|

چهارمین نشست تخصصی «حکمت و هنر ایرانی» با محوریت واکاوی زبان مشترک هنر و ادبیات، روز سهشنبه 12 خرداد ۱۴۰۵ در سالن گلستان هنر فرهنگستان هنر برگزار شد. این نشست که با سخنرانی سیدحسن شهرستانی، مشاور رئیس فرهنگستان هنر همراه بود، به ملاحظات عرفانی اختصاص داشت.
شهرستانی با اشاره به سخنان جلسه گذشته یادآور شد که زبان نمادین به لحاظ پیچیدگی و رمزگونه بودن از گذشته¬های دور تا امروز به خاطر ملاحظات سیاسی و فرهنگی در شعر و ادبیات زبان فارسی کاربرد بسزایی داشته است. در ادامه کاربرد زبان نمادین در ادبیات فارسی را از منظر ملاحظات عرفانی بررسی کرد و گفت: ملاحظات عرفانی صحبت از عالم دیگر یا لایه دیگر این عالم است، یعنی استنباط¬های شاعر از نوع ادراکات عقلی نیست و دریافتها به شکل دلی است. پایگاه دریافت¬ها (ادراکات) مغز یا دل است و دریافت¬های عرفا از راه دل است که به آن واردات قلبی گفته می-شود که این نوع دریافت¬ها به صورت شخصی است و قابل توصیف نیست. مانند رویا (خواب)، معمولا خواب بیننده قادر نیست تمام اتفاقات و صحنههای خواب را به طور واضح توصیف کند، و برای عرفا مکاشفه به این صورت است، تفاوت با مکاشفه این است که عرفا رویا (واردات قلبی) را با چشم باز می¬بیند. وقتی دریافت¬ها قابل توصیف نباشد، ادبیات با توجه به توانایی و هاضمه قوی که دارد به کمک عرفان و حکمت می¬آید و از این منظر به چندین روش انجام می¬شود: 1- راه نفی: دریافتهایی که قابل توصیف نیستند زیرا همانند آنها وجود ندارد که قابل توصیف باشد باید با دل سراغش رفت نه ادراکات. در این ره عقل قاصر راهپو نیست براهین و علل را گفتگو نیست مپندار ای خضر فرخنده پی که از می را مقصود است می (نظامی)
این وطن مصر و عراق و شام نیست این وطن جایی است که او را نام نیست (شیخ بهایی) وی افزود: در اینجا حوزه ادراکات عقلی نیست و حوزهها نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شود (حوزه علم، حوزه عقل، حوزه عشق). درعالم محسوس ما با تجربه، آزمایش و خطا سر و کار داریم و در فلسفه عقل و در عرفان عشق معیار است و نباید این سه حوزه را با یکدیگر خلط کرد. شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد عشق مانند عقل ابزار شناخت است و عشق معرفت به زیبایی است و چون دریافت آن از طریق واردات قلبی است قابل اندازه گیری نیست. 2- طرح کلی و مبهم: در اینجا از واژه¬ها استفاده میشود و نیستی در میان نیست ولکن این واژگان به صورت مبهم و رمزآلود هستند. چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد (حافظ)
گرفتم ساغری، از دست مستی تَعالَی اللَّه! چه مستی و، چه دستی؟ بشارت باد! خاصان حرم را که قصد کعبه دارد، بُتپرستی (امام خمینی ره)
زآن میخوردم که روح پیمانه اوست زآن مست شدم که عقل دیوانه اوست شمعی به من آمد آتشی در من زد آن شمع که آفتاب پروانه اوست. (مولانا)
در این ابیات واژه¬ها بسیار مبهم هستند و برای آشکار کردن این کلمات از زبان مجازی که به آنها اشاره شد، استفاده میکنیم و لفظ را به جای معنی به کار می بریم. پنجمین نشست تخصصی «حکمت و هنر ایرانی» به حسن و عشق اختصاص خواهد داشت.
|