه سینمایی به بستر فرهنگی و تاریخی کشورهایی که تجربۀ دفاع و مقاومت ملّی داشته‌اند، نیازمند دقّت نظری و تحلیل تطبیقی است. در شرایطی که جنگ برای یک جامعه معنایی دفاعی، هویّتی و ارزش‌مدار دارد، تمرکز بر ادبیّات و تصویرپردازی ضدّجنگ می‌تواند با اهداف بنیادین سینمای جنگی از جمله ایجاد انگیزه، تقویت انسجام ملّی و بازنمایی حقانیّت دفاع در تعارض قرار گیرد. این تعارض به‌ویژه در دوره‌های بحران و تهدید نظامی، پیامدهای چشم‌گیری در سطح روانی و اجتماعی به همراه خواهد داشت. از منظر جامعه‌شناختی و روان‌شناختی، یکی از خطرات بارز غلبه گفتمان ضدّجنگ در چنین جوامعی، تضعیف مرزبندی‌های روشن میان دوست و دشمن و ایجاد نوعی نسبی‌گرایی اخلاقی است. این امر می‌تواند به بروز تردیدهای شناختی در مخاطب بیانجامد، به نحوی که تشخیص دوست از دشمن و حق از باطل دشوار یا حتّی بی‌اهمّیّت جلوه کند. در این فرآیند، روحیّۀ حماسی و احساس مسئولیّت جمعی در دفاع از ارزش‌ها تضعیف شده و انسجام ملّی، که در زمان جنگ حیاتی است، دچار خدشه می‌شود.


بر این اساس، مطالعه و نقد پدیدۀ انتقال بی‌واسطه سینمای ضدّجنگ به بستر فرهنگی ایران، نه تنها از منظر تحلیل هنری، بلکه از زاویه پیامدهای اجتماعی و امنیّتی آن ضرورت دارد. بررسی این پدیده در چارچوب تفاوت‌های بنیادین میان شرایط تاریخی و هویّتی ایران و خاستگاه اصلی زیرگونه ضدّجنگ، می‌تواند به مدیران فرهنگی و سیاست‌گذاران کمک کند تا در تخصیص منابع و هدایت جریان تولید آثار سینمایی، ملاحظات استراتژیک و نیازهای واقعی جامعه در شرایط بحرانی را با حسّاسیّتی مضاعف مدّنظر قرار دهند.


این مقاله را اینجا کامل بخوانید.

 
 
 

زمان انتشار: دوشنبه ٢ شهريور ١٤٠٥ - ٠٨:٣٧ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
;