• سه شنبه ٢٣ تير ١٤٠٥
  • En

آرم فرهنگستان هنر
اخبار > موسیقی حماسی؛ از آفرینش هنری تا بازتاب هویت فرهنگی و اجتماعی


موسیقی حماسی؛ از آفرینش هنری تا بازتاب هویت فرهنگی و اجتماعی

 

موسیقی حماسی، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین گونه‌های موسیقایی، قادر است احساساتی نظیر شکوه، قدرت، معنا و حرکت را در ذهن مخاطب برانگیزد. به منظور اشنایی عمیق تر با ماهیت و ساختار موسیقی حماسی گفتگویی داشتیم با ساعد آذری، موسیقیدان، پژوهشگر و عضو گروه تخصصی موسیقی فرهنگستان هنر

در این گفت‌وگو می‌خوانید:

موسیقی حماسی چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه حس قدرت و شکوه را منتقل می‌کند؟
تفاوت موسیقی حماسی با موسیقی قهرمانانه و تراژیک چیست؟
نقش شعر، شاهنامه و دستگاه‌های موسیقی ایرانی در شکل‌گیری حماسه موسیقایی
بررسی سازها و ارکستراسیون مؤثر در خلق فضای حماسی
جایگاه موسیقی حماسی در سینما، دفاع مقدس و آیین‌های مذهبی ایران.

 

وقتی از موسیقی حماسی سخن می‌گوییم، منظور چه نوع موسیقی‌ای است ؟

موسیقی حماسی، فراتر از صداهای پرشکوه و ریتم‌های کوبنده است

زمانی که صحبت از موسیقی حماسی یا موسیقی «اپیک» (Epic) می‌کنیم، منظورمان تنها مجموعه‌ای از صداهای حجیم، پرشکوه و ریتم‌های کوبنده نیست بلکه زبانی عاطفی و فرهنگی است که مفاهیمی چون قدرت، ایستادگی، هویت و قهرمانی را به مخاطب منتقل می‌کند. گاهی تنها چند ضربه یک ساز کوبه‌ای مانند طبل، صدای یک ترومپت یا اوج گرفتن یک ملودی کافی است تا حس شکوه، ایستادگی و قهرمانی در ذهن مخاطب را زنده کند. موسیقی حماسی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که صدا، فراتر از سرگرمی، به ابزاری برای انتقال معنا، هویت و خاطره جمعی تبدیل می‌شود.

قبل از این‌که به این موضوع بپردازیم که موسیقی حماسی به چه موضوعاتی می‌پردازد و قادر است چه حس‌هایی را انتقال دهد، باور داشته باشیم که موسیقی یکی از تأثیرگذارترین و پیچیده‌ترین زبان‌ هنری است که طیف گسترده‌ای از حالات هیجانی و عاطفی انسانی را در بر می‌گیرد. این حالات، گاه مثبت و امیدبخش‌اند و گاه منفی و دردناک؛ گاه چنان ظریف و عمیق‌اند که بیان آن‌ها در قالب کلمات دشوار است.


موسیقی بازتاب‌دهنده طیف وسیعی از احساسات انسانی است، از شادی تا اندوه و از غرور تا شور زندگی

بسیاری از قطعات موسیقی، احساساتی چون شادی، سرزندگی، عشق، صمیمیت و آرامش را در ما جاری می‌کنند. در مقابل، آثار دیگری وجود دارند که احساساتی همچون رنج، اندوه، اضطراب، خشم یا پشیمانی را برمی‌انگیزانند. در واقع، موسیقی بازتاب‌دهنده طیف وسیعی از تجربیات انسانی است. گاه این تأثیر به‌قدری قدرتمند است که حس تسلط، برتری‌جویی، اعتمادبه‌نفس و پیروزی را در شنونده تقویت می‌کند و گاه چنان بی‌اثر است که فرد هیچ واکنش خاصی نشان نمی‌دهد.

این مقدمه‌ای است برای واکاوی تجربیات عمیق‌تر در موسیقی؛ تجربیاتی که می‌توانند رنگ‌وبوی معنوی و متعالی به خود بگیرند و حس توکل به خدا، دوستی و حب به اهل بیت (ع) را در دل انسان زنده کنند. البته در سوی مقابل، برخی از آثار موسیقی ممکن است حس ترس یا ناآرامی یا مفاهیم شیطانی را القا کنند. موسیقی در کودکان نیز می‌تواند شادی، نشاط و طنز را جاری سازد. برای نوجوانان و جوانان، موسیقی نه‌تنها محرکی برای تمرکز و خلاقیت است، بلکه حس تعلق و شور به زندگی را نیز برمی‌انگیزد. این گستره وسیع نشان می‌دهد که موسیقی، زبان روح است؛ زبانی که می‌تواند از نظم تا بی‌نظمی، و از آرامش تا پیچیده‌ترین حالات درونی را بیان کند.

خلق موسیقی حماسی نیاز به دانش فنی و تسلط آهنگساز بر ریتم، ملودی و ارکستراسیون دارد

البته تحقق این امر، در گروِ دانش فنی آهنگساز است. آهنگساز باید بداند که چگونه از ریتم، ملودی، هارمونی و ارکستراسیون بهره بگیرد تا حس و حال مورد نظرش را به‌درستی به مخاطب منتقل کند.

ریشه‌های موسیقی حماسی ایرانی در شاهنامه و روایت‌های تاریخی و ادبی نهفته است

اگر بخواهیم به سراغ «موسیقی حماسی» برویم، باید ابتدا به مفهوم «حماسه» اشاره کنیم؛ روایتی از دلاوری، قهرمانی و وقایع سرنوشت‌سازی که نمونه‌های درخشان آن را در شاهنامه فردوسی می‌بینیم؛ جایی که شعر، بازتاب‌دهنده فداکاری و شکوه یک ملت است. در دنیای موسیقی، این سبک که با نام موسیقی «اپیک»(Epic) شناخته می‌شود، القاکننده قدرت، شکوه، شجاعت و تسلط است.

شنیدن یک اثر حماسی می‌تواند با القای قدرت و شجاعت، غرور ملی و مذهبی ما را بیدار‌کند، حس امید و پیروزی را در جانمان می‌نشاند و با یادآوری افتخارات و کرامت‌های انسانی، عظمت تاریخی، فرهنگی و مذهبی یک ملت را در ذهنمان زنده ‌کند. از این رو موسیقی ملی هر کشوری بایستی با هر شنیدن، بهترین حس حماسی را برای مردمانش به ارمغان بیاورد که به نظرم در کشورمان این موضوع خیلی پررنگ نیست، در حالی که در بعضی از کشورها این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخودار است.

