|

مقاله جدید محمدرضا حسنایی، عضو پیوسته فرهنگستان هنر منتشر شد.
وی در این مقاله با اتخاذ رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، به کالبدشکافی راهبرد «دروغ بزرگ» در دکترین ترامپیسم طی «جنگ رمضان» (۱۴۰۴-۱۴۰۵) میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که دستگاه رسانهای ترامپ در مواجهه با شکستهای خردکنندهی راهبردی اعم از ابعاد سختافزاری (نظامی-تکنولوژیک) و ابعاد نرمافزاری (انسجام و اقتدار ملی) از دروغ نه به عنوان یک خطای اخلاقی، بلکه به مثابه یک «سلاح راهبردی» برای ترورِ اقتدارِ ملی ایران استفاده کرده است.
این مقاله را کامل بخوانید:
به نام خدا
واکاوی «دروغ بزرگ» در نظامِ تبلیغاتیِ ترامپیسم؛ تحلیلِ قاببندیهای رسانهای در جنگ رمضان
دکتر محمد رضا حسنائي- عضو پیوسته فرهنگستان هنر جمهور اسلامی ایران
چکیده:
این مقاله با اتخاذ رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، به کالبدشکافی راهبرد «دروغ بزرگ» در دکترین ترامپیسم طی «جنگ رمضان» (۱۴۰۴-۱۴۰۵) میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که دستگاه رسانهای ترامپ در مواجهه با شکستهای خردکنندهی راهبردی اعم از ابعاد سختافزاری (نظامی-تکنولوژیک) و ابعاد نرمافزاری (انسجام و اقتدار ملی) از دروغ نه به عنوان یک خطای اخلاقی، بلکه به مثابه یک «سلاح راهبردی» برای ترورِ اقتدارِ ملی ایران استفاده کرده است. واکاویِ مصادیقِ ششگانهی پژوهش ثابت میکند که این نظام با استفاده از تکنیکهای «انکار هستیشناختی» و «برساختهای موازی»، سعی دارد پیروزیهای قطعیِ میدانی، حماسههای ملیِ سوگواری (بهویژه در چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب) و دستاوردهای دیپلماتیک در تفاهمات بینالمللی را در افکار عمومی جهانی مخدوش سازد. این مقاله نتیجه میگیرد که ترامپیسم با هدفِ ممانعت از تثبیتِ «روایتِ فتح»، مرز میان واقعیتِ عینی و برساختِ رسانهای را از بین میبرد؛ لذا صیانت از حماسههای ملی مستلزمِ جابجایی از موضعِ تدافعی به آفندِ رسانهای و تبیینِ دقیقِ سازوکارهای این پروپاگاندای تمامیتخواه است.
کلیدواژهها: ترامپیسم، دروغ بزرگ، جنگ رمضان، چهلمین روز شهادت، نقض آتشبس، ترور اقتدار، روایت فتح.
Genealogy of the "Big Lie" in the Trumpism Propaganda System: An Analysis of Media Framing during the "Ramadan War"
Abstract This article employs Critical Discourse Analysis (CDA) to examine the "Big Lie" strategy within the doctrine of Trumpism during the "Ramadan War" (2025-2026). The findings indicate that the Trumpist media apparatus, in response to crushing strategic failures—encompassing both hardware (military-technological) and software (national solidarity and authority) dimensions—has utilized falsehoods not as moral lapses, but as a "strategic weapon" for the "assassination of Iran"s national authority." An analysis of the six recorded cases demonstrates that this system employs "ontological denial" and "parallel constructs" to undermine Iran’s definitive military victories, national epics of mourning (specifically during the 40th-day memorial of the martyred Leader), and diplomatic achievements in international agreements. The study concludes that Trumpism aims to prevent the establishment of the "Narrative of Victory" (Rovayat-e Fath) by blurring the line between objective reality and media constructs. Consequently, preserving national epics requires a transition from a defensive to an offensive media stance to expose the mechanisms of this totalitarian propaganda.
