از همان سده چهارم هجري بدينسو، شاعراني چون كسايي مروزي، فردوسي، ربیع، سيف فرغاني، ابنحسام خوسفی، محتشم كاشاني، عمان سامانی و سروش اصفهانی به شعر آیینی و مضامین متنوع شعری آن توجه نشان دادهاند. شعر آييني در دوره معاصر بيش از پيش رواج و گسترش يافت و شاعران بسیاری با توجه به مفاهيم و موضوعاتي چون بعثت و نبوت، ولايت و امامت، قيام عاشورا و انتظار، اشعار آييني درخور توجهي را سرودهاند. یکی از مهمترین مقولههای شعری آیینی، شعر عاشورایی در وصف حماسه کربلا و بیان رشادتها و جانفشانیهای امام حسین(ع) و یارانش است که در ادامه، گذری و نظری بر این مقوله مهم در آثار سه تن از شاعران معاصر، نصرالله مردانی، قیصر امینپور و سیدحسن حسینی خواهم داشت.
ازجمله شاعران معاصر مطرح و پرکار در حوزه شعر آیینی، نصرالله مردانی است. او همواره دلبسته اهل بيت(ع) بود و در برپایی همایشها و کنگرههای شبهای شعر عاشورایی و کنگره شعر اربعین سعی و اهتمامی خاص داشت و افزونبر سرودههای خود، اشعار آیینی بسیاری از دیگر شاعران را نیز تدوین و منتشر کرده است. در سرودههای آیینی مردانی، شعرهای عاشورایی جایگاهی خاص دارد. یکی از زیباترین شعرها، غزل «میدان عطش» در رثاي امام حسين(ع) و یادکرد واقعه عاشوراست که شاعر با مردّف ساختن شعر با واژه «گذشت» و برگزیدن بحر رمل، حزن و اندوه خود را بهخوبی منعکس ساخته است:
آنچه در سوگ تو اي پاكتر از پاک گذشت
نتوان گفت كه هرلحظه چه غمناك گذشت
چشم تاريخ در آن حادثه تلخ چه ديد
كه زمان مويهكنان از گذر خاك گذشت
سر خورشيد بر آن نيزه خونين ميگفت
كه چهها بر سر آن پيكر صد چاك گذشت
جلوه روح خدا در افق خون تو ديد
آنكه با پاي دل از قله ادراك گذشت
مرگ هرگز به حريم حرمت راه نيافت
هر كجا ديد نشاني ز تو، چالاك گذشت
حرّ آزاده شد از چشمه مهرت سيراب
كه به ميدان عطش پاك شد و پاك گذشت
آب شرمنده ايثار علمدار تو شد
كه چرا تشنه از او اين همه بيباك گذشت
بر تو بستند اگر آب، سوارانِ سراب
دشت دريا شد و آب از سر افلاك گذشت
با حديثي كه ملائك ز ازل آوردند
سخن از قصه عشق تو ز لولاك گذشت
قيصر امینپور نيز در برخي از اشعار خود بهويژه در منظومه روز دهم و مثنوي «نينامه» به حماسه کربلا و روایت شاعرانه آن روی آورده است. او در نينامه، در استقبال از نینامه مولوی، روز عاشورا و شهادت امام حسين (ع) را با بياني نمادين به تصوير كشيده است که ابیاتی از آن چنین است:
خوشا از دل نم اشكي فشاندن
به آبي آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان ياد كردن
زبان را زخمه فرياد كردن
خوشا از ني، خوشا از سر سرودن
خوشا نينامهاي ديگر سرودن
نوای نی نوای بینوایی است
هوای نالههایش، نینوایی است
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد
دل نی نالهها دارد از آن روز
از آن روز است نی را ناله پرسوز
سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال
سری بر نیزهای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
گرانباری به محمل بود بر نی
نه از سر، باری از دل بود بر نی
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی نوای عشق سر داد