 

موسیقی حماسی چه ویژگی‌های موسیقایی و ارکسترالی دارد و چه تفاوتی با مفاهیم موسیقی قهرمانانه و موسیقی تراژیک پیدا می‌کند؟

موسیقی‌های حماسی معمولاً دارای ریتم‌هایی قوی، کوبنده و پرتحرک هستند؛ ریتم‌هایی که انرژی و حس حرکت را به شنونده منتقل می‌کنند. در موسیقی‌های حماسی الگوهای ریتمیک در مترها و میزان‌های مختلف شکل می‌گیرند. استفاده درست و به‌جا از تأکیدها یا اَکسِنت‌ها در ضرب‌های موسیقی این ریتم‌ها را قوی‌تر، پرقدرت‌تر و با شکوه می‌کند. از این رو آهنگسازان برجسته با استفاده‌ هوشمندانه از این قلق‌ها، حس حماسه و عظمت را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند.

در موسیقی حماسی معاصر غربی، آهنگسازان علاوه بر سازهای کلاسیک ارکستر سمفونیک، از صداهای الکترونیک نیز بهره می‌برند. ترکیب این دو فضا را «هایبرید ارکسترال» می‌نامند؛ سبکی که امروزه در موسیقی فیلم، بازی‌های ویدیویی و آثار سینمایی بسیار رایج شده است. در این شیوه، صداهای الکترونیک در کنار ارکستر سمفونیک، ابعاد صوتی گسترده‌تر و مدرن‌تری ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند موسیقی قدرت و هیجان بیشتری پیدا کند.

سازهای کوبه‌ای مانند طبل بزرگ، طبل کوچک، تیمپانی و انواع پرکاشن‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری فضای حماسی دارند. این سازها با ایجاد ضرب‌آهنگ‌های سنگین و پرقدرت، حس پیشروی، نبرد و شکوه را تقویت می‌کنند. همچنین سازهای بادی برنجی مانند ترومپت، ترومبون و هورن (فرنچ هورن) که از ارکان اصلی ارکستر سمفونیک هستند، به دلیل رنگ صوتی درخشان و پرصلابت خود، تأثیر چشمگیری در ایجاد فضای حماسی دارند. در کنار این‌ها، سازهای زهی نیز با اجرای خطوط ملودیک گسترده و پرتنش، به افزایش حس درام و حرکت کمک می‌کنند.

همان‌گونه که اشاره شد، صداهای الکترونیک که توسط انواع سینتی‌سایزرهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تولید می‌شوند، در موسیقی حماسی معاصر جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند. این صداها می‌توانند لایه‌هایی از ابهت، هیجان، تعلیق یا فضای آخرالزمانی ایجاد کنند. شایان ذکر است که در موسیقی ایرانی، ساختار و بیان حماسه شکل متفاوتی دارد که در ادامه از آن صحبت خواهیم کرد.

از دیگر ویژگی‌های موسیقی حماسی می‌توان به حجم صوتی گسترده و استفاده از تغییرات دینامیکی اشاره کرد. افزایش تدریجی شدت صدا یا کرشندو در طول قطعه، به ایجاد حس عظمت، شکوه و اوج‌گیری کمک می‌کند. همچنین استفاده از ملودی‌های صعودی یا بالارونده اهمیت فراوانی دارد؛ ملودی‌هایی که به‌تدریج اوج می‌گیرند و احساس قدرت، حرکت، امید و پیشروی را در ذهن شنونده القا می‌کنند. این نوع حرکت ملودیک معمولاً با هارمونی‌های گسترده و ارکستراسیون فشرده همراه می‌شود تا تأثیر عاطفی موسیقی افزایش یابد.


میان موسیقی حماسی، قهرمانانه و تراژیک تفاوت‌های بنیادی وجود دارد که هر کدام بار معنایی متفاوتی دارند

در بررسی این نوع موسیقی، لازم است میان مفاهیمی مانند حماسی، قهرمانانه و تراژیک تمایز قائل شویم؛ زیرا هر یک بار معنایی و زیبایی‌شناختی متفاوتی دارند. برای مثال، موسیقی حماسی (Epic) با موسیقی قهرمانانه (Heroic) یکسان نیست. موسیقی قهرمانانه غالباً جنبه‌ای فردی‌تر دارد و ممکن است بر دلاوری، اراده یا کنش قهرمانانه‌ یک شخصیت متمرکز باشد؛ در حالی که مفهوم حماسی بیشتر به رویدادهای بزرگ، تاریخی، سرنوشت‌ساز و جمعی مربوط می‌شود. در موسیقی حماسی، معمولاً نوعی احساس عظمت تاریخی، سرنوشت ملی یا نبردی فراگیر وجود دارد که از سطح تجربه‌ فردی فراتر می‌رود.

بسیاری از قطعات موسیقی حماسی ساخته شده در غرب، که برای تجلیل از یک قهرمان واقعی یا شخصیت افسانه‌ای تولید شده‌اند، لزوماً برای ما ایرانیان کاربرد مستقیم ندارند و قادر نیستند به عمق مفاهیم والای اعتقادی و معنوی ما نزدیک شوند. این آثار، هرچند در فرهنگ خود حماسی و تأثیرگذارند، اما با روحیات، باورها و زمینه‌های تاریخی و فرهنگی ایرانی همخوانی کامل ندارند و نمی‌توانند تجربه‌ای معنوی یا حماسی مطابق با ارزش‌ها و ایمان ما خلق کنند.

همچنین میان مفهوم حماسه و تراژدی نیز تفاوتی بنیادین وجود دارد. در فضای حماسی، تأکید بر شکوه، ایستادگی، پیروزی و غلبه بر دشواری‌ها است، حتی اگر این پیروزی با رنج و فداکاری همراه باشد. اما در فضای تراژیک، سرنوشت تلخ، شکست، فقدان یا اندوه نقش محوری پیدا می‌کند. موسیقی تراژیک معمولاً از رنگ‌های صوتی تیره‌تر، ملودی‌های اندوهناک‌تر و هارمونی‌های پرتنش‌تر بهره می‌برد تا حس ناامیدی یا تأثر عاطفی را منتقل کند.

در برخی از آثار آهنگسازان ایرانی مشاهده می‌کنیم که به جای آن که حس حماسیِ مبتنی بر پیروزی و شکوه شکل بگیرد، نوعی حس تراژیک و اندوه تاریخی به شنونده منتقل می‌شود؛ احساسی که به رنج‌ها، شکست‌ها و دشواری‌هایی اشاره دارد که مردم ایران در طول قرن‌ها تجربه کرده‌اند. در چنین آثاری، مخاطب بیش از آن‌که احساس غرور و پیروزی کند، با نوعی همدردی و تأثر عاطفی نسبت به سرنوشت تاریخی یک ملت مواجه می‌شود. به همین دلیل، مرز میان حماسه و تراژدی در برخی نمونه‌های موسیقی ایرانی گاه به‌صورت ظریفی درهم‌تنیده می‌شود و شنونده حالتی دوگانه از شکوه و اندوه را حس می‌کند.

