|
بزنگاههایی که جامعه دچار فشار و هیجانی ناشی از یک امر غیر معمول که بیشتر جنبه منفی چون جنگ، اپیدمی و مسائلی از این دست میشود، شاید برخی دچار سردرگمی شده، و با تنشها و چالشهای زیادی مواجه شوند و بهطور کلی روح جمعی دچار آسیبهای ناشی از وضعیت موجود شود. در این هنگام، گاه یک جمله، یک شعر، یا یک اثر هنری چنان طنینی درست و بهجا در زندگیمان ایجاد میکند که به یاد میآوریم که هستیم و هویتمان از کجا نشأت گرفته است. برخی از آثار یکباره ما را منقلب میکند، لبخند به لبانمان مینشاند و یا احساس غرور و شعف را در ما زنده کرده و فراتر از یک بیانیه سیاسی عمل میکند. در جنگ تحمیلی رمضان چنین بود، وقتی هنرمندان دست به کار شده و یکی دست به قلم برد و اشعاری سرود، آن یکی در ویرانههای خانهاش سنتور نواخت، دیگری موسیقی حماسی اجرا کرد، یکی با صحنه نمایش میداندار بود و یا هنرمندی که اثر نقاشی یا کاریکاتور خلق کرد. از ارسال نامههای بینالمللی تا تحصن نوازندهای در کنار نیروگاه برق و کمپینهای حمایتی هنرمندان، ثابت کرد که همه پشت به پشت یکدیگر ایستادند و جَنگ را به جُنگ بدل کردند. سید مسعود شجاعی طباطبایی، عضو گروه تخصصی هنرهای تجسمی فرهنگستان هنر، از جمله این هنرمندان بود که هر شب تا بامداد در موکبهای شهر قم حاضر میشد و با کاریکاتوری مرذم را به لبخند وا میداشت. او که سابقه عکاسی در طول هشت سال دفاع مقدس را در کارنامهاش دارد، خوب میداند که در این روزهای جنگ تحمیلی با آثارش چگونه پیامش را به مخاطبین برساند.
مسعود شجاعی گرچه سمتهای اجرایی گوناگونی در حوزه فعالیت هنری خود داشته، اما در عین حال یکی از پُرکارترین و شناختهشدهترین هنرمندان بینالمللی در زمینه کاریکاتور است که همواره مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دستمایه آثارش بوده است. بدین ترتیب در آثار این هنرمند، شاهد بازنمایی موضوعات روز و نقد اجتماعی، نقد استبداد جهانی، جنگ، خشونت، فجایع انسانی، جنگ رسانهای و نقش رسانهها و مباحثی از این دست هستیم. او تلاش میکند تا نقد اجتماعی را با ظرافت و حفظ هویت و مسائل فرهنگی به تصویر بکشد و در مسائل جهانی نیز، رویکردش هنر مقاومت و جهان اسلام است. در آثار شجاعی نمادها و استعارهها جایگاه ویژهای دارد، چرا که کاریکاتورهایش با مضامین نقد یا هشدار همراه بوده است. او معمولا از یک ایده مرکزی بسیار روشن و کوبنده بهره میبرد تا پیامش را بدون پیچیدگی به مخاطب برساند. از این روی کاریکاتورهایش دارای کنتراستهای ساده و ترکیببندیهای مینیمال است و کمتر به جزئیات میپردازد. استفاده درست از کانسپتهای محوری آثارش را به بیانیههای تصویری بدل کرده که فراتر از طنز، هستند؛ زیرا به خوبی میداند، هنرش میتواند به عنوان رسانهای جهانی، گاه با لحنی حماسی و گاه تراژیک چه پیامی را چگونه به مخاطبان برساند.
او در تکنیک نیز انعطاف دارد به طوری که برخی از آثار را با دست خلق میکند و برخی اوقات از دیجیتال بهره میبرد، اما در هر شکل سَبک، دقت و ایجاز در تمام آثارش به یکسان نمایان و امضایی برای آثارش شده است. البته پیش از جنگ رمضان شاهد آثاری از او درباره مظلومیت فلسطینیان در مقابل دشمن صهیونیست هستیم که بیشتر لحنی تلخ و تراژیک را برای بیان فجایع انسانی دارد، اما آثارش در جنگ رمضان به سمت طنزی برای به سُخره گرفتن و شکستن هژمونی قدرتهای امریکا و اسرائیل رفته است تا پوچی آنها را نشان دهد. به عنوان مثال در آثاری که درباره جنگ تحمیلی رمضان مشاهده میکنیم، بیشترین سوژهاش طمع و دروغپردازیهای ترامپ و نتانیاهوست که بسیار قوی و روشن و به شکلی کُمیک در آثارش نمایان است.
در جایی که ترامپ ایران را تهدید به بمباران تمامی مراکز حساسش کرد و گفت: تمدن ایران را نابود میکند و آن را به عصر حجر بر میگرداند! ؛ او ترامپ را سوار بر تابوتی پیچیده در پرچم آمریکا به تصویر کشید که با لباس عصر حجر معلق در فضاست.
شجاعی در مصاحبهای که با خبرگزاری ایرنا داشته درباره یکی از آثاری که در جنگ رمضان به تصویر کشیده، بیان کرد: «یکی از این آثار مربوط به تصویر ترامپ است که در دریای سیاه مواج و خروشان دست و پا میزند و میز مذاکرهاش با موشک سوراخ شده است. در این اثر تلفن قرمزی وجود دارد که نماد مذاکره است که سیم آن قطع شده که تعبیری است که ترامپ قمارباز درگیر جنگی شده که گریبانش را گرفته است.»
برخی از تصاویر آثاری که این هنرمند در جنگ تحمیلی رمضان خلق کرده را اینجا مشاهده کنید.
|
||
نسخه چاپي| نام : | |
| ایمیل : | |
| *نظرات : | |
| | |
| متن تصویر: | |
![]() |
![]() |