|
این پژوهش را با هدف واکاوی و تحلیل ارتباط مقوله زیباییشناختی لطف با احساس و ادراک زندگی و شناسایی عوامل اصلی تجلی حیاتمندی در آثار هنری از این منظر، توسط سمیه قدیمزاده استادیار دانشکده معماری دانشگاه ارومیه و مسعود وحدتطلب دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه تبریز، انجام شده است. مقاله یادشده که پیش از این در شماره 52 فصلنامه کیمیای هنر فرهنگستان هنر منتشر شده است، جهت مطالعه علاقهمندان بازنشر میشود. زیباییشناسی لطف که اغلب با ظرافت و لطافت مشخص میشود، در ذات و جوهره خود با مفهوم حیات و ویژگی حیاتمندی پیوند دارد، با این حال تجلی حیاتمندی و زندگیواری در آثار هنری از این منظر مورد توجه و شناخت قرار نگرفته است. بر این اساس، هدف مقالۀ حاضر واکاوی چگونگی ارتباط مقولۀ زیباشناختی لطف با احساس و ادراک زندگی در آثار هنری است تا از این طریق نسبت به هنر حیاتمند و عوامل مؤثر در آن، رهیافتی نو حاصل کند. در این راستا با بهرهگیری از روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی هستیشناسانه، دیدگاههای مهم پیرامون مفاهیم لطف و حیات بررسی شد و سپس با مبنا قرار دادن نظرات برگسون، بهویژه نظریۀ خیزش و شور حیاتی او، ارتباط این دو مفهوم مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد، ادراک لطف وابسته به ویژگیهای سهولت و حرکت است که با مفهوم حیات نیز مرتبطاند و وجود تؤامان آنها در اثر هنری میتواند موجب درک کلیت و استمرار (دیرند) و در نتیجه برانگیختن «حس حیات» شود. از این رو دستگاه زیباییشناسی لطف با دو مؤلفۀ اصلی معنایی خود، میتواند چهارچوبی را برای درک و ارزیابی بهتر کیفیت زندگی و سرزندگی در آثار هنری شکل بخشد. متن کامل مقاله را اینجا بخوانید. |
||
نسخه چاپي| نام : | |
| ایمیل : | |
| *نظرات : | |
| | |
| متن تصویر: | |
![]() |
![]() |