 

آیا موسیقی حماسی را باید یک ژانر موسیقی مستقل دانست؟ یا آن‌طور که در تعریف مقدمه اشاره کردید، به حس و حال شنونده بستگی دارد؟

وقتی از ژانر موسیقی سخن می‌گوییم، در واقع به نوعی دسته‌بندی موسیقایی اشاره داریم که بر اساس ساختار، سنت، پیشینه فرهنگی و تاریخی شکل گرفته است. به عبارت دیگر، هر ژانر موسیقایی با یک بستر فرهنگی، تاریخی و گاه با یک فرم مشخص موسیقایی پیوند دارد. برای مثال، هنگامی که از موسیقی راک نام می‌بریم، دیگر آن را در چارچوب موسیقی سنتی ایرانی قرار نمی‌دهیم؛ زیرا ریشه‌های آن در فرهنگ موسیقایی انگلیسی ـ آمریکایی قرار دارد. همچنین موسیقی جز ریشه در فرهنگ موسیقایی آمریکا دارد، یا موسیقی کلاسیک دوره باروک به دوره‌ای مشخص از تاریخ موسیقی اروپا تعلق دارد.

 

موسیقی حماسی صرفاً یک ژانر مستقل نیست و بیشتر حال‌وهوایی احساسی است که در قالب ژانرهای مختلف ظاهر می‌شود

بنابراین، وقتی از موسیقی پاپ، راک یا جز سخن می‌گوییم، در واقع درباره هویت کلی و ژانر موسیقی صحبت می‌کنیم. اما در مورد موسیقی حماسی وضعیت اندکی متفاوت است. در نگاه نخست ممکن است تصور شود که موسیقی حماسی یک ژانر مستقل است، اما در بررسی دقیق‌تر درمی‌یابیم که موسیقی حماسی در حقیقت بیشتر یک حال‌ و هوا یا کیفیت احساسی است تا یک ژانر مستقل. به بیان دیگر، موسیقی حماسی می‌تواند در قالب ژانرهای مختلف موسیقایی ظهور پیدا کند.

در طبقه‌بندی‌های کلاسیک موسیقی، ژانرها معمولاً بر اساس ویژگی‌های ساختاری، فرم، تکنیک‌های اجرایی و زمینه‌های تاریخی تعریف می‌شوند. اما موسیقی حماسی الزاماً چنین چارچوب مشخص و ثابتی ندارد. ممکن است آهنگسازی اثری خلق کند که به دلیل احساس عظمت، شکوه و قهرمانی که منتقل می‌کند، حماسی تلقی شود. این نوع موسیقی می‌تواند در قالب‌های گوناگون مانند موسیقی کلاسیک، راک، متال یا موسیقی الکترونیک ساخته شود.

برای نمونه، آهنگسازانی مانند هانس زیمر و جان ویلیامز هرچند از نظر ساختار، تکنیک آهنگسازی و شیوه ارکستراسیون تفاوت‌های قابل توجهی دارند، اما هر دو توانسته‌اند آثاری با حال‌وهوای حماسی خلق کنند. برای مثال، موسیقی مجموعه جنگ ستارگان (Star Wars) که توسط جان ویلیامز ساخته شده است، دارای تمی مارش‌گونه و بسیار قدرتمند است که حس شکوه و قهرمانی را القا می‌کند. از سوی دیگر، آهنگسازانی همچون برایان تایلر نیز در آثار موسیقی فیلم خود بارها از این فضای حماسی بهره برده‌اند.


موسیقی تریلر نمونه‌ای از حماسه مدرن است که با ریتم‌های قدرتمند و اوج هیجانی کوتاه، مخاطب را درگیر می‌کند

در سال‌های اخیر، برخی شرکت‌ها و گروه‌های موسیقی نیز به تولید نوعی موسیقی پرداخته‌اند که به آن Trailer Music یا موسیقی تریلر گفته می‌شود. واژه «تریلر» در اصل به پیش‌نمایش فیلم اشاره دارد؛ بخشی کوتاه از فیلم که برای معرفی اثر و جذب مخاطب ساخته می‌شود. تریلرها معمولاً زمان محدودی دارند و اغلب بین دو تا سه دقیقه طول می‌کشند. مهم‌ترین ویژگی آن‌ها این است که اوج هیجانی و دراماتیک اثر را به نمایش می‌گذارند تا مخاطب را برای دیدن فیلم ترغیب کنند.

در موسیقی تریلر نیز همین ویژگی‌ها دیده می‌شود. این نوع موسیقی معمولاً از ریتم‌های کوبنده و قدرتمند استفاده می‌کند و سازهایی مانند تیمپانی، طبل بزرگ، طبل کوچک یا تایکو در آن نقش مهمی دارند. در چنین آثاری معمولاً شاهد افزایش تدریجی شدت صدا، استفاده از افکت‌های صوتی عظیم، ایجاد تنش و رسیدن به یک نقطه اوج هیجانی هستیم. بسیاری از آهنگسازان معاصر، از جمله هانس زیمر، در شکل‌گیری و گسترش این نوع موسیقی نقش مهمی داشته‌اند.

بنابراین، در حالی که تریلر در سینما یک ابزار تبلیغاتی برای معرفی فیلم است، در موسیقی به نوعی سبک یا شیوه‌ای از موسیقی حماسی برای ایجاد هیجان و تنش در شنونده تبدیل شده است.

در نهایت این پرسش مطرح می‌شود که آیا موسیقی حماسی را باید یک ژانر موسیقایی دانست یا صرفاً یک حال‌وهوا (مود)؟ به نظر می‌رسد که موسیقی حماسی بیش از آنکه یک ژانر مستقل باشد، نوعی فضای احساسی و بیانی در موسیقی است که می‌تواند در قالب ژانرهای مختلف ظهور پیدا کند. در بسیاری از موارد نیز این عنوان بیشتر به‌عنوان برچسبی برای دسته‌بندی و دسترسی آسان‌تر مخاطبان به این نوع موسیقی در بازار موسیقی به کار می‌رود. از این رو، مرز میان «ژانر» و «مود» در مورد موسیقی حماسی تا حدی انعطاف‌پذیر است.

 

موسیقی حماسی چه کارکردهای هویتی، روانی و اجتماعی در جامعه ما دارد و چگونه می‌تواند از مفاهیمی مانند تراژدی متمایز شود؟

در حوزه تولید موسیقی حماسی در کشورمان برخی اوقات آثاری تولید می‌شوند که الزاماً با نیازها و شرایط جامعه ما هم‌خوانی ندارند، یعنی با تعاریفی که از موسیقی حماسی ارائه شد، ‌همسو نیست و بیشتر حس غم و اندوه را تداعی می کند.

 

موسیقی حماسی می‌تواند حس هویت، غرور ملی و آمادگی روانی را در جامعه ایجاد کند

در حالی‌ که یکی از کارکردهای مهم موسیقی حماسی، برانگیختن حس قهرمانی، ایستادگی و آمادگی برای کنش عملی است، حسی که به مخاطب القا می‌کند که در برابر تهدیدها و دشواری‌ها نبایستی منفعلانه رفتار کرد و بایستی حرکت کرد.

