pale
  • شنبه ٢٤ مرداد ١٤٠٥
  • En

آرم فرهنگستان هنر
اخبار > پنجمین نشست تخصصی حکمت هنر ایرانی برگزار شد


پنجمین نشست تخصصی حکمت هنر ایرانی برگزار شد

 

پنجمین نشست از سلسله‌نشست‌های تخصصی حکمت هنر ایرانی، با محوریت زبان مشترک هنر و ادبیات و موضوع «عشق و حسن»، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ با سخنرانی حسن شهرستانی، پژوهشگر پیش‌کسوت حکمت هنر و ادبیات در فرهنگستان هنر برگزار شد.

حسن شهرستانی در این نشست بر ارزش تصویرسازی‌های هنری در قرآن تأکید کرد و نمونه‌هایی همچون «درخت سبز» و «آتش سرخ» را نشانه‌هایی از قدرت بیانی متن وحیانی برشمرد. وی در ادامه، واقعه کربلا را نه صرفاً یک رخداد تاریخی، بلکه «یک کلاس» و «فرهنگی مستدام» معرفی کرد؛ فرهنگی که همچنان قابلیت الهام‌بخشی و بازتولید معنای انسانی و معنوی دارد.


این پژوهشگر ادبیات و حکمت سپس به چگونگی بیان تجربه‌های عرفانی با زبان ادبیات پرداخت و توضیح داد: همان‌گونه که برخی پدیده‌ها پیش از کشف علمی برای انسان نامتصور بودند، عالم معنویت نیز ممکن است وجود داشته باشد اما با ابزارهای معمول ادراک، به‌سادگی قابل فهم نباشد. در این چارچوب، تفاوت میان دانش‌های بشری و عرفان برجسته شد؛ دانش بر عقل و ذهن تکیه دارد، اما عرفان بر دل و واردات قلبی استوار است. از همین رو، تجربه عرفانی امری شخصی و حضوری تلقی شد؛ تجربه‌ای که مانند درد یا رؤیا، به‌طور کامل در قالب زبان به دیگری منتقل نمی‌شود.


شهرستانی با اشاره به دشواری انتقال تجربه‌های باطنی، از تعبیرهایی مانند «من گنگ خواب‌دیده و عالم تمام کر» بهره گرفت تا ناتوانی زبان در بازنمایی کامل تجربه‌های عرفانی را نشان دهد. بر همین اساس، عشق و عرفان نه صرفاً آموختنی، بلکه بیشتر «آمدنی» معرفی شدند؛ امری که باید در جان انسان رخ دهد تا معنا بیابد.


بخش دیگری از نشست به موضوع وحی، نور و انسان کامل اختصاص داشت. در این قسمت، ظرفیت دریافت حقیقت در مراتب بالای انسانی بررسی شد و با اشاره به انبیا و به‌ویژه حضرت مسیح، از انسان کامل به‌عنوان موجودی یاد شد که می‌تواند مظهر و دریافت‌کننده نور حقیقت باشد. در همین راستا، هستی نیز در برخی بیان‌های عرفانی به‌عنوان تجلی‌ای از «نور حقیقت محمدیه» توصیف شد.


مشاور رئیس فرهنگستان هنر سپس به انواع تفسیر قرآن پرداخت و شیوه‌های گوناگون فهم قرآن را برشمرد و گفت: انواع تفسیر لغوی، کلامی و فقهی، عقلانی یا فلسفی، ادبی و عرفانی وجود دارد. در این میان، «کشف‌الاسرار» میبدی، به‌ویژه «نوبت سوم» آن، به‌عنوان نمونه‌ای برجسته از تفسیر عرفانی معرفی شد. همچنین برای مطالعه عمیق‌تر درباره حافظ و مولانا، آثاری همچون «مکتب حافظ»، «حافظ‌نامه» و «پله‌پله تا ملاقات خدا» پیشنهاد شد.