در شعر معاصر ایران، چندتن از شاعران معاصر، در همان قالبهای سنتی و عروضی اشعار آیینی خود را سرودند و شاعرانی نیز از قالبهای شعر آزاد نیمایی یا سپید در این زمینه بهره گرفتند. از شاعرانی که از ظرفیت شعر آزاد نیمایی یا سپید برای این منظور استفاده کردهاند، میتوان از طاهره صفارزاده، سیدعلی موسوی گرمارودی، سیدحسن حسینی و قیصر امینپور یاد کرد. امينپور در منظومه روز دهم، در قالب شعر آزاد، با بهرهمندي درست از عناصر داستاني و نمايشي مانند روايت، شخصيتپردازي و گفتوگو، و همچنين استفاده بسيار از آرايه تشخيص، مخاطب نوجوان و چهبسا بزرگسال اين منظومه را، با تصويرهايي پويا و ناب از روز عاشورا مواجه ساخته است. دو بند آغازين اين منظومه، اينگونه است:
«روز عاشوراست/ كربلا غوغاست/ كربلا آن روز غوغا بود/ عشق، تنها بود!/ آتش سوز و عطش بر دشت ميباريد/ در هجوم بادهاي سرخ/ بوتههاي خار ميلرزيد/ از عرق، پيشاني خورشيد، تر ميشد/ دمبهدم بر ريگهاي داغ/ سايهها كوتاه ميشد/ سايهها را اندكاندك/ ريگهاي تشنه مينوشيد/ زير سوز آتش خورشيد/ آهن و فولاد ميجوشيد/ دشت، غرق خنجر و دشنه/ كودكان، در خيمهها تشنه/ آسمان غمگين، زمين خونين/ هر طرف افتاده در ميدان:/ اسبهاي زخمي و بيزين/ نيزه و زوبين».
در دوره معاصر، در زمینه شعر آیینی، سیدحسن حسینی را باید شاعری جریانساز بهشمار آورد که در چند مجموعه شعری خود، فراتر از مدح و منقبتهای صرف مرسوم در شعر برخی از شاعران، اشعار آیینی درخور توجهی سروده است. او در تمام سالهای زندگی خود همواره ارادتی خاص به اسلام و تشیع، و پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) مکرّم او داشت و این موضوع هم در شیوه زیست و زندگی او و هم در آثارش مشهود بود. مهمترین اشعار آیینی حسینی را باید در دفتر شعر گنجشک و جبرئیل بازخواند که شامل سی قطعه شعر آیینی با محوریت عاشوراست. او که از همان دهه 1350، هم در قالبهای نو طبع شعری خود آزموده و هم گرایشهای دینی و مذهبی در وجودش نهادینه شده بود، در دهه 1360، پارهای از مهمترین دغدغههای دینی و معرفتی خود را درخصوص حماسه کربلا و واقعه عاشورا در قالبهای آزاد نیمایی و سپید به شعر بیان کرده است. حسینی در ضمن گفتوگویی، ضمن نقد آنانکه واقعه کربلا را فارغ از جنبههای حماسی آن روایت میکنند، هدف خود از سرودن اشعار این مجموعه را بازگرداندن درونمایه حماسی به این واقعه در زبان شعر معاصر بیان میکند. از ویژگیهای مهم کتاب، بیان هنری و تصویری آن، بهویژه استفاده هنرمندانه شاعر از آرایههای استعاره، نماد، ایهام و تناسبهای درونی است. از زیباترین این شعرها، که میتوان آن را از بهترین شعرهای عاشورایی در چند دهه اخیر نیز به شمار آورد، شعر«راز رشید» است که حسینی به وصف ایثار و جانفشانی حضرت ابوالفضل عباس(ع) روی آورده است. بندهایی از این شعر چنین است:
«به گونة ماه / نامت زبانزد آسمانها بود / و پیمان برادریات / با جبل نور / چون آیههای جهاد / محکم! / تو آن راز رشیدی / که روزی فرات / بر لبت آورد / و ساعتی بعد / در باران متواتر پولاد / بریدهبریده / افشا شدی... / تو آن راز رشیدی / که روزی فرات / بر لبت آورد / و کنار درک تو / کوه از کمر شکست».