موسیقی حماسی به‌گونه‌ای باید عمل کند که شنونده پس از گوش دادن به آن، احساس کند مفاهیمی چون کشور، خاک، فرهنگ، قومیت و باورهای مذهبی برایش پررنگ‌تر و معنادارتر شده‌اند. این تأثیر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. یکی از نتایج مهم موسیقی حماسی، ایجاد احترام به تاریخ گذشته خودمان است؛ تاریخی که در نگاه نسل جوان ما تا حدودی کم‌رنگ شده، یا در برخی روایت‌ها به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شود که تحقیر و ضعف در زمان حال را القا می‌کند. موسیقی حماسی می‌تواند این شکاف را ترمیم کرده و پیوندی فعال میان گذشته و اکنون برقرار سازد.

از سوی دیگر، موسیقی حماسی توان ایجاد تنش، هیجان و آمادگی روانی را دارد؛ هیجانی که لزوماً منفی نیست، بلکه می‌تواند به‌صورت استرس مثبت عمل کرده و انسان را برای مواجهه با شرایط سخت آماده کند. تجربه‌های اجتماعی نشان داده‌اند که پس از دوره‌های بحرانی و فضای ناامیدی، شکل‌گیری حس امید، پیروزی و آرامش جمعی تا چه اندازه می‌تواند فضا را دگرگون کند؛ گاه حتی مردم در این مسیر جلوتر از هنرمندان حرکت می‌کنند. با نگاهی به آنچه که در جنگ تحمیلی سوم رخ داد، ما شاهد بودیم که چگونه فضای منفی ۱۸ و ۱۹ دی ماه به فضای مثبت و پرشور رمضان تبدیل شد و دیدیم که پخش موسیقی‌های حماسی چه در رسانه و چه در خیابان‌ها چقدر اثربخش بود.

نکته مهم آن است که موسیقی حماسی الزاماً همواره شادی‌آفرین نیست. در بسیاری از نمونه‌ها، به‌ویژه در موسیقی‌های مرتبط با 8 سال دفاع مقدس، نوعی غم باشکوه منتقل می‌شود؛ غمی که از آگاهی، ایثار و مسئولیت سرچشمه می‌گیرد، نه از شکست و یأس. این نوع حماسه، حتی در روایت‌های اندوه‌بار، با مفهوم تراژدی تفاوت دارد؛ زیرا در دل خود معنا، کرامت و هدف والایی را حفظ می‌کند.

موسیقی خرمشهر استاد مجید انتظامی آهنگساز برجسته کشورمان نمونه برجسته‌ای است که میان اندوه‌های بزرگ و لحظات سرنوشت‌ساز پیروزی، مفهوم فداکاری و ایثار را زنده نگه می‌دارد.

یکی از وظایف اصلی موسیقی حماسی، زنده نگه‌داشتن حس معنا، باور و حرکت به سوی باورها هست. این موسیقی انرژی لازم برای حرکت به سوی هدفی مشخص را فراهم می‌کند و انسان را از حالت ایستایی خارج می‌سازد. بنابراین، موسیقی حماسی که ترکیبی از حس پیروزی، مبارزه و عظمت است، زمانی به کمال می‌رسد که به کنش، جریان و عمل جمعی منتهی شود و این موضوع برای ما ایرانیان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

در موسیقی ایرانی، شعر چه نقشی در شکل‌گیری ساختار، ریتم و فضای موسیقی حماسی ایفا می‌کند و کدام دستگاه‌های موسیقی ایرانی ظرفیت‌های بازنمایی موسیقی حماسی را داراست؟

در موسیقی ایرانی، شعر نقش محوری در شکل‌گیری ریتم، ساختار و فضای حماسی ایفا می‌کند

در موسیقی ایرانی، تأثیر شعر بسیار تعیین‌کننده و عمیق است و موسیقی حماسی ایرانی بیش از هر چیز، از طریق شعر معنا پیدا می‌کند. در این‌جا شعر نقش اصلی را در روایت داستان بر عهده دارد. نمونه‌ برجسته‌ آن، شاهنامه فردوسی است که منبعی غنی از مفاهیم قهرمانی، نبرد و سرنوشت است و این مفاهیم را از طریق شعر منتقل می‌کند. شعر حماسی با وزن، ریتم و لحن خود، مستقیماً بر ساختار موسیقی تأثیر می‌گذارد؛ به‌گونه‌ای که اشعار پرشور موسیقی را به سمت ریتم های تند و کوبنده سوق می‌دهد و اشعار تراژیک، فضا را به سمت ملودی‌های سنگین‌تر و احساسی‌تر هدایت می‌کند. آهنگسازان و خوانندگان بر این موضوع اذعان دارند.

شعر حماسی نه‌تنها از نظر معنایی، بلکه از لحاظ وزن و ریتم نیز بر موسیقی اثر مستقیم دارد. برای مثال، وزن مشهور شاهنامه یعنی «فعولن فعولن فعولن فعل» به‌خودیِ خود نوعی حرکت ریتمیک حماسی ایجاد می‌کند؛ حرکتی که در ذهن شنونده تداعی‌کننده‌ی تاخت اسب، پیشروی سپاه یا فضای میدان نبرد است. همین ساختار وزنی باعث می‌شود آهنگساز یا خواننده به‌صورت طبیعی به سمت ریتم‌های استوار، منظم و کوبنده گرایش پیدا کند.

علاوه بر وزن اشعار، واژگان و لحن حماسی اشعار نیز بر بیان موسیقایی تأثیر فراوان دارند. در شاهنامه با واژه‌هایی چون «رزم»، «شیر»، «دلیر»، «سپاه»، «تاج»، «نام نیک» و «نبرد» روبه‌رو می‌شویم که خودِ این واژگان بار صوتی و عاطفی خاصی دارند و بر نحوه‌ ادای خواننده و شکل‌گیری لحن موسیقی اثر می‌گذارند. وقتی فردوسی می‌خواهد درباره شجاعت و جنگ صحبت کند می‌گوید: دلیران ایران یکی سر شدند/ بر آن دشمنان چون شرر بر شدند یا درباره عظمت ایران می‌گوید: چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد، شما وقتی این اشعار را می‌خوانید، ناخودآگاه حس حماسی می‌گیرید، البته فراموش نکنیم که خواننده باید بتواند شکوه، قدرت و هیجان نهفته در متن را به شنونده منتقل کند.

در هنرهای نمایشی سنتی ایران، مانند نقالی و تعزیه نیز این پیوند میان شعر و موسیقی به‌وضوح دیده می‌شود. در نقالی، لحن راوی، کشش واژه‌ها، تغییرات شدت صدا و ریتم بیان، عملاً نوعی موسیقی روایی ایجاد می‌کند. در تعزیه نیز شعر نه‌تنها حامل روایت است، بلکه اوج و فرود ملودی‌ها و فضای دستگاهی را تعیین می‌کند. به این ترتیب، شعر در سنت موسیقی ایرانی صرفاً متن همراه موسیقی نیست، بلکه خود یکی از عناصر سازنده‌ موسیقی به شمار می‌آید.