Keywords: Trumpism, Big Lie, Ramadan War, 40th-day Memorial, Ceasefire Violation, Assassination of Authority, Narrative of Victory.
مقدمه: تبارشناسی «دروغ بزرگ»؛ از تمامیتخواهیِ کلاسیک تا ترامپیسمِ نوین
نظریه «دروغ بزرگ» (Große Lüge) بر این پیشفرضِ روانشناختی استوار است که تودهی مردم، دروغهای عظیم را به دلیل وقاحتِ بیسابقهشان، راحتتر از دروغهای کوچک باور میکنند (Hitler, 1925). در حالی که یوزف گوبلز این ایده را با تکرار بیپایان به یک سیستم تبدیل کرد، در عصر حاضر، این مفهوم در قالب «ترامپیسم» به عنوان یک نظامِ تبلیغاتی، بازتولید و بهینهسازی شده است. هانا آرنت (۱۹۵۱) تبیین میکند که هدفِ این دروغها در نظامهای تمامیتخواه، نه لزوماً باورپذیر کردن یک ادعا، بلکه «تخریب توانایی تشخیص حقیقت از دروغ» در تودههاست. میچیکو کاکوتانی (۲۰۱۸) در تحلیلِ فرسایشِ حقیقت اشاره میکند که ترامپیسم چگونه از دروغ برای تولید «اشباع رسانهای» استفاده میکند. در این الگو، رسانههای استکباری با حذفِ «قابهای» اصلیِ واقعیت (Butler, 2009)، معنای حقیقت را در افکار عمومی جهانی دگرگون کرده و مانع از دیده شدنِ پیروزیهای استراتژیک جبهه مقاومت میشوند. نظامِ تبلیغاتیِ ترامپیسم؛ مهندسیِ انکار در تقابل با ایران این مقاله نشان میدهد که ترامپیسم فراتر از یک رویکرد سیاسی، یک «سازوکارِ رسانهای» است که وظیفه دارد هرگونه رخنه در اعتبارِ تکنولوژیک و هژمونیکِ غرب را از طریق «وارونهسازی واقعیت» ترمیم کند. زمانی که واقعیتِ سختِ میدان با کلانروایتِ «شکستناپذیری آمریکا» در تضاد قرار میگیرد، این نظام با «انکارِ هستیشناختی» وارد عمل میشود.
سازوکارِ ساختاریِ دروغ در نظامِ ترامپیسم: از بحرانِ حقیقت تا مدیریتِ ادراک
نظامِ تبلیغاتیِ ترامپیسم بر خلافِ پروپاگاندای سنتی که به دنبالِ پنهانسازیِ حقیقت بود، بر بنیانِ «تکثیرِ واقعیتهای موازی» استوار است. در این سازوکار، «دروغِ بزرگ» دیگر یک گزارهی منفرد نیست، بلکه یک «فرآیندِ مستمر» است که از سه لایهی به هم پیوسته تشکیل میشود:
۱. تولیدِ اشباع و فرسایشِ معرفتی:
نخستین گام در ترامپیسم، بمبارانِ اطلاعاتیِ مخاطب با روایتهای متناقض است. در این مرحله، هدفِ سیستم، القای این باور است که «حقیقتِ مطلقی وجود ندارد». با رسیدن به این نقطه، مخاطب دچارِ فرسایشِ ذهنی شده و آمادگی پیدا میکند تا جایگزینیِ «حقیقتِ واقعهای» با «تفسیرِ ایدئولوژیک» را بپذیرد. در واقع، ترامپیسم با ایجادِ آشوبِ اطلاعاتی، مرز میان واقعیتِ عینی و برساختِ رسانهای را مخدوش میکند.