شعر «کرامت سرخ» از کتاب گنجشک و جبرئیل، در وصف شهادت امام حسین(ع) است:
«آن روز بار دیگر/ در گیرودار حادثهای مغموم / پیشانی بلندِ زمزمهای ناب / در رکعت گلوی تو / ضربت خورد / و آفتاب نارس یک مفهوم / در خانقاه خون تو / کامل شد... / باغ کرامت است / گلوی تو / یا حسین!».
حسینی در قالب نثر نیز علائق و دلبستگیهای ویژه خود را به اهل بیت(ع) نشان داده است. از او در این زمینه دو کتاب با عناوین شقایقنامه و طلسم سنگ در دست است. در واقع، این دو کتاب بازآفرینی دیگری از مجموعه شعر گنجشک و جبرئیل است و شاعر اینبار در قامت نویسندهای زبردست، حماسه کربلا را با نثری شاعرانه روایت میکند و در جایجای آن برای تأثیر بیشتر سخن، اشعاری از کتاب گنجشک و جبرئیل یا دیگر اشعار تازهسروده خود یا سایر شاعران درج کرده است.
کتاب شقایقنامه در ده فصل، در وصف ادبی و شاعرانه حماسه عاشوراست که نخستینبار در ایام محرم در شبکه رادیویی تهران اجرا و چند سال بعد، به همت ادارهکل تحقیق و توسعه صدا در سال 1384 در 61 صفحه منتشر شد. کتاب طلسم سنگ ویراستی دیگر از نوشتههای عاشورایی حسینی در کتاب شقایقنامه همراه با اشعاری از وی یا دیگر شاعران است که انتشارات سوره مهر آن را در 125 صفحه در سال 1383 منتشر کرده است. حسینی در معرفی این کتاب مینویسد: «نوعی مقتل امروزی و قرائتی در حد امکان و توان از حماسه کربلا در پرتو درک و دریافتهای فردی و زیر نور شعر و نثر گذشته و امروز».
حسینی در طلسم سنگ، از نگاه خود و با نثری شاعرانه حماسه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش را در ده فصل روایت کرده و به تصویر کشیده است: دو فصل نخست حکم درآمدی بر موضوع دارد، فصل سوم در ذکر شام عاشوراست و فصلهای چهارم و پنجم به وصف رشادتهای حرّ بن یزید ریاحی، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اختصاص پیدا کرده است. دو فصل دیگر در بیان سلحشوری و شهادت ابوالفضل عباس(ع) و امام حسین(ع) است. در فصل هشتم، نویسنده از حضرت زینب(س) با عنوان سالار صبوران و الگو و نمونهای برای همه زنان یاد میکند و به نقش پررنگ او در زنده نگاه داشتن حماسه کربلا و ثبت همیشگی آن در گستره تاریخ میپردازد. فصل نهم کتاب، درباره امام سجاد(ع) و تأکید بر نقش مؤثر او پس از واقعه کربلاست. آخرین فصل کتاب خود شامل هفت جستار کوتاه است و حسینی به چرایی و دلایل قیام امام حسین(ع) میپردازد. جان کلام نویسنده در این فصل، بیان کجرویها و انحرافهای صورتگرفته از راه راست و درست اهل بیت عصمت و طهارت، و درنهایت ضرورت قیام امام حسین(ع) برای اصلاح این روند و هدایت مردم به راه صواب است. حسینی معتقد است آن امام هُمام برای این «قیام کرد تا انسان را معنا، و شرف را مفهوم، و ایثار را مصداق، و رنگ زرد را شکست جاوید دهد! [...] سومین برهان رهایی، آغازگر توحیدیترین راه برای احیای ارزشهای فراموششده زمان پیامبر اکرم(ص) است. [...] سرِ مردان و سالار جوانمردان، حضرت حسین(ع) در آزمونی خونآلود که خود برگزیده است، سختترین بندهای تعلق راکه ریشه در روح و روان آدمی دارد، یکییکی میگسلد و به کربلا وجهی نمادین برای ازخودگذشتگی جاودانه میبخشد».