دستگاه‌های موسیقی ایرانی مانند چهارگاه و ماهور ظرفیت بالایی برای بازنمایی فضای حماسی و پیروزی دارند

در کنار نقش شعر ایرانی، هفت دستگاه‌ و پنج آواز موسیقی ایرانی همراه با زیر مجموعه‌های خود هر کدام ظرفیت‌های احساسی و بیانی متفاوتی دارند و می‌توانند در بازنمایی فضای حماسی نقش مهمی ایفا کنند. برخی دستگاه‌ها به‌طور طبیعی قابلیت بیشتری برای انتقال حس قدرت، شکوه و هیجان دارند. برای نمونه، دستگاه چهارگاه به دلیل فواصل موسیقایی خاص خود یکی از مناسب‌ترین دستگاه‌ها برای بیان حالات حماسی و رزمی به شمار می‌رود. چهارگاه می‌تواند حس نبرد، هیجان، حرکت و حتی نوعی صلابت قهرمانانه را القا کند.

دستگاه ماهور که از جهاتی با گام مآژور غربی نزدیک است، نیز به دلیل فضای روشن، باشکوه و استوار خود، ظرفیت بالایی در انتقال حس پیروزی، اقتدار و عظمت دارد. بسیاری از آهنگسازان از ماهور برای خلق فضایی ملی، افتخارآمیز و حماسی بهره گرفته‌اند. در مقابل، دستگاه همایون بیشتر حالتی اندوهگین، تأمل‌برانگیز دارد و معمولاً برای بیان جنبه‌های تراژیک یا سوگ‌آلود روایت‌های حماسی مناسب‌تر است یا دستگاه سه‌گاه که به دلیل حالت درونی و عاطفی خود، کمتر برای خلق فضای حماسیِ مبتنی بر شکوه و قدرت به کار می‌رود، هرچند می‌تواند در بیان لحظات تلخ و انسانی داستان‌های حماسی مؤثر باشد.

تلفیق موسیقی ایرانی با ارکسترال غربی، امکان خلق آثار حماسی نوین را فراهم کرده است

در موسیقی ایرانی، حماسه بیش از آن‌‌که بر ارکستر بزرگ و چندلایه‌ سمفونیک متکی باشد، بر روایت، کلام و انتقال احساس از طریق آواز استوار است. با این حال، در دوران معاصر، برخی آهنگسازان تلاش کرده‌اند میان ادبیات حماسی ایران و قالب‌های ارکسترال غربی پیوند برقرار کنند. از جمله می‌توان به اپرای سمفونیک «رستم و سهراب» اثر استاد لوریس چکناواریان اشاره کرد که برداشتی موسیقایی و نمایشی از شاهنامه است. همچنین استاد عزیزم دکتر شاهین فرهت در «سمفونی فردوسی» که کوشیده است جهان فکری و شخصیت فردوسی را در قالب موسیقی سمفونیک بازنمایی کند. این آثار نشان می‌دهند که موسیقی حماسی ایرانی می‌تواند در عین حفظ ریشه‌های ادبی و روایی خود، با زبان ارکسترال و فرم‌های موسیقی کلاسیک غربی نیز تلفیق شود.

در نهایت، می‌توان گفت که جوهره‌ موسیقی حماسی ایرانی بیش از هر چیز در پیوند میان شعر، روایت و موسیقی نهفته است. در این سنت، موسیقی نه فقط وسیله‌ای برای ایجاد هیجان، بلکه ابزاری برای زنده نگه داشتن حافظه  تاریخی، اسطوره‌ها و هویت فرهنگی یک ملت است؛ هویتی که در طول قرن‌ها، از طریق شعر و موسیقی به نسل‌های بعد منتقل شده است.

 

موسیقی حماسی در ایران در چه بسترهایی شکل گرفته است و تفاوت آن با الگوهای رایج موسیقی حماسی در غرب چیست؟

به‌نظر بنده، حماسه در ایران در درجه‌ نخست، ادبی و روایی بوده و در مراحل بعدی به‌تدریج موسیقایی شده است؛ به این معنا که شعر ما از موسیقی‌مان جلوتر حرکت کرده است. اگر هم در گذشته موسیقی حماسی قدرتمندی داشته‌ایم ولی به دلایل مختلف تاریخی و فرهنگی، این موسیقی به‌طور کامل به ما نرسیده است. ازاین‌رو، آهنگسازان ایرانی بیش از هر چیز از روایت ادبی و متون حماسی بهره برده‌اند.

وقتی موسیقی حماسی را در ایران بررسی می‌کنیم، درمی‌یابیم که با شکل هالیوودی آن تفاوت جدی دارد. در بسیاری از کشورهای دیگر، موسیقی حماسی یک ژانر مستقل با کارکرد اقتصادیِ روشن است و به آن به‌عنوان یک محصول سودآور نگاه می‌شود؛ اما در کشور ما چنین ساختاری به ‌معنای دقیق وجود ندارد. اگر بخواهیم تصویری از وضعیت موسیقی حماسی در ایران ارائه دهیم، می‌توان گفت این نوع موسیقی عمدتاً در چهار بستر اصلی قابل مشاهده است:
موسیقی حماسی در ایران در چهار بستر اصلی شکل گرفته است: موسیقی سنتی و ایرانی، موسیقی فیلم، موسیقی دوران انقلاب و دفاع مقدس، و مداحی مذهبی

1- موسیقی سنتی و ایرانی: در این بستر، ریشه‌ حماسه موسیقایی به‌طور مستقیم به آثار ادبی و روایی بازمی‌گردد؛ به‌ویژه متونی چون شاهنامه و دیگر متون حماسی که به‌صورت نقالی، شاهنامه‌خوانی و روایت‌های آوازی تجلی پیدا می‌کنند. در این‌جا، شعر و روایت، بنیان اصلی شکل‌گیری حال‌وهوای حماسی است که در این ارتباط صحبت کردیم. بعد از انقلاب اسلامی آثار خوبی ساخته شده که به نظرم نمی‌توان از موسیقی ایرانی حماسی صحبت کرد و نام مرحوم محمد رضا لطفی را نبرد. قطعه جاودانی همچون سپیده (ایران ای سرای امید) که با صدای مرحوم استاد شجریان خوانده شد. همچنین اثر ایران ساخته روح الله خالقی که هر ایرانی آن را شنیده و خوانده است.