۲. اعتباربخشیِ دوری و تکرارِ ماشینی:
در این نظام، یک ادعای بیاساس (مانند صلحآمیز بودن ناوگان آمریکا در خلیج فارس) از طریقِ شبکهای از رسانههای همسو و سکوهای مجازی، به طور مداوم بازنشر میشود. این «چرخهی تکرار» منجر به پدیدهی روانشناختیِ «توهمِ حقیقت» میگردد؛ جایی که ذهنِ مخاطب، تکرارِ یک گزاره را به معنایِ صحتِ آن ادراک میکند. در این لایه، دروغ بزرگ به یک «بدیهیِ رسانهای» تبدیل میشود که گویی نیازی به اثبات ندارد. ۳. مهندسیِ انکار و تغییرِ جایگاهِ پیروز و مغلوب: حیاتیترین بخشِ روندِ ترامپیسم، تواناییِ این سیستم در «وارونهسازیِ نتایجِ میدان» است. این سازوکار به گونهای طراحی شده که هرگونه شکستِ راهبردی را به یک «عقبنشینیِ تاکتیکی» یا «پیروزیِ اخلاقی» تغییر شکل دهد. از منظرِ ترامپیسم، واقعیت چیزی نیست که در میدان اتفاق میافتد، بلکه چیزی است که «روایت» میشود. لذا، اگر شکستی در میدان رخ دهد، این سیستم مأموریت دارد تا با تولیدِ یک دروغِ بزرگتر، آن را از دستورِ کارِ ادراکیِ جامعه خارج کند.
بر مبنایِ این روندِ ساختاریافته، میتوان دریافت که مواجههی ترامپ با حوادثِ سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، نه یک واکنشِ عصبی، بلکه اجرایِ دقیقِ الگوهایِ پروپاگاندای ترامپیستی برای صیانت از اعتبارِ فروپاشیدهی هژمونیِ آمریکا بود. در ادامه، به بررسیِ مصادیقِ عینیِ این روند در بزنگاههایِ استراتژیکِ جنگِ رمضان میپردازیم.
مصداق اول: انکارِ هستیشناختی در واقعه اصابت به F-35
یکی از برجستهترین مصادیقِ عملکرد این دستگاه پروپاگاندا، مواجهه رسانههای استکباری با شکستهای نظامی-تکنولوژیک در «جنگ رمضان» (اسفند ۱۴۰۴) است. در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، در حالی که گزارشهای رسمی و تصاویر میدانی حاکی از اصابت موفق پدافند هوایی ایران به یکی از پیشرفتهترین جنگندههای نسل پنجم آمریکا (F-35) در آسمان مرکزی بود، دونالد ترامپ تنها دقایقی پس از این واقعه در یک دروغِ بزرگ و آشکار مدعی شد: «تجهیزات ضدهوایی ایران کاملاً از بین رفته است؛ ما به هر کجا که بخواهیم پرواز میکنیم و هیچکس حتی به ما شلیک هم نمیکند!» (خبرگزاری فارس،۱۴۰۴). در اینجا، «دروغ بزرگ» در دو لایه عمل کرد:
۱. انکارِ امرِ واقع در لحظه: ترامپ با وقاحتی که هیتلر آن را ویژگیِ اصلیِ «دروغگویان بزرگ» میدانست، حقیقتی را که حتی نهادهای نظامی آمریکا (تحت عنوان نقص فنی و فرود اضطراری) با لکنت به آن اذعان کرده بودند، به کلی نفی کرد. این اقدام برای جلوگیری از فروپاشی اسطوره «رادارگریزی مطلق» انجام شد؛ چرا که پذیرشِ اصابت، به معنایِ ابطالِ میلیاردها دلار سرمایهگذاری در حوزهی امنیتِ تکنولوژیکِ غرب بود.
۲. وارونهسازیِ توازنِ قوا: در این سطح، نظامِ ترامپیسم تلاش کرد تا با نادیده گرفتنِ واقعیتِ میدان، پیروزیِ پدافندیِ ایران را به یک «ادعای بیاساس» تقلیل دهد. این لایه از دروغ، هدفش صیانت از «امنیتِ وجودی» نیروهای عملیاتی و همپیمانان منطقهای آمریکا بود تا از ریزشِ روانیِ آنها در برابرِ اقتدارِ دفاعیِ جمهوری اسلامی جلوگیری کند.
