|
ایرج نعیمایی، عضو وابسته فرهنگستان هنر، در یادداشتی به مناسبت سالگرد درگذشت چهره ماندگار جهان اسلام و عضو جاوید، آیتالله سید مرتضی نجومی، از شخصیت علمی و هنری این استاد بزرگ و نخستین دیدار خود با وی سخن گفته است. عالمی که در کنار فقاهت و فضل، در خوشنویسی به سبکی شخصی رسید و با فروتنی و اخلاق کمنظیر، الگویی ماندگار در فرهنگ و هنر ایران شد. آغاز آشنایی و شخصیت علمی در سال ۱۳۵۹ تشکیلات خوشنویسی دفتر تبلیغات اسلامی قم را راهاندازی کردم و بخشهای گرافیک، طراحی، خوشنویسی و عکاسی را تأسیس نمودم. همان زمان خبر رسید که آیتالله نجومی به همراه محافظین خود تشریف آوردهاند. آن بزرگوار چنان با محبت و فروتنی برخورد کردند که همه مجذوب اخلاقشان شدند. این دیدار آغاز آشنایی من با ایشان بود و هر بار که حضور مییافتند، لطفی شامل حال مجموعه میشد. آن مرکز هنری محل گردهمایی استادان بزرگ بود و آیتالله نجومی نیز در مباحث مربوط به این بخشها مشارکت و راهنمایی میکردند. شخصیت وی ابعاد گوناگونی داشت؛ جامع علوم و هنرهای مختلف بود و نزد استادان برجسته تعلیم دیده بود. فعالیتهایش تنها بر پایه ذوق نبود، بلکه آموزش کلاسیک دیده بود. بهعنوان نمونه، نزد هاشم بغدادی ـ بزرگترین استاد خط ثلث در جهان اسلام ـ شاگردی کرده بود. بنابراین احاطه او بر هنرها حاصل تعلیم جدی بود، نه صرفاً استعداد ذاتی. نکته مهم آن است که با وجود اشتغال در فضل، علم، فقه و اصول، هنر را تفننی دنبال نمیکرد، بلکه کاملاً جدی و نظاممند به یادگیری میپرداخت. این شخصیت استثنایی در مباحث حوزوی چیزی کمتر از مراجع قم نداشت. با وجود تواضع، هرگز علم و فضل خود را آشکار نمیکرد، اما حقیقتاً فاضل بود. آیتالله نجومی نماینده امام در استان کرمانشاه بود؛ جایگاهی که مستلزم فقاهت کامل است. این مسئولیت تنها یک عنوان اداری نبود، بلکه ناشی از دوستی و ارادت عمیق به امام بود. همین ارتباط سبب شد بسیاری از فعالیتهای فرهنگی و هنری در استان با جدیت پیگیری شود. وی از نوادر روزگار بود؛ با وجود مرتبه علمی و فقهی، هنر را در اولویت قرار میداد. توانایی علمیاش بهگونهای بود که میتوانست رساله اجتهاد ارائه دهد، اما بخش عمدهای از وقت خود را صرف فعالیتهای هنری و علمی میکرد. از بیانات او در مباحث فقهی آشکار بود که کاملاً بر مسائل مسلط بوده و مجتهدی مسلم به شمار میرفت؛ با این حال هیچگاه از این عنوان استفاده نکرد و هرگز از جایگاه علمی خود بهرهبرداری شخصی نکرد. آنچه بیش از همه جلوه داشت، رفتار او با مردم بود؛ تواضعش به حدی بود که بسیاری گمان میکردند فردی معمولیتر است و از مرتبه علمیاش آگاهی نمییافتند. همین فروتنی او را از بسیاری مدعیان علم و فضل متمایز میساخت. جایگاه هنری و خوشنویسی آیتالله نجومی در عرصه هنر، افزون بر جایگاه برجسته در خوشنویسی، صاحب سبک ویژهای بود. خط او چنان ویژگی فردی داشت که حتی یک سانتیمتر از آثارش قابل شناسایی بود و نشان میداد به مرتبهای از اجتهاد در خوشنویسی رسیده است. خطش شبیه هیچکس نبود و همین تفاوت اهمیت و جایگاهش را آشکار میکرد. ایشان بیش از همه بر خط ثلث تسلط داشت و در نسخ نیز آثار استادان پیشین در کارهایش مشهود بود. استاد او مرحوم هاشم بغدادی ـ بزرگترین استاد خط ثلث معاصر جهان اسلام ـ بود و افزون بر آن نزد دیگر استادان نیز تعلیم دیده بود. این بزرگوار هنرهای سنتی را میراثی دینی، تاریخی و ایرانی