|

محمدرضا پورجعفر، عضو پیوسته و عضو گروه معماری و شهرسازی، یادداشتی در پاسداشت یاد و خاطره زندهیاد استاد عبدالحمید نقرهکار نگاشت که در پی میخوانیم.
در میان پژوهشگران معاصر حوزه معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی، نام مهندس نقرهکار بهعنوان یکی از چهرههای اثرگذار در تبیین مبانی نظری و معنایی این حوزه جایگاهی برجسته دارد. ایشان با رویکردی پژوهشمحور و مبتنی بر جهانبینی اسلامی، تلاش کرد نسبت میان معنا، هویت و کالبد در معماری را بازخوانی و تبیین کند و بدینترتیب در شکلگیری ادبیات نظری معماری ایرانی-اسلامی سهمی قابل توجه داشته باشد. آشنایی نگارنده با این استاد فرهیخته به اوایل دهه ۱۳۷۰ بازمیگردد؛ زمانی که ایشان برای بررسی وضعیت دانشکدههای هنر و معماری به دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس مراجعه کرده بودند. در همان دیدار، با توجه به پیشینه مطالعاتی نگارنده در حوزه تطبیقی ادیان هندوییسم، سیکیسم و جینیسم و مقایسه آنها با اسلام ـ که حاصل حدود چهارده سال زندگی و پژوهش در هندوستان بود ـ زمینه گفتوگوهای علمی فراهم شد. در ادامه، ایشان از نگارنده دعوت کردند در نشستهایی درباره ابعاد معنوی و دیدگاههای ادیان مختلف در دانشگاه علم و صنعت ایران مشارکت داشته باشم. این تعامل علمی، سرآغاز همکاریها و ارتباطات علمی گستردهتری شد که طی سالهای بعد ادامه یافت. مرحوم نقرهکار در برگزاری نشستها، سمینارها و همایشهای علمی همواره پژوهشگران را به ارائه مقاله و مشارکت فعال در مباحث نظری تشویق میکردند. از منظر علمی، یکی از مهمترین دغدغههای فکری ایشان بررسی «معنا در معماری از منظر اسلام» بود. مرحوم نقرهکار معتقد بود که معماری صرفاً یک فعالیت فنی یا زیباشناختی نیست، بلکه حامل لایههای عمیق معنایی و فرهنگی است که ریشه در جهانبینی و نظام ارزشی جامعه دارد. در این چارچوب، او کوشید پیوند میان مبانی معرفتی اسلام و سازمان فضایی و کالبدی معماری را روشن سازد. پشتکار پژوهشی و اهتمام او در این زمینه در دوران معاصر کمنظیر بود. فعالیتهای او تنها به عرصه نظری محدود نمیشد، بلکه در حوزه آموزش، نقد جریانهای معماری معاصر و نیز طرح دیدگاههای اصلاحی در سیاستگذاریهای معماری و شهرسازی نیز حضوری فعال و صریح داشت. مجموعه آثار مکتوب، سخنرانیها و مکاتبات او با نهادها و مسئولان نشاندهنده دغدغه جدی وی نسبت به جهتگیریهای معماری و شهرسازی در جامعه ایرانی است. در کنار جایگاه علمی، ویژگیهای اخلاقی این استاد فقید نیز درخور توجه بود. تواضع، اخلاقمداری و روحیه نقدپذیری از برجستهترین خصال شخصیتی او به شمار میرفت. ایشان همواره تلاش میکرد شاگردان و پژوهشگران جوان را به فعالیت علمی تشویق کند و مسیر پژوهشهای آنان را هدایت نماید. بسیاری از فعالیتهای علمی نگارنده در حوزه معماری و شهرسازی اسلامی، از جمله مقالات، سخنرانیها و گفتوگوهای تخصصی، با تشویق و حمایت مستقیم ایشان شکل گرفت. حضور مرحوم نقرهکار در جلسات علمی، بهویژه در گروه معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر، نیز همواره با نظم، جدیت و در عین حال صمیمیت همراه بود. او در مواجهه با دیدگاههای انتقادی، رویکردی علمی و سازنده داشت و تأکید میکرد که نقدها باید بهصورت مستدل و مکتوب تنظیم شده و از طریق مجاری علمی و نهادی به مسئولان و تصمیمگیران منتقل شود. این نگاه نشان میدهد که وی نقد علمی را نه صرفاً بهعنوان یک فعالیت نظری، بلکه بهمثابه ابزاری برای اصلاح و ارتقای سیاستها و رویههای معماری و شهرسازی تلقی میکرد. در مجموع، میتوان گفت که اندیشه محوری مرحوم نقرهکار بر این باور استوار بود که معمار متعهد باید جهانبینی توحیدی را در آثار خود متجلی سازد. بهزعم او، معماری زمانی میتواند واجد هویت اسلامی-ایرانی باشد که میان مبانی اعتقادی، نظام ارزشی و سازمان فضایی بناها پیوندی معنادار برقرار شود. از این رو، کوششهای نظری و آموزشی او را میتوان بخشی از تلاش گستردهتر برای بازاندیشی در مبانی معماری معاصر ایران دانست. بیتردید استمرار این مسیر فکری، از طریق شاگردان، همکاران و علاقهمندان به این حوزه، و نیز از رهگذر نظریههایی همچون «نظریه اسلام»، میتواند به غنای بیشتر گفتمان معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی بینجامد. یاد و نام این استاد برجسته، بهواسطه سهم او در تبیین مبانی معنایی معماری، در تاریخ اندیشه معماری معاصر ایران ماندگار خواهد بود.
|