مصداق دوم: «دروغهای تکنیکی» برای مدیریتِ بحران در تنگه هرمز
دومین تجلیِ ساختاریِ دروغ در نظامِ ترامپیسم همزمان با انسدادِ راهبردیِ تنگه هرمز توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران رخ داد. در این مقطع، سیستم با تولیدِ «دروغهای متناقض»، استراتژیِ فریبِ افکارِ عمومی و بازارهای جهانی را در پیش گرفت:
- اولتیماتومِ فانتزی در برابرِ واقعیتِ انسداد: ترامپ در حالی مدعی شد که اولتیماتومی ۴۸ ساعته برای «نابودیِ کاملِ زیرساختهای انرژیِ ایران» صادر کرده است که در میدان، ناوگانِ آمریکا در وضعیتِ انفعالِ کامل قرار داشت. این دروغِ بزرگ، تلاشی برای بازسازیِ چهرهی «ابرقدرتِ قاطع» در برابرِ افکارِ عمومیِ داخلِ آمریکا بود. - برساختِ «مذاکراتِ خیالی» برای ثباتِ بازار: همزمان با اوجگیریِ قیمتِ جهانیِ انرژی، ترامپ با هدفِ جلوگیری از فروپاشیِ بازارهای مالی، مدعی شد: «گفتگوهای بسیار خوب و سازندهای با مقاماتِ عالیِ ایران در جریان است و به توافق نزدیک هستیم» (Press TV, 2026). این ادعا در حالی مطرح شد که ایران هرگونه گفتگو را به شدت تکذیب کرده بود. در اینجا، «دروغ بزرگ» نه برای اقناعِ سیاسی، بلکه به عنوان یک «محرکِ اقتصادی» برای مهارِ نوساناتِ بازار به کار گرفته شد.
مصداق سوم برساختِ «روایتِ نجاتبخش» و ادعای واهیِ درخواستِ رهبری
در یکی از عجیبترین اپیزودهای پروپاگاندای ترامپیسم در فروردین ۱۴۰۵، دونالد ترامپ در یک سخنرانیِ عمومی مدعی شد: «بسیاری از مقامات و مردم ایران با من تماس گرفتهاند و گفتهاند که ما از این وضعیت خسته شدهایم و از شما میخواهیم بیایید و رهبری ما را بر عهده بگیرید!» (عصر ایران، ۱۴۰۵). این «دروغِ بزرگ» از منظرِ تحلیلِ گفتمان، دو هدفِ موازی را دنبال میکرد:
- تحقیرِ نمادینِ حاکمیت: او با این ادعا، به دنبالِ القایِ «فقدانِ مشروعیتِ داخلی» در ایران، درست در زمانی بود که ملت ایران حولِ محورِ رهبریِ جدید (آیتالله مجتبی خامنهای) به انسجام رسیده بودند. - فرافکنیِ ناتوانیِ نظامی: در حالی که ارتش آمریکا در میدانِ سخت (خلیج فارس) زمینگیر شده بود، ترامپ با این ادعای واهی، سعی داشت پیروزی را در ساحتِ «خیال» و «تمنایِ دشمن» بازتعریف کند.
مصداق چهارم انکارِ حماسهی سوگواری و تکنیکِ «برساختِ سینمایی»
پس از واقعهی جانسوزِ اسفند ۱۴۰۴ و حضورِ بیسابقهی دهها میلیونیِ مردم در مراسم سوگواری شهیدِ رمضان آیتالله سید علی خامنهای رحمت الله علیه و همچنین حضور گسترده مردم شهید پرور ایران اسلامی در میادین شهرهای مختلف کشور، سیستمِ ترامپیسم با استفاده از تکنیکِ «انکارِ کثرت»، مدعی شد که تمامیِ تصاویرِ منتشر شده «تولیداتِ هوش مصنوعی و جلوههای ویژهی سینمایی» (CGI) بوده است. این دروغ بزرگ، تلاشی برای بیاثر کردنِ «اقتدارِ مردمیِ» جمهوری اسلامی در نگاهِ ناظرانِ جهانی بود؛ چرا که پذیرشِ آن حقیقت، به معنایِ اعتراف به شکستِ قطعیِ استراتژیِ «فشارِ حداکثری» تلقی میشد.