میدانست و بر حفظ و احیای آنها اهتمام ویژه داشت. آگاهی کاملش بر هنرهایی چون تذهیب، تجلید، کتابآرایی و تشعیر از ویژگیهای برجسته او بود. به همین سبب کتابخانهای اختصاصی طراحی کرده بود و تمامی کتابهای خود را شخصاً به شیوه سنتی دوباره جلدسازی میکرد؛ کتابخانهای که از این حیث بینظیر بود. وی فرزند خود را نیز به فعالیت در حوزه نگارگری و تذهیب ترغیب کرد و نزد استادان بزرگ آن دوران فرستاد. فرزندش امروز از استادان برجسته کشور در نگارگری و هنرهای سنتی بهشمار میآید و آثار ارزشمندی خلق کرده است. نگرش آیتالله نجومی بر آن بود که هنرهای سنتی ایران همزمان میراث ملی و دینی هستند. در مباحث زیباشناسی و مقالات علمیاش، بیشترین تأکید بر هنرهای بومی ایران دیده میشود؛ این هنرها را مصادیق بارز زیباییشناسی در نظریهپردازیهای خود معرفی کرده بود. از میان شاخههای مختلف هنری، خوشنویسی بیش از سایرین حامل قداست و معنویت است. او نیز با توجه به پیوند عمیق خوشنویسی با کلام الهی و قرآن کریم، تمامی آثار مکتوب خود را در قالب معارفی عرضه کرده بود که در حوزه معرفت دینی و قرآنی جای میگیرند. این آثار، چه آیات قرآن و چه احادیث، در قالب تابلوهایی ارائه شدهاند که انسان را به سوی نیکی، زیبایی، محبت، عشق، پرستش و دیگر مفاهیم متعالی فرا میخوانند. علاقهمندی به مطالعه و نگاه به هنر غربی یکی از علاقههای ویژه او کتاب و مطالعه بود. هر کتابی که دارای ارزش علمی یا قابلیت ارجاع بود، تهیه میکرد و برای آن طراحی جلد جدید انجام میداد. این اقدام صرفاً گردآوری نبود، بلکه از سر عشق و علاقه عمیق به مطالعه صورت میگرفت. اگرچه در هنر مدرن فعالیت نمیکرد، اما شناختی دقیق از آن داشت. توجهش معطوف به معرفت اسلامی بود و آن را ملاک زیباییشناسی میدانست. از همین رو، نسبت به هنرهای غربی نه از منظر بدبینی، بلکه به دلیل فقدان اشتراک کافی با فرهنگ و جامعه ما، رویکردی بیتفاوت یا کمتفاوت داشت. در عین حال نسبت به مباحث تاریخی، بهویژه در حوزههای معرفتی و هنری، توجه خاص نشان میداد و آثار مستشرقانی که درباره ایران، اسلام و هنر اسلامی پژوهش کرده بودند را مطالعه و در یادداشتها و مباحث علمی خود به آنها استناد میکرد. همانگونه که در فقه و اصول صاحبنظر بود، در سایر حوزههای علمی نیز تسلط داشت و در این بخشها از توان علمی خود بهره بیشتری میبرد، زیرا خلأهایی را احساس میکرد. وی باور داشت فردی که فاقد معرفت و درک درونی باشد، نمیتواند دیگران را به سوی نیکی و زیبایی دعوت کند. او نمونه کامل چنین الگویی بود؛ شخصیتی که از نظر اخلاق، علم، تقوا و تسلط علمی برجسته بود و فروتنی بینظیرش حتی افراد ساده را مجذوب میکرد. ایشان هنر را آیینهای برای انعکاس حقایق بلند هستی میدانست؛ هنری که انسان را به حقیقت وجود دعوت کند. هنر، با بهرهگیری از صفت خلاقه الهی و قدرت خیال، نقشی بنیادین در تکامل انسان دارد. او اخلاق و هنر را در کنار یکدیگر قرار داده بود و به این حقیقت عمل میکرد. به تعبیر حافظ: تا علم و فضل بینی، بیمعرفت نشینی/ یک نکتهات بگویم، خود را مبین که رستی. این شخصیت بهتمام معنا به این نکته رسیده بود و در زندگی خود به آن عمل میکرد. حضورش در جمع، شادابی و آرامش درونی ایجاد میکرد و دوستان و آشنایان با شنیدن خبر حضورش احساس شادی مینمودند. |
||
نسخه چاپي| نام : | |
| ایمیل : | |
| *نظرات : | |
| | |
| متن تصویر: | |
![]() |
![]() |