2- موسیقی فیلم: این حوزه، شاید نزدیک‌ترین فضای موسیقایی ما به موسیقی حماسی به‌معنای مدرن آن باشد؛ به‌ویژه در فیلم‌های مرتبط با دفاع مقدس. آهنگسازانی همچون استاد مجید انتظامی بیشترین آثار حماسی شاخص را در این حوزه خلق کرده‌اند. بررسی آثار استاد مجید انتظامی نشان می‌دهد که ایشان از ارکستر بزرگ به‌شکل مؤثری بهره می‌گیرد و تم‌های احساسیِ قهرمانانه در آثارش به‌خوبی شنیده می‌شود. موسیقی او برای خرمشهر چنان قدرت و نفوذی داشته که حتی در سوی مقابلِ گفتمان رسمی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. ما در موسیقی فیلم با بستری روبه‌رو هستیم که الزاماً نیاز به کلام و آواز نداریم؛ هرچند که می‌توان آواز را نیز به آن افزود. این نوع موسیقی حماسی، از نظر بافت ارکسترال و زبان موسیقایی، به موسیقی اپیک Epic در غرب بسیار نزدیک‌تر است. اگر بخواهم نمونه دیگری معرفی کنم اثر معروف سربداران ساخته استاد عزیزم جناب آقای فخرالدینی هست.

3- موسیقی دوران انقلاب و دفاع مقدس: در ابتدای انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع مقدس، جریان گسترده‌ای از تولیدات موسیقایی شکل گرفت که بخش مهمی از حافظه‌ جمعی جامعه ما را تشکیل داد. در این آثار، شعر نقشی محوری و تعیین‌کننده داشت؛ زیرا بیش از هر چیز، حامل پیام‌های ایدئولوژیک، اجتماعی و اعتقادی بود. به همین دلیل، در بسیاری از این تولیدات، موسیقی در خدمت انتقال مفاهیمی چون مقاومت، ایثار، شهادت، آرمان‌خواهی، وحدت و مبارزه قرار گرفت.

این آثار در قالب‌های گوناگونی مانند سرودهای انقلابی و جمع‌خوانی‌های گروهی اجرا می‌شد. استفاده از گروه کر در این نوع موسیقی اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا صدای جمعی می‌توانست حس همبستگی، اتحاد و حرکت اجتماعی را تقویت کند. به همین دلیل، بسیاری از سرودهای آن دوران با مشارکت هم‌زمان چندین خواننده اجرا می‌شدند تا نوعی فضای فراگیر و حماسی ایجاد شود؛ فضایی که مخاطب را نه به‌عنوان شنونده‌ای منفرد، بلکه به‌عنوان عضوی از یک جمع درگیر کند.

در این میان شعر جایگاهی فراتر از یک متن همراه موسیقی پیدا می‌کرد. در بسیاری از آثار، پیام و محتوای شعری حتی بر ساختار موسیقایی غلبه می‌کرد و موسیقی عملاً به بستری برای انتقال مفاهیم ایدئولوژیک و آرمانی تبدیل می‌شد. به بیان دیگر، در این نوع آثار، موسیقی نه صرفاً برای زیبایی‌شناسی صوتی، بلکه به‌عنوان ابزاری فرهنگی و اجتماعی برای انتقال پیام، تهییج احساسات جمعی و تثبیت مفاهیم ارزشی به کار گرفته می‌شود. آقای حمید شاهنگیان، مرحوم احمد علی راغب به عنوان آهنگساز و مرحوم حمید سبزواری به عنوان ترانه ساز و جناب محمد گلریز به عنوان خواننده از این دسته تولیدکنندگان موسیقی بودند.

4- مداحی و سوگ‌ حماسه‌ مذهبی: بستر دیگری که از گذشته تاکنون در ایران برای موسیقی حماسی وجود داشته است، حوزه مداحی است؛ از ایام وقوع انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس تا جنگ تحمیلی سوم.

در هیئت‌ها و فضاهای مذهبی ما، مرثیه یکی از جریان‌های اصلی موسیقی حماسی به شمار می‌رود و هسته مرکزی آن روایت واقعه کربلا است؛ جایی که هم حس قهرمانی شخصیت‌هایی چون مولایمان امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت زینب (س) برجسته می‌شود و هم عمق سوگواری و اندوه در دل‌ها حاضر است.

امروزه در کشور ما، مداحی‌ها در مساجد و حسینیه‌ها همچنین در میادین شهرها به صورت‌های مختلفی اجرا می‌شوند. در بعضی از اجراها حضور سازهای کوبه‌ای (مثلاً سازهای کوبه‌ای جنوبی) حضور دارند که به همراه صدای مداح، فضایی مذهبی‌ ـ حماسی‌تری را ایجاد می‌کند. بخشی از این آثار هم در استودیوهای ضبط صدا تولید می‌شود، با افکت‌ها یا جلوه‌های صوتی مانند صدای سینه‌زنی و زنجیر میکس می‌شوند و بعضی‌ها با سازهایی مثل پد سینتی‌سایزری تحت عنوانی غلطی به نام تنظیم دیجیتال تولید و انتشار می‌یابند.

در کشور ما، شکل‌گیری بسیاری از تولیدات موسیقایی با فضای مذهبی ـ حماسی، در ابتدا ریشه در واقعه‌ عاشورا و حماسه‌ کربلا داشت. واقعه‌ای که نه‌تنها یک رخداد تاریخی و مذهبی، بلکه یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های الهام در فرهنگ، ادبیات و موسیقی ایرانی ـ شیعی به شمار می‌رود.

در بسیاری از نوحه‌ها و نغمات مذهبی قدیمی، می‌توان تلفیقی از سوگ و حماسه را مشاهده کرد؛ حالتی که از یک سو اندوه شهادت را بازتاب می‌دهد و از سوی دیگر، عظمت و شکوه ایستادگی امام حسین(ع) و یارانش را برجسته می‌سازد. همین ویژگی باعث شد که موسیقی مذهبی ایرانی به‌تدریج نوعی بیان حماسیِ خاص خود را پیدا کند؛ بیانی که با مفهوم صرفِ تراژدی تفاوت دارد و در دل اندوه، نوعی عزت و پیروزی معنوی را نیز حفظ می‌کند.

پس از انقلاب اسلامی به خصوص در دوران دفاع مقدس بسیاری از سرودها، نوحه‌ها و آثار موسیقایی با الهام از ادبیات عاشورایی ساخته شدند و این مفاهیم مذهبی ـ حماسی وارد مرحله‌ تازه‌ای شد به‌تدریج با مسائل اجتماعی، سیاسی و هویت معاصر جامعه‌ ایران پیوند خورد. در این دوره، مفاهیمی مانند ایثار، شهادت، مقاومت و انتظار، تنها به روایت واقعه‌ کربلا محدود نماند، بلکه به وضعیت روز جامعه و حتی به افق آینده و مفهوم ظهور امام زمان(عج) نیز گسترش پیدا کرد. به همین دلیل، موسیقی مذهبی ـ حماسی معاصر توانست میان گذشته، حال و آینده نوعی پیوستگی معنایی ایجاد کند.