زبان نمادین و استعاری، بخش دیگری از بحث این نشست بود. شهرستانی توضیح داد: عرفا هنگامی که با واژه‌ای دقیق برای بیان تجربه‌ای درونی روبه‌رو نیستند، به نفی، ابهام و تعبیرهای غیرمستقیم پناه می‌برند؛ عباراتی مانند «این نیست» یا «یک چیزی» حاصل همین ناتوانی زبان در احاطه بر تجربه‌های قلبی است. نماد «نی» در مثنوی نیز در همین چارچوب تحلیل شد: نیِ بریده از نیستان، نماد انسان جداافتاده از اصل خویش است؛ انسانی که هرچه بیشتر از خود خالی شود، آمادگی بیشتری برای دریافت نفَس معشوق خواهد داشت.


در ادامه، تفاوت میان «حقیقت» و «مجاز» در ادبیات به‌تفصیل توضیح داده شد: حقیقت در ادبیات به کاربرد لفظ در معنای اصلی آن اشاره دارد، در حالی که مجاز و استعاره برای بیان لایه‌های عمیق‌تر معنا به کار می‌روند. مثال‌هایی مانند «فلانی شیر است» یا «فلانی خورشید این شهر است» برای روشن‌شدن این تفاوت مطرح شد؛ در این تعبیرها، مقصود نه حیوان یا جرم آسمانی، بلکه شجاعت، نورانیت، بلندی مقام یا جوانمردی است. همچنین موضوع جان‌بخشی یا انسان‌وارگی نیز با نمونه‌هایی از ادبیات و حتی «شازده کوچولو» توضیح داده شد؛ جایی که کیفیت‌های انسانی به موجودات غیرانسانی نسبت داده می‌شود تا معنا به‌صورت تمثیلی منتقل گردد.


شهرستانی با اشاره به دشواری بیان مفاهیم کیفی مانند عشق، زیبایی، حسن و ملاحت، و با استناد به مقدمه «شازده کوچولو»، یادآور شد که انسان‌های بزرگ غالباً کیفیت را با کمیت می‌سنجند، در حالی که مفاهیمی چون محبت، حسن، ناز و کرشمه، به زبان مستقیم قابل توضیح نیستند و ناگزیر باید در قالب استعاره و تصویر بیان شوند. در همین زمینه، «حسن» مفهومی جامع معرفی شد که هم زیبایی ظاهری و هم نیکویی باطنی را در بر می‌گیرد.
مشاور رئیس فرهنگستان هنر سپس با نقل عبارتی منسوب به پیامبر(ص)، حضرت فاطمه (س) را تجلی کامل نیکی‌ها و حسن دانست؛ تعبیری که بار دیگر نشان می‌داد چگونه زبان استعاری برای بیان مفاهیم متعالی و غیرقابل احاطه به کار می‌رود. در ادامه نیز تفاوت میان حسن ذاتی و ملاحت تبیین شد، حسن ذاتی معشوق مستقل از وجود عاشق است، اما ملاحت، ناز و دلبری در نسبت با عاشق معنا می‌یابد؛ از این منظر، عاشق نیز در نظام آفرینش برای تحقق و ظهور این معنا پدید می‌آید.


در بخش پایانی، وی با اشاره به انسان و کرامت او گفت: انسان از نظر مادی با سایر موجودات مشترک است، اما در نگاه عرفانی و قرآنی، صرفاً یک موجود مادی نیست. با استناد به آیه «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»، کرامت به‌عنوان ویژگی ممتاز انسان مطرح شد و بر این نکته تأکید شد که انسان می‌تواند فراتر از ماده، به مرتبه‌ای از تعالی و احاطه معنوی برسد؛ تحولی که با مفاهیم عرفانی مانند «می» و دگرگونی باطنی توضیح داده شد.

 

 

 
 
 

زمان انتشار: دوشنبه ٥ مرداد ١٤٠٥ - ٠٨:١٨ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
;