|

یادداشتی از نسیم اشرافی، عضو گروه تخصصی معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر در سوگ استاد زنده یاد عبدالحمید نقره کار:
«استاد عبدالحمید نقرهکار از آن دست انسانهایی بودند که حضورشان پیش از آنکه در معماری نمود یابد، در باورها، منش و نحوه زندگی ایشان آشکار میشد. ایشان معمار بودند، اما معماری شان از جنس طراحی و محاسبه نبود؛ ادامه طبیعیِ زیست حکیمانه و مؤمنانهای بود که در آن علم، حکمت، تواضع و جهاد و انقلابی گری بهجای آنکه مفاهیمی جدا از هم باشند، بهسان رگهای یک پیکر زنده در هم تنیده شده بود. استاد نقرهکار پیش از آنکه سخن از «معماری اسلامی» بگویند، اسلام را در زندگی شخصی، اخلاق فردی و روحیه جهادی خود جاری کردند و دین را در مقام سلوک شخصی و علمی باهم میدیدند؛ سلوکی که از زندگی شخصی آغاز میشد و به کلاس درس، معماری، هدایت دانشجویان و در نهایت برنامهریزیهای کلان تمدنی میرسید. و همین پیوندِ میان زندگی و حکمت، ایشان را به « معمار حکیم» تبدیل کرده بود. ایشان باور داشت که معماری تمدنی، نه با طراحی معماری ، بلکه با تربیت معمار حکیم آغاز میشود یعنی شخصی که بتواند در میان میدان کثرت و پرآشوب های زمانه، ارتباطی روشن میان توحید و جامعه و معماری بیافریند. مولفه بسیار برجسته ایشان تواضع بود. با وجود جایگاه رفیع علمی، همواره چنین بود که گویی هنوز در آغاز راه است؛ آرام، دقیق، شنوا و مشتاق یادگیری. بسیاری روایت کردهاند که ایشان در جلسات تخصصی همان اندازه گوش می سپردند که آموزش می دادند، و این خود نشان از آن «رشد حکیمانه » ایشان است.اگر بخواهیم شخصیت ایشان را در یک تصویر خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت: استاد حکیم نقرهکار انسانی بودند که جریان دین از زندگی شخصی شان عبور کرد، در جانشان رسوخ یافت، در علم و نگرششان به جهان شکفت، و سرانجام در معماری و نگاه تمدنی ایشان تجلی یافت. اکنون که ایشان از میان ما رفته اند، بیش از پیش روشن میشود که میراث حقیقی شان نه فقط معماری اسلامی و حکمی، بلکه راهی است که نشان دادند و وارثان علمی این استاد بزرگ راه را ادامه خواهند داد ان شاءالله.»
|