مصداق پنجم: انکارِ «رستاخیزِ ملی» و هراس از شکوهِ وداع با شهیدِ رمضان
یکی از راهبردیترین لایههای دروغ بزرگ ترامپیسم، تلاش برای مخدوش کردنِ «واقعیتِ پیوندِ ملت و حاکمیت» پس از ضایعهی شهادتِ رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای رحمتالله علیه است. هدف از این دروغ، خنثی کردنِ اثرِ راهبردیِ «انسجامِ ملی» است که در حال حاضر به عنوان سدی در برابر فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا عمل میکند؛ انسجامی که تجلیِ غایی و کوبندهی خود را در مراسم چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب به رخ جهانیان کشید. در حالی که بوقهای تبلیغاتی غرب با تکیه بر دروغهای بزرگ ترامپ، سعی در القای ناامیدی و فروپاشی داشتند، خروش بینظیر و میلیونی مردم در اربعینِ آن عزیزِ سفرکرده و بیعتِ تاریخی و عاشورایی با رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، خط بطلانی بر تمامِ محاسباتِ اتاقهای فکر استکبار کشید. این پیوندِ ناگسستنی، ثابت کرد که ریختن خونِ مطهرِ رهبر شهید انقلاب، نه تنها خللی در ارادهی این امت ایجاد نکرده، بلکه با برانگیختن یک رستاخیزِ ملی، قدرتِ نرمی را پدید آورده است که در میدانِ نبرد نیز خود را در قالبِ شکارِ عقابهای پوشالیِ نسل پنجم آمریکا نشان میدهد. بدین ترتیب، تقارنِ حماسهی پدافندی در آسمان با حماسهی حضور در خیابانها، پیام روشن و واحدی را به کاخ سفید مخابره کرد: ایرانِ پس از شهادتِ امام خامنهای بزرگ، مقتدرتر، متحدتر و شکستناپذیرتر از همیشه در برابر هرگونه تعدی ایستاده است.
مصداق ششم: ترفندِ «تفکیکِ جبههها»؛ دبهیِ زودهنگام و تحریفِ مفادِ تفاهماتِ آتش بس (اسلامآباد)
دقیقترین و تازهترین تجلیِ نظامِ تبلیغاتیِ ترامپیسم، در نخستین روزِ اجرای آتشبسِ دو هفتهای (۱۹ فروردین ۱۴۰۵) نمایان شد. در حالی که طبقِ «طرح ۱۰ مادهای» و تفاهماتِ صورتگرفته با میانجیگری پاکستان، مقرر شده بود جنگ در تمامیِ جبههها از جمله جبهه لبنان متوقف شود (خبرگزاری تابناک، ۱۴۰۵)، دستگاهِ پروپاگاندای ترامپ بلافاصله واردِ فازِ «تحریفِ مفادِ توافق» شد تا واقعیتِ شکستِ راهبردی خود را بپوشاند:
۱. دروغِ تفکیکِ جغرافیایی و انکارِ تعهدات: دونالد ترامپ تنها چند ساعت پس از اعلام رسمی آغاز آتشبس، در گفتوگو با شبکه PBS صراحتاً مدعی شد که «لبنان در چارچوب توافق آتشبس قرار نمیگیرد» و در یک دروغ بزرگ ادعا کرد که ایران نیز از این موضوع مطلع است (سایت تحلیلی عصر ایران، ۱۴۰۵). این در حالی است که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و نخستوزیر پاکستان صراحتاً توقفِ تجاوزات علیه لبنان را جزءِ لاینفک و کلیدیِ تفاهمِ اخیر ذکر کرده بودند. ترامپ با این «وارونهسازیِ مفاد»، به دنبال مشروعیتبخشی به تداوم حملات رژیم صهیونیستی به ضاحیه و جنوب لبنان است.
