|

حقوق کودک و نوجوان با نیازهای ویژه در آثار هنری و ادبی، در فرهنگستان هنر بررسی شد.
به گزارش روابطعمومی فرهنگستان هنر، معاونت پژوهشی فرهنگستان هنر نشست «حقوق کودک و نوجوان با نیازهای ویژه در آثار هنری» را دوشنبه 15 دی 1404 به دبیری مریم مسگرخویی، پژوهشگر ارشد فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار کرد. معاون وزیر آموزشوپرورش نخستین سخنران این نشست بود و با تأکید بر اینکه حقوق کودکان با نیازهای ویژه فراتر از حق آموزش است، گفت: دیده شدن، شنیده شدن و روایت واقعی تجربه زیسته این کودکان در هنر و ادبیات، نقش تعیینکنندهای در تحقق عدالت و تغییر نگرش جامعه دارد. سالار قاسمی در این نشست، با تأکید بر اینکه حقوق کودکان با نیازهای ویژه صرفاً دسترسی به آموزش یا امکاناتی مانند کتاب بریل محدود نمیشود، اظهار کرد: آموزش حق بدیهی و غیرقابل انکار همه کودکان است و در قوانین ملی و اسناد بینالمللی نیز بر آن تأکید شده است، اما مسئله مهمتر، عبور از «حق آموزش» به «صاحب حق بودن» است. صاحب حق بودن یعنی اینکه آموزش ارائه شده به این دانشآموزان قابل سنجش، قابل پیگیری و دارای خروجی مشخص باشد و باید منجر به توانمندسازی واقعی شود. معاون وزیر آموزشوپرورش با بیان اینکه هنر و ادبیات میتوانند ابزار مؤثری برای بازتعریف نگاه جامعه به افراد با نیازهای ویژه باشند، گفت: آثار هنری و ادبی این ظرفیت را دارند که نگرش کلیشهای و ترحمآمیز را به تصویری مبتنی بر توانمندی، کرامت و مشارکت اجتماعی این دانشآموزان تغییر دهند. رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور با بیان اینکه هنر میتواند پلی میان دنیای دانشآموزان با نیازهای ویژه و عادی باشد، گفت: هنر و ادبیات میتوانند فهم مشترکی از تجربه زیسته این کودکان و خانوادههایشان ایجاد کنند. زمانی که در یک فیلم، انیمیشن یا داستان، زندگی واقعی یک کودک اوتیسم بهدرستی روایت شود، جامعه به درک عمیقتری از واقعیتهای شرایط آنان میرسد. قاسمی با اشاره به موفقیتهای دانشآموزان با نیازهای ویژه در حوزههای علمی، هنری و ورزشی گفت: امروز دانشآموزان با نیازهای ویژه داریم که در دانشگاهها، هنر، ورزش و مسابقات بینالمللی خوش درخشیدهاند؛ از رتبههای برتر کنکور گرفته تا مدالآوران پاراآسیایی. اینها تجربههای زیسته واقعیاند و باید شنیده و روایت شوند.
معاون وزیر با بیان اینکه هنر و ادبیات فقط بازتابدهنده نگرش جامعه نیستند، بلکه جهتدهنده و سازنده ذهن اجتماعیاند، گفت: آنچه در آثار هنری و ادبی نهادینه شود، در رفتار اجتماعی نیز نمود پیدا میکند. وی در پایان گفت: تحقق حقوق کودکان با نیازهای ویژه بدون حکمرانی همگرا ممکن نیست و نیازمند همکاری حوزههای آموزش، هنر، زبانشناسی، روانشناسی، فلسفه، هنر و مطالعات فرهنگی است و عدالت برای این کودکان محصول گفتوگوی پایدار میان نهادهاست.
 فرنوش جاراللهی، شنواییشناس و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران با موضوع «هنر و ادبیات، زبان مشترک کودکان ناشنوا و شنوا»، بحث خود را آغاز کرد و گفت: ارتباط نیاز بنیادین انسانها است که حاصل کسب بهینه زبان مادری است و زبان نوعی وسیله ارتباطی است که در آن افکار و احساسات برای انتقال معنی به دیگران نمادسازی میشود و به صورتهای گوناگونی مانند نوشتار، گفتار، اشارات، حالات چهره، پانتومیم و هنر ابراز میگردد. مفاهیم زبانی فراتر از کلام میتواند به خوبی در هنر و ادبیات به عنوان ابزارهای ارتباطی چندحسی و جهانی جلوهگر شوند. امروزه نقش ارزنده انواع هنر و مقولههای مختلف ادبیات برای کودکان کم شنوا/ ناشنوا در زمینههای مختلف ارتباطی، درمانی، آموزشی و عاطفی برکسی پوشیده نیست. و از دیرباز ابزار انسان برای بیان آنچه در کلمات نمیگنجد، بودهاند. نقاشی کودک، شعر کودکانه، نمایش عروسکی و داستانهای مصور همه نشان میدهند که تجربیات انسانی را میتوان بدون اتکا به صوت منتقل کرد. بنابراین مشارکت کودکان کم شنوا/ناشنوا در فعالیتهای هنری نهتنها موجب رشد مهارتی (یادگیری همکاری، نوبتگیری و تعامل اجتماعی سالم در پرداختن به انواع هنر یا مقولههای مختلف ادبیات)، شناختی (تقویت تفکر تصویری، حافظه دیداری، تمرکز، حل مسئله، رشد کلی ذهن ) و عاطفی ( تقویت احساس کفایت و ارزشمندی، بیان هیجانها و احساسات فروخورده شده) آنها میشود، بلکه زمینهساز تعامل و درک متقابل (کاهش شکاف ارتباطی)، همدلی و برابری (افزایش حس تعلق اجتماعی، بازسازی اعتمادبهنفس و خودپنداره مثبت) میان کودکان شنوا و کم شنوا خواهد شد و بستری فراهم میآورند تا سکوت نیز به گفتوگویی زنده و انسانی تبدیل گردد. درنتیجه شناخت استعدادها و کمک به حضور کودکان کمشنوا/ناشنوا در عرصههای هنری و ادبیات میتواند موجب تغییر نگرش جامعه و کاهش تبعیضها شده که در نهایت افزایش کیفیت و رضایتمندی از زندگی را در بزرگسالی به ارمغان خواهد آورد.

