• سه شنبه ٢٣ تير ١٤٠٥
  • En

آرم فرهنگستان هنر
اخبار > تئاتر در صف اول مقاومت مردمی؛ وقتی صحنه به میدان می‌آید


تئاتر در صف اول مقاومت مردمی؛ وقتی صحنه به میدان می‌آید

 

یادداشت حاضر از مرتضی اسدی مرام، کارگردان و تهیه کننده حوزه تئاتر درباره جنگ رمضان را با هم می‌خوانیم.

در روزهایی که کشور درگیر جنگ تحمیلی چهل‌روزه رمضان بود و شرایط اجتماعی به‌واسطه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران به وضعیتی حساس و پر از احساس و مقاومت تبدیل شد، بسیاری از فعالیت‌های هنری به ناچار متوقف شدند. سالن‌های تئاتر تعطیل شد، بخشی از فرهنگسراها و مراکز نمایشی آسیب دیدند؛ از جمله سالن تئاتر کودک تالار هنر و مجموعه تئاتر محراب که خساراتی را تجربه کردند. اما آنچه در این میان رخ داد، خاموشی تئاتر نبود ، بلکه تغییر شکل آن بود. صحنه‌ها بسته شدند، اما تئاتر به خیابان آمد.
این تجربه بار دیگر نشان داد که تئاتر، پیش از آنکه یک هنرِ محدود به سالن باشد، یک رسانه اجتماعی زنده است ، رسانه‌ای که در لحظه بحران می‌تواند کارکردهای متنوع و مؤثری بر عهده بگیرد.
تئاتر ، از صحنه رسمی تا میدان عمومی
تعطیلی سالن‌ها، به معنای توقف اجراها نبود. هنرمندان تئاتر در بسیاری از شهرها، با اجراهای خیابانی، پرفورمنس‌های میدانی، نمایش‌های تک‌نفره، کاروان‌های نمایشی، نقالی‌ها، رجزخوانی‌ها و آیین‌های نمایشی، حضور خود را در کنار مردم تثبیت کردند. میدان‌های شهری به صحنه تبدیل شدند و مخاطب، نه تماشاگر منفعل، بلکه بخشی از اجرا شد.
در این میان سه کارکرد اصلی تئاتر بیش از همه برجسته بود:
۱. تقویت روحیه مقاومت جمعی و همبستگی اجتماعی
در شرایط بحرانی و جنگ ، قاعدتا جامعه با احساس ناامنی، اضطراب و ابهام روبه‌رو می‌شود هر چند در ایران بخش مهمی از جامعه به عنوان جان فدا در میادین و تجمعات حاضر شدند . پس با این حضور در میدان اجراهای خیابانی هنرمندان، بیش از آنکه صرفاً نمایشی روانشناسانه شوند، نوعی حرکت نمادین جمعی برای ترویج مقاومت به‌شمار رفتند؛ حرکتی که به مردم امکان می‌داد در کنار یکدیگر بایستند، همدیگر را ببینند و احساس تنهایی نکنند. همچنین گروه هایی هم برای کاهش آسیب های پس از تجربه سانحه به بیمارستان ها و هتل های محل حضور خانواده های آسیب دیده رفتند و تلاش کردند به کاهش استرس آنها کمک کنند ، اما کار کرد در میدان بیشتر نمایان بود . از منظر جامعه‌شناسی هنر، تئاتر در چنین موقعیت‌هایی نقش بازآفرینی پیوند اجتماعی را ایفا می‌کند. حضور جمعی در یک رویداد هنری، حتی کوتاه و ساده، می‌تواند حس تعلق و هم‌سرنوشتی را تقویت کند. این همان چیزی است که امیل دورکیم از آن با عنوان (وجدان جمعی) یاد می‌کند؛ لحظه‌ای که جامعه خود را در آینه یک عمل مشترک بازمی‌شناسد.
۲. تئاتر به‌عنوان زبان اعتراض و بیان رنج
بخش دیگری از فعالیت هنرمندان، معطوف به بیان آسیب‌هایی بود که کودکان و خانواده‌ها بخصوص شهدای دانش آموز میناب در جریان جنگ متحمل شدند. تئاتر، به‌ویژه در قالب اجراهای پرفورمنس‌های کوتاه با پویشی هنری و رویدادی ملی با عنوان به کدامین گناه؟ ، به رسانه‌ای برای بازگویی و اعتراض به رنج‌های انسانی بخصوص جنایت جنگی مدرسه شجره طیبه میناب تبدیل شد.
زبان بدن، نشانه‌های بصری ساده همچون یک کیف مدرسه سوخته ، دفتر و کتاب سوخته ، عروسک خاک‌آلود، یک میز شکسته ، تخته سیاه ، یا کفش کودکانه‌ای بر زمین، گاه تأثیری عمیق‌تر از هر بیانیه رسمی داشت. این همان ظرفیت نشانه‌شناختی تئاتر است؛ هنری که با کمترین عناصر، بیشترین معنا را منتقل می‌کند.
در بسیاری از اجراها، کودکان نه‌فقط موضوع نمایش، بلکه محور عاطفی آن بودند. این رویکرد، تئاتر را به بستری برای همدلی اجتماعی بدل کرد؛ جایی که رنج فردی، به تجربه‌ای جمعی تبدیل می‌شود.
۳. الگوسازی اجتماعی از طریق حضور هنرمندان