۲. تکنیکِ «ابهامِ استراتژیک» در لایهی سخنگویی: همزمان با مواضع ترامپ، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، با اتخاذ رویکردی متناقض، گزارشهای رسانههای معتبر جهانی نظیر «نیویورک تایمز» مبنی بر موافقت قطعی ترامپ با طرح ۱۰ مادهای ایران (شامل لغو تحریمها و توقف جنگ) را رد کرده و آن را «ادعای غیرقابل قبول» خواند (خبرگزاری تابناک، ۱۴۰۵). این تضادِ گفتاری میان رئیسجمهور و سخنگو، بخشی از سازوکارِ ترامپیسم برای «اشباعِ اطلاعاتی» و مخدوش کردنِ حقیقتِ توافق در اذهان عمومی است.
۳. انکارِ واقعیتِ میدان تحت پوششِ آتشبس: در حالی که گزارشهای میدانی از تداوم پروازهای ترابری تسلیحاتی آمریکا و حملات هوایی به زیرساختهای لبنان حکایت داشت، ترامپ با تکیه بر لایه سوم دروغ بزرگ (تغییر جایگاه پیروز و مغلوب)، این آتشبس را نه یک «عقبنشینی بر اثر فشارِ میدان»، بلکه یک «فرصتِ بشردوستانه از سوی آمریکا» بازنمایی کرد. این در حالی است که ستاد کل نیروهای مسلح ایران با صدور اخطاریهای رسمی، تداوم این وضعیت و دبه کردن در تفاهمات اسلامآباد را نقض صریح توافق اعلام نمود (فارسنیوز، ۱۴۰۵).
این مصداق به روشنی ثابت میکند که ترامپیسم حتی در آخرین دقایقِ دیپلماسی، از دروغ به عنوان سلاحی برای ترورِ دستاوردهایِ راهبردیِ جبهه مقاومت استفاده میکند تا از ریزشِ روانیِ همپیمانانِ خود پس از پذیرشِ شروطِ ایران جلوگیری کند.
نتیجهگیری: از دروغِ تکنیکی تا ترورِ اقتدار
یافتههای این مقاله نشان میدهد که «ترامپیسم» نه یک انحرافِ گذرا در سیاستِ آمریکا، بلکه یک «نظامِ تمامیتخواه رسانهای» است که دروغ را از یک خطای اخلاقی به یک سلاحِ راهبردی ارتقا داده است. تحلیلِ مصادیقِ ششگانه در جریانِ «جنگ رمضان» (۱۴۰۴-۱۴۰۵) ثابت میکند که این سیستم در مواجهه با شکستهای خردکننده از اصابت به F-35 و انسدادِ تنگه هرمز گرفته تا حضورِ میلیونیِ مردم در مراسم چهلمین روز شهادتِ رهبرِ شهیدِ انقلاب و در نهایت، نقضِ موارد متعددی از مفادِ آتشبسِ اسلامآباد، لایههای مختلفی از «دروغ بزرگ» را فعال میکند.
هدفِ نهاییِ این نظام، فراتر از پنهانسازیِ حقایقِ میدانی، نوعی «ترورِ اقتدار» است. ترامپیسم با استفاده از تکنیکِ «انکارِ هستیشناختی»، نهتنها پیروزیهای نظامی ایران را زیر سؤال میبرد، بلکه با تحریفِ مفادِ توافقات و «دبه کردنِ» زودهنگام در موضوعِ آتشبس (بهویژه در جبهه لبنان)، سعی دارد دستاوردهایِ دیپلماتیکِ جبهه مقاومت را نیز مخدوش سازد. این رویکرد، در پیِ آن است تا پیروزیهایِ قطعی و حماسههایِ ملیِ ایران را در ذهنِ مخاطبِ جهانی به عنوانِ «برساختهای سینمایی» یا «ادعاهای مشکوک» ادراک نماید و انسجامِ ملیِ شکلگرفته حولِ محورِ رهبریِ جدید را متزلزل سازد.