حوریه احدی، عضو هیأت علمی پژوهشکده زبانشناسی با موضوع «توجه به نقاط ضعف و قوت کودکان با نیازهای ویژه در ادبیات و هنر»، سخنرانی کرد و با بیان این که کودکان با نیازهای ویژه، از جمله کودکان دارای اُتیسم، کمشنوایی، کمتوانی ذهنی و اختلالات گفتار و زبان، بخشی جداییناپذیر از جامعه هستند گفت: در سالهای اخیر توجه قابلتوجهی در حوزههای آموزش، روانشناسی و هنر به آنها شده است. ادبیات و هنر، بهعنوان ابزارهای فرهنگی و تربیتی، میتوانند نقش مهمی در شناسایی و بازنمایی نقاط قوت و ضعف این کودکان ایفا کنند. بازنمایی هنری و ادبی نه تنها به افزایش درک عمومی نسبت به تفاوتها و ارتقای پذیرش اجتماعی کمک میکند، بلکه باعث تقویت عزتنفس، خلاقیت و مهارتهای ارتباطی خود کودکان نیز میشود. تغییر تمرکز از محدودیتها و ناتوانیها به تواناییها و جایگزینی رویکردی توانمحور بهجای نگاه ترحمآمیز، اثرات مثبت بیشتری بر رشد و توانمندسازی آنان دارد. وی توضیح داد: در این بحث تلاش میکنم ضمن معرفی نقاط ضعف کودکان برای درک بهتر ویژگیها و نیازهای آنان، بر نقاط قوت و استعدادهای بالقوه آنها نیز تأکید شود تا زمینهای برای توجه بیشتر به کودکان با نیازهای ویژه در ادبیات و هنر فراهم گردد.

آتوسا رستمبیگ تفرشی، دانشیار زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،با موضوع«خطاهای کوچک، پیامهای بزرگ: حقوق کودکان با نیازهای ویژه در زبان و ادبیات فارسی» به طرح موضوع پرداخت و گفت: گرایش وجودی انسان به روایتگری، ادبیات داستانی را به ابزاری حیاتی برای رشد زبان و ارتقای شناختی تبدیل کرده است. با اینحال، تولید این محتوا در ایران عمدتاً بر اساس سطح سنّی و تواناییهای کودکان عادی صورت میگیرد و این رویکرد، حقوق زبانیـ اجتماعی کودکان با نیازهای ویژه (از جمله کمتوان ذهنی آموزشپذیر) را تضییع میکند. وی ادامه داد: ای پژوهش که بر روی ان کار کردهام با هدف تبیین ضرورت بهروز رسانی در سیاستهای آموزشی و تولید محتوا، به توصیف و تحلیل ویژگیهای نوشتاری این کودکان در سطوح مختلف زبانی میپردازد. نتایج تحلیل نوشتار این دانشآموزان نشاندهنده سه پیام بزرگ است: ۱. دشواری در رمزگردانی گفتار به نوشتار (انواع خطاهای املایی بهویژه حذف و کاربرد اشتباه نویسه). ۲. ناتوانی در سازماندهی و پیچیدگی ساختاری (فراوانی کم آغازگرهای متنی و ناتوانی در تصریف). ۳. محدودیت در بازنمایی تجربه (کاربرد محدود فرایندهای بیانی و ذهنی). وی افزود: برای تحقق حقوق این کودکان و استفاده از «خطاها» برای ایجاد «بستری برای توانمندسازی»، دو اقدام فوری تخصیص ساعات آموزشی تعاملیـ داستانی بیشتر برای جبران چالشهای ساختاری و تولید و عرضة هدفمند ادبیات داستانی با ساختار زبانی متناسب، بهویژه با تمرکز بر تقویت حوزههای تصریف و انسجام متنی ضروری ست.
این نشست با پرسش و پاسخ با مخاطبان پایان یافت. فایل صوتی سخنرانیهای این نشست را اینجا بشنوید.
|