حضور هنرمندان در میدان‌ها و تجمعات مردمی، صرفاً یک مشارکت نمادین نبود؛ بلکه نوعی الگوسازی اجتماعی به همراه داشت. هنرمند در چنین شرایطی، از جایگاه چهره فرهنگی به شهروند مسئول یا حتی سرباز فرهنگی تغییر موقعیت می‌دهد.
این کنش، پیام مهمی برای جامعه دارد: هنر از مردم جدا نیست و هنرمند در بزنگاه‌های تاریخی، کنار مردم می‌ایستد. چنین حضوری، به‌ویژه برای نسل جوان، می‌تواند الگوی مشارکت ، مقاومت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی باشد.
تجربه جهانی؛ تئاتر در بحران‌ها چه کرده است؟
تاریخ معاصر جهان نیز نشان می‌دهد که تئاتر در شرایط جنگ و بحران، همواره نقشی فراتر از سرگرمی داشته است.
در جریان جنگ جهانی دوم، اجراهای خیابانی و سیار در اروپا به ابزاری برای حفظ روحیه عمومی تبدیل شد. در آمریکای لاتین، تئاتر ستمدیدگان آگوستو بوال، به مردم امکان داد تجربه‌های سرکوب و خشونت را روی صحنه بازآفرینی و تحلیل کنند. در آفریقای جنوبیِ دوران آپارتاید، تئاتر خیابانی یکی از مهم‌ترین ابزارهای آگاهی‌بخشی و ایجاد همبستگی اجتماعی بود.
حتی در بحران‌های طبیعی مانند زلزله‌ها یا همه‌گیری‌ها، گروه‌های نمایشی در کشورهای مختلف با اجراهای کوچک محلی، به بازسازی روانی جامعه کمک کرده‌اند. اما تجربه تئاتر در جنگ رمضان نشان داد
که تئاتر، به‌دلیل زنده و تعاملی بودنش، در موقعیت‌های بحرانی جدا از کارکرد درمان‌گرانه یا اعتراض و بازنمایی ، میتواند کارکردی انسجام‌بخش در راستای مقاومت و تقویت روحیه ایثار پیدا کند نقشی که تاکنون برایش تعریف نشده بود .
آنچه در روزهای اخیر در میدان‌های شهرهای مختلف ایران رخ داد، واجد یک معنای نشانه‌شناختی مهم بود: تبدیل میدان به صحنه. میدان، به‌عنوان محل تجمع و حضور عمومی، زمانی که به صحنه اجرا تبدیل می‌شود، معنایی دوچندان پیدا می‌کند. در این وضعیت، شهر خود به یک متن نمایشی بدل می‌شود و شهروندان، بازیگران آن هستند.
رجزخوانی‌ها، نقالی‌ها و آیین‌های نمایشی که ریشه در سنت‌های نمایشی ایرانی دارند، پیوندی میان حافظه تاریخی و وضعیت اکنون برقرار کردند. این بازگشت به فرم‌های آیینی، نشان داد که فرهنگ نمایشی ایران در بزنگاه‌های تاریخی، توان احیای خود را دارد و می‌تواند روایت‌گر مقاومت و همبستگی باشد ، آنچنان که صدها سال با تعزیه و نقل و روایت گری چراغ حماسه عاشورا را روشن نگه داشته ، امروز نیز به میدان آمد تا بر طبل انتقام خواهی ، ایستادگی کوبیده و به سربازان جان بر کف بگوید شما با سلاح موشک به میدان بروید و ما با سلاح کلام به میدان خواهیم آمد.
تئاتر ، امکانی برای وحدت
اگرچه بخشی از زیرساخت‌های اقتصادی ، انرژی ، نظامی آسیب دید اما این آسیب در حوزه فرهنگ هم ایجاد شد از تعطیلی فعالیت های هنری تا آسیب به سالن‌هایی چون تالار هنر (سالن تئاتر کودک) و مجموعه تئاتر محراب خسارت‌هایی را تجربه کردند، اما آنچه برجای ماند، تصویری از تئاتری بود که محدود به دیوارها نشد. این تجربه نشان داد تئاتر می‌تواند ، رسانه‌ای برای بیان جمعی مقاومت و ایثار باشد ،بستری برای همدلی و تسکین و اعتراض به کشتار مردم بی گناه فراهم کند ، عنصر انسجام‌بخش در شرایط حساس اجتماعی باشد و الگویی از مسئولیت‌پذیری فرهنگی ارائه دهد .
در نهایت، جنگ رمضان اگرچه خسارت‌بار بود ، اما ظرفیت‌های پنهان جامعه ی تئاتر ایران را آشکار کرد. حضور فعال هنرمندان در میدان‌ها و شکل‌گیری اجراهای متنوع از پرفورمنس‌های خیابانی تا نقالی و آیین‌های نمایشی، نشان داد که تئاتر در ایران نه صرفاً یک هنر صحنه‌ای، بلکه یک توان اجتماعی است ، توانی ارزشمند برای ایجاد همبستگی، تقویت امید و بازسازی معنای جمعی در روزهای مقاومت .
صحنه‌ها شاید برای مدتی خاموش شوند، اما تا زمانی که مردم در میدان حضور دارند، تئاتر نیز در کنار آنان خواهد بود.

 
 
 

زمان انتشار: شنبه ١٢ ارديبهشت ١٤٠٥ - ١١:٤٠ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
;