|
ایرنا- عضو پیوسته فرهنگستان هنر گفت: هنرهای تجسمی انقلاب اسلامی با نیروهای جوان شکل گرفت، با کسانی که دلشان با انقلاب بود، با وجود اینکه در ابتدا تجربه چندانی نداشتند، اما کارهای بسیار ارزشمندی انجام دادند.
محمدعلی رجبی در گفتوگو با خبرنگار هنرهای تجسمی ایرنا، درباره نقش فرهنگی هنرمند تجسمی در شرایط این روزها، اظهار کرد: به طور معمول یکسری مباحث جامع وجود دارد که این مباحث برای زمان و اتفاقاتی است که در جوامع پیش میآید. هنرهای تجسمی نیز برای خود امکانی دارد که آن را تطبیق میدهد وگرنه آن، زبانی است که بیش از زبان خودش هم نمیتواند کاری انجام دهد.
رئیس گروه تخصصی هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران افزود: هنرهای تجسمی در محدوده زبان و امکانات خودش، همواره مواصفی را میگیرد و صورتهایی را نشان میدهد. اما تا چه اندازه اتفاقاتی و شرایط به وجود آمده میتواند در تحول معنا و صورت هنر موثر باشد، باید آن نسبت مورد بررسی قرار گیرد.
رجبی ادامه داد: به عنوان نمونه در شرایط کنونی، جنگی پیش آمده، تجاوزی از سوی دشمن صورت گرفته و اتفاقاتی را برای ممکلت به وجود آورده است. بخش مهمی از این اتفاقات در حوزه فرهنگی است، بخش دیگر در حوزه نظامی و اجتماعی و امثال آن است.
رهبری در کشور ما، تنها رهبر سیاسی نبود و نیست
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در این میان، بخش فرهنگی که تاثیر میگذارد و همه هنرمندان و اهل نظر را به سوی خودش جذب میکند، شهادت رهبری ماست. زیرا رهبری در کشور ما، تنها رهبری سیاسی نبود و نیست. بلکه رهبری فرهنگی ما در گام اول و بعد رهبری سیاسی و اجتماعی ما است. به خصوص اینکه جنبه دینی هم دارد.
رجبی تصریح کرد: یعنی بخش عظیمی از مردم ما، علاوه بر پذیرش رهبری ایشان، آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای را به عنوان فقیه و مجتهد خودشان میدانستند و به گفتهها و فرمایشات ایشان به صورت یک امر دینی عمل میکردند.
عضو پیوسته فرهنگستان هنر خاطرنشان کرد: این چیزی است که برای فردی مانند ترامپ و روسایی که در جهان غرب هستند، قابل درک نیست. برای آنها، پاپ هم که رهبر دینی مسیحی است، هیچ جایگاهی ندارد و دیدیم که چگونه نسبت به او بیحرمتی کردند. پاپ، در جنگ و حمله متجاوزانه و گفتار آنها، نسبت به فرهنگ و تمدن ما، اعتراض کرد، اما برای آنها هرگز قابل درک نیست، آنها حتی مواریث فرهنگی و دانشگاهها را مورد حمله قرار دادند.
وی با اشاره به اینکه نیازهای فرهنگی را مورد تهاجم قرار دادند، اظهار کرد: البته با مقاومت شدید نیروهای ما روبهرو شدند. به نظر میرسید که در این جنگ، همانگونه که ترامپ هم به صورت رسمی اعلام کرد قصدشان این بود که این تمدن و فرهنگ را از بین ببرند. گرچه معلوم بود که ترامپ، معنای فرهنگ و تمدن را نمیداند وگرنه فرهنگ و تمدن چیزی نیست که بتوان با جنگ آن را از بین برد، آن هم فرهنگی که چندهزار سال سابقه دارد، به این سادگی و با این حرفها از بین نخواهد رفت.
هنرهای تجسمی دارای هویت تاریخی است
نویسنده کتاب حکمت و آداب معنوی در هنر اسلامی با اشاره به اینکه هنرهای تجسمی ما دارای هویت تاریخی است گفت: در دنیا ما را میشناسند، پالت رنگ ایرانی برای هنرمندان نقاش و تجسمی دنیا، قابل شناسایی است. کسی چون ماتیس و دیگران میآیند و از این پالت رنگ استفاده میکنند که امروزه به آنها نابغههای هنر غرب و قرن میگویند.
رجبی افزود: بسیاری میگفتند که هنر شرق و اسلام ما را نجات داد. به همین خاطر جایگاهی ما را نمیتوانند با یک حمله، تغییر داده و یا با فردی آن را مصادره و تخریب کنند. شاید بتوانند آثار را بزنند و بکوبند، در طول تاریخ بسیار اتفاق افتاده است. حتی نمیتوانند به این هویت فرهنگی نزدیک شوند. خود آنها، به این هویت بیشتر نیاز دارند زیرا آنها در عصر پست مدرن هستند و حرفی برای گفتن، ندارند. آنها برای نجات خود از مدرنیزم، دنبال راه جدید در عالم میگردند. آنها کجا میخواستند بروند؟ بخش عمدهای از آنها به طرف هنرهای شرق، هنرهای کودکان و هنر نیاموختهها آمدند. لائیکها و امثال اینها.