این نوع موسیقی مذهبی ـ‌ حماسی در گذشته، با یادآوری واقعه‌ عاشورا و تاریخ تشیع حضور داشت. اما در زمان حال، با ارجاع به مسائل اجتماعی، مقاومت و وضعیت معاصر جامعه شکل و معنایی جدیدی پیدا کرده است و به آینده، از طریق مفهوم انتظار و ظهور امام زمان عج، به افق آرمانی و امیدبخش پیوند خورده است. در نتیجه، موسیقی مذهبی ـ حماسی در ایران صرفاً روایت یک حادثه‌ تاریخی نیست، بلکه نوعی تداوم فرهنگی و اعتقادی را بازنمایی می‌کند که در آن تاریخ، هویت و آینده‌ آرمانی یک جامعه را به هم متصل می‌شوند. این نوع تولیدات را ما در ساخته‌های بعضی از مداحان معروف کشور از جمله حاج صادق آهنگران، مهدی رسولی و میثم مطیعی می‌شنویم.

به همین دلیل، بررسی موسیقی مذهبی ـ حماسی در ایران تنها یک بحث موسیقایی نیست، بلکه موضوعی میان‌رشته‌ای است که به ادبیات، تاریخ، جامعه‌شناسی و آیین‌های مذهبی نیز مربوط می‌شود که بی‌تردید می‌تواند محور یک گفت‌وگوی مستقل و مفصل قرار گیرد.

 

چه عواملی در سازبندی و عناصر موسیقایی، موجب شکل‌گیری حس حماسی در موسیقی می‌شوند و آیا همه‌ سازها ظرفیت یکسانی برای بیان این فضا دارند؟ آیا با تک‌نوازی می‌شود موسیقی حماسی ساخت؟ یا اینکه نیاز به چندصدایی است؟

همه‌ سازها برای اجرای موسیقی حماسی ظرفیت یکسانی ندارند. در کشور ما سازهای ایرانی از تنوع بالایی برخوردارند و به دسته‌های مختلفی همچون سازهای زهی زخمه‌ای و مضرابی مانند تار، سه‌تار، سنتور، عود و دوتار، سازهای زهی آرشه‌ای مانند کمانچه و قیچک، سازهای بادی مانند نی، سرنا و سازهای کوبه‌ای مانند دف، تنبک، دایره و دهل تقسیم می‌شوند.

نوع سازبندی و ارکستراسیون نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد حس حماسی دارد و تک‌نوازی به‌تنهایی کافی نیست

با این حال، همه‌ این سازها به یک اندازه برای ساخت قطعه‌ای حماسی مناسب نیستند. برای مثال، اجرای یک قطعه‌ کاملاً حماسی با تک‌نوازی دوتار ممکن است از نظر رنگ صدا (Timbre) و قدرت بیانی محدود باشد، در حالی‌که سازهایی مانند دهل، سرنا، نقاره یا دف، به‌سبب رنگ صوتی و شدت دینامیکی خود، ظرفیت بیشتری برای ایجاد فضای حماسی دارند. برخی سازها نیز نقش تقویت‌کننده‌ فضا را ایفا می‌کنند؛ برای نمونه، تنبک می‌تواند به فضا حرکت و ریتم بدهد، اما به‌تنهایی بار کامل حماسی را بر دوش نمی‌کشد. در مقابل، سازی مانند تنبور اگر به‌صورت گروهی نواخته شود، می‌تواند با افزایش حجم صوتی، حس حماسی را تقویت کند. بنابراین، میان تک‌نوازی و اجرای گروهی تفاوتی اساسی وجود دارد.

در موسیقی غربی نیز هر ساز کارکرد خاص خود را در بیان حماسه دارد. در چهار دسته از سازهای ارکستر سمفونیک یعنی سازهای زهی مانند ویلن، ویولا،‌ ویلن سل و کنترباس، سازهای بادی چوبی مانند پیکولو، فلوت، ابوا و کلارینت، سازهای بادی برنجی مانند ترومپت، ترومبون، فرنچ هورن و توبا همچنین سازهای کوبه‌ای مانند تیمپانی، طبل بزرگ و کوچک، سنج و أنواع پرکاشن‌ها کارکردها متفاوت است.

خانواده سازهای زهی مانند ویولن، ویولنسل ستون اصلی موسیقی حماسی را به عهده دارند. در میان سازهای بادی نقش اصلی در بیان حماسی بر عهده‌ سازهای بادی برنجی مانند ترومپت، فرنچ‌هورن، ترومبون و توبا است که به‌سبب قدرت و درخشندگی صدا، حس شکوه و اقتدار را القا می‌کنند. سازهای کوبه‌ای مانند طبل بزرگ (Bass Drum) و اسنر درام (Snare Drum) نیز در ایجاد ریتم‌های مارش‌گونه و رزمی بسیار مؤثرند.

البته نمی‌توان از همه‌ این سازها به یک میزان در موسیقی حماسی بهره گرفت؛ بلکه کاربرد، ترکیب و بافت ارکسترال است که جایگاه و درجه‌ اهمیت هر ساز را تعیین می‌کند. در ارکستراسیون کلاسیک، معمولاً پایه‌ کار با سازهای زهی شکل می‌گیرد و سپس سازهای بادی برنجی و کوبه‌ای برای تقویت شکوه و قدرت افزوده می‌شوند. در مقابل، سازی مانند کُر آنگله (Cor anglais) که رنگی ملایم دارد، در موسیقی حماسی کمتر به‌صورت محوری استفاده می‌شود و بیشتر در فضاهای تراژیک یا روایی کاربرد دارد. در آثار آهنگسازان ایرانی همچون کارن همایونفر می‌توان مشاهده کرد که سازهایی مانند ترومپت چگونه برای القای هیجان و حس قهرمانی به کار گرفته می‌شوند.

به کار بردن فواصل موسیقایی خاص و عدم بافت تک صدایی، قدرت و شکوه موسیقی حماسی را تقویت می‌کنند

علاوه بر سازبندی و ارکستراسیون، فواصل موسیقایی نیز نقش اساسی در شکل‌گیری حس حماسی و قهرمانانه دارند. برای نمونه، فواصل چهارم و پنجم درست (Perfect Fourth & Perfect Fifth) از جمله فواصل بسیار پرکاربرد در موسیقی حماسی به شمار می‌روند. این فواصل به دلیل ساختار صوتیِ استوار و قدرتمند خود، حس شکوه، اقتدار و پایداری را به شنونده منتقل می‌کنند و به همین دلیل در بسیاری از آثار حماسی، نظامی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در آثار جان ویلیامز، این نوع فواصل به‌وفور شنیده می‌شود. او با بهره‌گیری از ملودی‌های مبتنی بر فواصل چهارم و پنجم، در کنار ارکستراسیون گسترده و استفاده از سازهای بادی برنجی، فضایی باشکوه و قهرمانانه خلق می‌کند. ویژگی‌های آثار اوست که در نهایت حس پیروزی، حرکت و قدرت را در ذهن مخاطب القا می‌کند.

