در تاریخ سینما، سینمای جنگ علاوه بر اینکه ابزاری برای روایت دلایل جنگ، عملیاتها و وقایع میدانی، نمایش دغدغهها و مسائل رزمندگان است، بستری است برای بازنمایی مفاهیم کلان هویّتی، اخلاقی و ملّی. در فرآیند بازنمایی، منظر نگرش و منطق مواجهه با این مسائل کلان اهمّیّتی دوچندان دارد.
«سینمای ضدّجنگ» که از آن بهعنوان زیرگونهای از ژانر جنگی یاد میشود ، پس از جنگ جهانی اوّل در بسترهای خاصّ تاریخی و اجتماعی غربی شکل گرفته و ریشه در بحرانهای ناشی از این جنگ دارد و پس از جنگ کره و ویتنام در سینمای آمریکا به اوج خود میرسد. این زیرگونه سینمایی غالباً با رویکردی انتقادی نسبت به جنگ، به بازنمایی ناکامیها، خشونتها و هزینههای انسانی آن میپردازد و در نتیجه، ماهیّت و کارکردی متفاوت از سینمای جنگی مبتنی بر حماسه، تقویت روحیه و تابآوری جمعی و ارزشهای ملّی و فرامیهنی دارد.
انتقال اینگونه سینمایی به بستر فرهنگی و تاریخی کشورهایی که تجربۀ دفاع و مقاومت ملّی داشتهاند، نیازمند دقّت نظری و تحلیل تطبیقی است. در شرایطی که جنگ برای یک جامعه معنایی دفاعی، هویّتی و ارزشمدار دارد، تمرکز بر ادبیّات و تصویرپردازی ضدّجنگ میتواند با اهداف بنیادین سینمای جنگی از جمله ایجاد انگیزه، تقویت انسجام ملّی و بازنمایی حقانیّت دفاع در تعارض قرار گیرد. این تعارض بهویژه در دورههای بحران و تهدید نظامی، پیامدهای چشمگیری در سطح روانی و اجتماعی به همراه خواهد داشت. از منظر جامعهشناختی و روانشناختی، یکی از خطرات بارز غلبه گفتمان ضدّجنگ در چنین جوامعی، تضعیف مرزبندیهای روشن میان دوست و دشمن و ایجاد نوعی نسبیگرایی اخلاقی است. این امر میتواند به بروز تردیدهای شناختی در مخاطب بیانجامد، به نحوی که تشخیص دوست از دشمن و حق از باطل دشوار یا حتّی بیاهمّیّت جلوه کند. در این فرآیند، روحیّۀ حماسی و احساس مسئولیّت جمعی در دفاع از ارزشها تضعیف شده و انسجام ملّی، که در زمان جنگ حیاتی است، دچار خدشه میشود.
بر این اساس، مطالعه و نقد پدیدۀ انتقال بیواسطه سینمای ضدّجنگ به بستر فرهنگی ایران، نه تنها از منظر تحلیل هنری، بلکه از زاویه پیامدهای اجتماعی و امنیّتی آن ضرورت دارد. بررسی این پدیده در چارچوب تفاوتهای بنیادین میان شرایط تاریخی و هویّتی ایران و خاستگاه اصلی زیرگونه ضدّجنگ، میتواند به مدیران فرهنگی و سیاستگذاران کمک کند تا در تخصیص منابع و هدایت جریان تولید آثار سینمایی، ملاحظات استراتژیک و نیازهای واقعی جامعه در شرایط بحرانی را با حسّاسیّتی مضاعف مدّنظر قرار دهند.
این مقاله را اینجا کامل بخوانید.