رئیس گروه تخصصی هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر گفت: یکی از مهمترین مکانها که در آخرین مراحل متوجه آن شدند، هنر ایران بود که در زمینههای مختلف میتوانست به همه مشکلاتی که تاریخ هنر غرب در مدرنیزم برای آنها نتیجه داده بود، پاسخگو باشد.
عضو پیوسته فرهنگستان هنر ادامه داد: باید مسیر خودمان را جلو ببریم. مسیر ما، یک مسیر عمیق فرهنگی بود که با دوره پهلوی، از ابتدای شروع آن تا انتها، سعی در تخریب و انحراف آن میشد، حتی در مکتبهایی که درست کردند. حرفهایی که زدند، هیچکدام در راستای حتی فهم آن فرهنگ تصویری ما نبودند. به عنوان نمونه مکتب سقاخانه.
رجبی افزود: وقتی، سنتی در حال تحول است، از درون خودش، زایشهای بعدی را دارد یعنی مبانی از خود آن سنت است و رویکردهایش در طول تاریخ، با شرایطی که پیش میآید، تغییر میکند اما مبنا عوض نمیشود. قدما اینطور به مسائل نگاه میکردند. وقتی علمی را میخواستند مطرح کنند، اولین سوال این بود که موضوع علم چیست و سپس عوارض موضوعشان را مورد بررسی قرار میدادند.
موضوع در سنت اسلامی ما، الله تعالی است
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه موضوع در فرهنگ و سنتهای دینی به خصوص سنت اسلامی ما، الله تعالی است، گفت: هستی هر چیزی خود حق تعالی است. در واقع، میخواهیم حقیقتشناسی و حقشناسی کنیم تا آن موضوع مورد شناسایی تحقیقی قرار گیرد، که آن آغازش چه بوده است، تا ما بتوانیم شرایط امروز را درک کنیم.
رجبی افزود: در دوره پهلوی، میبینیم که با درست کردن مکتب سقاخانه، یک ظاهری میگیرند اما با باطن غربی، یعنی مبانی غربی است و هیچ ربطی به هنرهای ما ندارد، اما در صورت ظاهری از یکسری اشکال و نمادهای قدیم، استفاده میکنند. معلوم است که این یک بازی است و بنیادی ندارد.
این نویسنده یادآور شد: به همین خاطر، در کتاب حکمت و آداب معنوی در هنر اسلامی، به این مساله اشاره کردم که اگر قرار بود این مکتب سقاخانه، با ادعایی که میکند؛ «ما میخواهیم بر محور هنر ایران کار کنیم»، بهترین فرصت برای آنها، پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. زیرا شعار اصلی انقلاب، رویکرد به هنرهای اصیل بود. در فرمایشات امام (ره) بزرگوار و رهبر شهید، بارها و بارها آمده که باید این رویکرد را نه تنها به ظاهر آن هنرها، بلکه به حقیقت آنها، داشته باشیم. این همان هنر فطری ماست که ما را به آنجایی که هستی خودمان است، میرساند. اینها اگر اصیل بودند، راهشان چنین چیزی بود. باید در این دوره حرف اصلیشان را میزدند. ولی میبینیم که همه رفتند به طرف آنجایی که مبانیشان بود. رفتند به طرف غرب و از اینجا به بعد دیگر جایگاهی نداشتند و تمام شد.
رجبی افزود: البته این جنگ به نظرم، جنگ آخر است. جنگ تمامشدنی نیست، یعنی دورههایی سکوتهایی میکند و دوباره آغاز میشود تا زمانی که آن بنیاد غرب و بنیاد طاغوت آخر زمان به پایان برسد. با ظهور امام زمان (عج)، عصر طاغوت به کل خواهد رفت و این جنگ ما را به آنجا خواهد رساند. ما محور فرهنگ دینی در عالم بودیم، در آن سو با باور شرارت غرب و با محور فرهنگ و تمدن غرب روبهرو شدیم. این پایانی نخواهد داشت و پایان آن با اضمحلال غرب و آنها خواهد بود. شخصیتهای بزرگ دنیا و فلاسفه بزرگ، همه گفتهاند که این دوره، پایان غرب است.
باید از اصالتهای خودمان در هنرهای تجسمی استفاده کنیم
این استاد دانشگاه گفت: برای فعالیت در عرصه هنرهای تجسمی باید کار اصیل، باشد و از همان اصالتها در هنرهای تجسمی، در هنر نگارگری ایرانی، تذهیب، کاشیکاری و فرش استفاده شود.
وی ادامه داد: به هرحال آنچه مهم میدانم، صورتها نیست، بلکه تحول در معانی است و این معانی صورتهای خود را میسازد. در طول این ۴۰ سال، صورتهایی از یکسری معانی ساخته شد. با توجه به اینکه حدود چندین دهه پیشینه طاغوتزده داشتیم، آثاری به دست آوردیم که بسیار گرانبها و قابل مطالعه است. هرچند که دشمن صهیونیستی در داخل و خارج از کشور برای بحث در این زمینهها سعی میکند، اما تا چه زمانی؟ امیدواریم روزبهروز صورتهای بیشتر و با جلوههای باطنی بیشتری ظاهر شود.