در نهایت، این مقاله به این نتیجه میرسد که در نبردِ تمدنیِ حاضر، «شکستنِ قابِ دروغ» و افشایِ سازوکارهایِ پروپاگاندایِ دشمن بهویژه در تبیینِ حقیقتِ توافقات و افشایِ عهدشکنیهای دیپلماتیکِ آمریکا اهمیتی همتراز با پیروزی در میدانِ سخت دارد. تثبیتِ «روایتِ فتح» مستلزمِ جابجایی از موضعِ تدافعی به آفندِ رسانهای و تبیینِ دقیقِ واقعیتها برای افکار عمومیِ بینالمللی است تا راه بر هرگونه تحریفِ حماسههای ملی و دستبردهای رسانهای به پیروزیهایِ سیاسی-نظامیِ جمهوری اسلامی بسته شود.
فهرست منابع و مآخذ
الف) منابع فارسی
- آرنت، هانا. (۱۳۹۹). توتالیتاریسم. (ترجمه محسن ثلاثی). تهران: نشر ثالث. (نسخه اصلی منتشر شده در ۱۹۵۱).
- خبرگزاری ایسنا. (۱۴۰۵، فروردین). تحلیل ابعاد حقوقی و نظامی انسداد تنگه هرمز در پی تهدیدات ناوگان آمریکا. بازیابی شده از وبگاه ایسنا.
- خبرگزاری تابناک. (۱۴۰۵، ۱۹ فروردین). عقبنشینی ترامپ و پذیرش طرح ۱۰ مادهای ایران؛ از لغو تحریمها تا آتشبس در لبنان. بازیابی شده از وبگاه تابناک.
- خبرگزاری فارس. (۱۴۰۴، اسفند). گزارش میدانی از سرنگونی جنگنده نسل پنجم F-35 در آسمان مناطق مرکزی ایران. بازیابی شده از وبگاه فارسنیوز.
- خبرگزاری فارس. (۱۴۰۵، ۱۹ فروردین). هشدار نیروهای مسلح به نقض عهد آمریکا؛ آتشبس شامل تمام جبهههاست. بازیابی شده از وبگاه فارسنیوز.
- سایت تحلیلی عصرایران. (۱۴۰۵، فروردین). واکاوی ادعاهای متناقض ترامپ در قبال حاکمیت ملی و انسجام داخلی ایران. بازیابی شده از وبگاه عصرایران.
- سایت تحلیلی عصرایران. (۱۴۰۵، ۱۹ فروردین). واکنش وزارت خارجه به ادعای ترامپ در PBS؛ تفکیک جبهه لبنان از توافق، دروغ رسانهای است. بازیابی شده از وبگاه عصرایران.
- کاکوتانی، میچیکو. (۱۴۰۰). مرگ حقیقت: یادداشتهایی بر دروغ در عصر ترامپ (ترجمه مجتبی قلیپور). تهران: نشر نو. (نسخه اصلی منتشر شده در ۲۰۱۸).
ب) منابع انگلیسی
- Arendt, H. (1951). The Origins of Totalitarianism. New York, NY: Harcourt, Brace & Co.
- Butler, J. (2009). Frames of War: When is Life Grievable?. London, UK: Verso Books.
- Hitler, A. (1925). Mein Kampf. Munich, Germany: Franz Eher Nachfolger.
- Kakutani, M. (2018). The Death of Truth: Notes on Falsehood in the Age of Trump. New York, NY: Tim Duggan Books.
- Press TV. (2026, April). Tehran officially denies Trump’s claims of "Constructive Talks" during the Persian Gulf crisis. Retrieved from Press TV News.
- The New York Times. (2026, March). Trump’s rhetoric vs. Battlefield reality: An analysis of the Ramadan War escalation. Retrieved from NYT Archives.
|