علاوه بر آهنگسازان معاصر، در آثار گذشتگان همچون بتهوون نیز بسیاری از مؤلفه‌های موسیقی حماسی و قهرمانانه به‌وضوح شنیده می‌شود. در بسیاری از سمفونی‌ها و آثار ارکسترال او، شنونده با فضایی مواجه می‌شود که سرشار از تنش، مبارزه، حرکت و در نهایت غلبه و پیروزی است؛ ویژگی‌هایی که بعدها به یکی از مهم‌ترین عناصر موسیقی حماسی در دوره‌های بعد تبدیل شدند.

علاوه بر سازبندی، فواصل موسیقایی نیز در شکل‌گیری حس حماسی نقشی اساسی دارند. برای نمونه، فواصل چهارم و پنجم درست یا perfect در موسیقی قهرمانانه بسیار پرکاربردند. بسیاری از آثار جان ویلیامز سرشار از این فواصل‌اند. او همچنین از ریتم‌های مختلف مارش‌گونه، دینامیک قوی و تأکیدهای متفاوت در فواصل زمانی مختلف قطعه بهره می‌گیرد تا در نهایت حس پیروزی و قدرت را القا کند. در آثار بتهوون در سمفونی سوم یا سمفونی قهرمانی، سمفونی پنجم و یا نهم در موومان‌های (بخش‌ها) خاصی به کرات شنیده می‌شود.

شایان ذکر است که چندصدایی بودن صداها، از منظر بافت موسیقایی، نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری فضای حماسی دارد. استفاده از بافت‌های چندصدایی می‌تواند موسیقی را از نظر حجم، رنگ‌آمیزی صوتی و قدرت شنیداری، پُرتر و باشکوه‌تر جلوه دهد و تأثیر عاطفی عمیق‌تری بر مخاطب بگذارد. هرچه لایه‌های صوتی متنوع‌تر و هماهنگ‌تر در کنار یکدیگر قرار گیرند، حس عظمت، شکوه و گستردگی در موسیقی بیشتر تقویت می‌شود.

در مقابل، بافت مونوفونیک یا تک‌صدایی یعنی حالتی که تمام سازها یا خوانندگان، یک ملودی واحد را به‌صورت هم‌زمان اجرا می‌کنند، معمولاً ظرفیت کمتری برای ایجاد حجم و ابهت صوتی دارد. البته این نوع بافت در موسیقی ایرانی، دارای ارزش بیانی و احساسی ویژه‌ای است، اما در مقایسه با بافت‌های دوصدایی و چندصدایی، از نظر تنوع هارمونیک و قدرت صوتی محدودتر به نظر می‌رسد.

در موسیقی غربی، انواع مختلفی از بافت‌های چندصدایی وجود دارد که هر یک می‌توانند در ایجاد فضای حماسی نقش مؤثری ایفا کنند. از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به بافت هموریتمیک (Homorhythmic) اشاره کرد. در این نوع بافت، بخش‌های مختلف آوازی یا سازی با ریتمی مشترک و هماهنگ حرکت می‌کنند، اما در عین حال نت‌ها و هارمونی‌های متفاوتی را اجرا می‌کنند. همین هماهنگی ریتمیک در کنار تنوع هارمونیک، باعث ایجاد حس قدرت، انسجام و حرکت جمعی می‌شود و فضایی باشکوه و پرصلابت پدید می‌آورد.

به همین دلیل، آهنگسازان در بسیاری از آثار حماسی، اپراها، موسیقی فیلم‌ها و قطعات کرال، از بافت هموریتمیک بهره می‌برند تا بتوانند حس اقتدار، هیجان و شکوه را به شکلی مؤثر به شنونده منتقل کنند. حضور هم‌زمان گروه کر، ارکستر و هارمونی‌های گسترده در چنین آثاری، موسیقی را به تجربه‌ای فراگیر و تأثیرگذار تبدیل می‌کند که مخاطب را در فضای حماسی اثر غوطه‌ور می‌سازد.

 

آواز و گروه کر می‌تواند حس باشکوه و جمعی موسیقی حماسی را به شنونده منتقل کنند

در حوزه‌ آواز، خوانندگان چه به‌صورت تک‌خوانی و چه در قالب گروه کر، نقش مهمی در شکل‌گیری و تقویت فضای موسیقی حماسی ایفا می‌کنند. گروه کر که معمولاً از صداهای زن و مرد تشکیل می‌شود، بر اساس محدوده‌های صوتی مختلف به بخش‌هایی مانند سوپرانو، آلتو، تنور و باس تقسیم می‌شود. ترکیب این صداها در کنار یکدیگر، می‌تواند به موسیقی حالتی باشکوه، قدرتمند و جمعی ببخشد و حس عظمت و هیجان را در شنونده تقویت کند. حتی بدون آن‌ که متن آواز برای مخاطب قابل فهم باشد، صرفِ حضور صدای کر می‌تواند حس آیینی، حماسی یا اسطوره‌ای ایجاد کند. برای نمونه، قطعه‌ مشهور «کارمینا بورانا» اثر کارل ارف آهنگساز آلمانی یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های استفاده از گروه کر در موسیقی حماسی به شمار می‌رود.

در کشور ما این تولیدات با فضای مذهبی ـ حماسی ابتدا به خاطر واقعه کربلا خلق شد. سال‌ها مداحان، حماسه حسینی را با شکوه و وقار توصیف می‌کردند ولی بعد از انقلاب اسلامی به ‌تدریج این مفاهیم فضای مذهبی ـ حماسی، به وضعیت روز جامعه ما، حتی به مسیر آینده ما، یعنی ظهور امام زمان (عج) پیوند خورد و آثاری ساخته شد که ملودی‌های آن‌ها ماندگار شدند. ما شاهد این هستیم که سه زمان گذشته، حال و آینده چگونه در متن و موسیقی مذهبی ـ حماسی ما در هم تنیده شده‌اند که به نظرم جای یک جلسه گفت‌وگوی مجزا را دارد.

این موسیقی در بسیاری موارد انرژی جمعی و حرکت ایجاد می‌کند و گاه با بهره‌گیری از عناصر موسیقی الکترونیک غربی (به‌ویژه در سطح بیت و سرعت) شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد؛ هرچند در ظاهر، همچنان در قالب موسیقی مذهبی عرضه می‌شود.

در همه‌ این بسترها، آنچه محوریت دارد «معنا» است؛ به این معنا که حماسی بودن، صرفاً به بلندی صدا یا شدت ضرباهنگ وابسته نیست، بلکه به موضوع، روایت، محتوا و سازوکارهای معنابخش وابسته است. موسیقی حماسی در ایران، بیش از هر چیز، از طریق معنا و روایت شکل می‌گیرد و سپس در قالب‌های مختلف موسیقایی تجسد پیدا می‌کند.

 

 

 

 
 
 

زمان انتشار: سه شنبه ٢٩ ارديبهشت ١٤٠٥ - ٠٨:٤٩ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
;