رجبی در پاسخ به این سوال که همیشه در هنر تصویر ایران از باستان تا امروز، نگاه یکتاپرستی بوده و یک پیوند انتزاع وجود داشته است، گفت: کلمه انتزاع برای هنرهای غربی است. هنرمند ایرانی با اراده به ساده کردن فکر میکند و آن را تا جایی میرساند که در فرهنگ ما تجریدی (تفکیک مباحث مربوط به هم) است.
رجبی افزود: تجرید غیر از انتزاع است. رو مجرد شو مجرد را ببین/ زانکه شرط فهم هر چیز هست این. میگوید اول خودت و قلبت را مجرد کن، از همه چیز تخلیه کن. جزء خداوند، چیزی نبینید. آن نور حق که در دل تو آمد، حالا با آن نور عالم را نگاه کن. آنجا دیگر شما، جور دیگری میبینید. و دیگر آن، اثر تو نیست.
هنر معطوف به اراده هنرمند نیست
وی توضیح داد: جملهای در کتابم دارم این است؛ هنر معطوف به اراده هنرمند نیست. به طور نمونه، امروز بیایم و اراده کنم، تا این شعر را بگویم. کدام شاعری اینگونه شعر گفته است. به کدام نقاشی دستور دادند، برو، بنشین اینجا و کار کن که او رفت و کار کرد. هیچکس.
این هنرمند، تصریح کرد: هنر از جای دیگری میآید و آن جای دیگری، در وجود ماست. از آنجا به ما گفته میشود و سپس ما آن را بازتاب میدهیم. به همین خاطر، هنرمند بازتابدهنده یا تجلیدهنده آن چیزی است که در وجودش شکل میگیرد و سایه میافکند. به همین خاطر باید کار را از جای دیگری شروع کرد، در فرهنگ قدیم، قبل از آمدن اسلام و قبول اسلام، ما فرهنگ موحدانهای داشتیم. زمانی که داریوش میخواهد گزارش کار بدهد، آن را میبرد بالای کوه، در جایی کتیبه را مینویسد که امروز ماندهایم که چگونه در آن زمانه، آن را بالای کوه نوشتهاند. زیرا میخواسته به خداوند گزارش دهد. کتیبه برای خلق نیست، بعد هم برای ملت ایران دعا میکند.
عضو پیوسته فرهنگستان هنر اضافه کرد: زمانی که فرهنگ اسلامی ظهور میکند، در خود عربستان که برکتش هست، آنقدر اسلام را درک نمیکنند. اما زمانی که اسلام به ایران میآید، مردم ایران بخاطر آن پشتوانه غنی دینی، اسلام حقیقی را فهم میکنند. ایرانیها به امیرالمومنین (ع) و خاندان ایشان، ابراز ارادت میکنند تا اسلام را از آن طریق بگیرند. اینها همه در فرهنگ غنی اسلامی، درهم آمیخته میشود و یک هنری بوجود میآید. این هنر به قدری جایگاه عمیق دارد که میتواند در دورههای مختلف، صورتهای گوناگونی از خودش نشان دهد و هرگز از باطن خود جدا نشود.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: میدانید که پیامبر بزرگ اسلام (ص) ما فرمودند: مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم. یعنی هرکس خود را شبیه قومی کند از آنهاست. ایرانی سعی کرد، آن شباهت اصیل که رویکردش به خداوند بوده و همه چیز را از آن زاویه میدید، از همان زاویه ببیند، اما پاکتر و عمیقتر. بعد میبینیم که این هنرها را به وجود آورده است. ژرژ مارسه، نویسنده، میگوید؛ وقتی تاریخ هنر را ورق میزنیم، یکباره به عکس مسجدی از طرقبه، سینی قلمزنی از اصفهان، فرشی از ایران و چیزهای مختلفی از هنر اسلامی، برخورد میکنیم. میگوید؛ من یا هر کسی که این آثار را ببیند، احساس میکند، یک امر مشترکی بین همه اینها است که من به آن امر مشترک در هنر اسلامی میگویم.
وی اضافه کرد: افتخار ما این است که بنیاد همه اینها را، ایرانیها گذاشتند، زیرا آن سابقه در ایران بوده و در جاهای دیگر نبوده است. به همین خاطر، امروز هم با همین افتخار، نه بخاطر ایرانی بودن و کشور ایران، بلکه بخاطر آن مقام و جایگاه بینشی که داشتهایم که این بینش در قرآن کریم، برای ما خلاصه شده، قیام کردهایم و با این قیام، توانستهایم که چشم دنیا را به طرف خودمان بگردانیم و آینده هنر را رقم بزنیم. همچنین در هنرهای تجسمی هم به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن خودمان، بازهم این کار را انجام خواهیم داد.
|