آرم فرهنگستان هنر
اخبار > محجوب و حماسه ملی ایران


محجوب و حماسه ملی ایران

 

به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فرودسی، یادداشتی از علی تقوی، عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر بخوانید:

شاهنامه حکیم فردوسی که به‌درستی آن را حماسه ملی ایران نامیده‌اند، همواره در شئون مختلف زندگي ايرانيان حضور داشته و مهم‌ترین متن فارسی است که در صيانت از زبان، فرهنگ و هويت ايراني، نقش‌آفرینی کرده است. چه‌بسیار شاعران، نویسندگان و هنرمندانی که در خلق آثار خود از این اثر سترگ تأثیر پذیرفته و گاه نیز سودای هماوردی با فردوسی در سر پرورانده‌اند که هیچ‌گاه موفق نبوده‌اند. در دوره معاصر، پژوهش در زوایا و ابعاد گوناگون ادبی و هنری شاهنامه فردوسی رونق بسیار یافت و بسیاری از استادان ایرانی و جمعی از مستشرقان در تصحیح و تحلیل و تبیین حماسه ملی ایران کوشیدند. از استادانی که چند دهه از زندگی پربار خود را برای معرفی و تبیین میراث و هویت فرهنگی ایرانی صرف کرد و آثار متعددی از خود به یادگار گذاشت، باید از محمدجعفر محجوب یاد کرد که نویسنده این یادداشت، در کتابی از مجموعه شخصیت‌های مانا با نام این استاد، به شرح احوال و آرا و آثار وی پرداخته و انتشارات سوره مهر آن را در اسفند سال گذشته منتشر کرده است.
در صد سال اخیر، بی‌گمان استاد محجوب در مطالعه و شناخت فرهنگ و ادب عامیانه ایران از سرآمدان است و در شناسایی و تبیین و تحلیل فرهنگ عامیانه، به‌ویژه انواع داستان‌های منظوم و منثور عامیانه فارسی بسیار کوشیده و مقالات و کتاب‌های متعددی به نگارش درآورده است. افزون‌بر این، محجوب در دیگر ساحت‌های زبان و ادب فارسی نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای دارد؛ ازجمله، دیوان چندتن از شاعران ادوار گذشته را تصحیح و با مقدمه‌هایی تحلیلی منتشر کرده و در پژوهش‌هایی مفصل نیز به سبک شعر خراسانی و آیین فتوت و جوانمردی پرداخته است. در این میان، شاهنامه فردوسی به سبب ارجمندی آن در ادب رسمی و پیوند آن با فرهنگ و ادب عامیانه، همواره در پژوهش‌های محجوب جایگاهی ممتاز داشته است.


محجوب از شاهنامه فردوسی به‌عنوان حد فاصل ادب عوام و ادب رسمی یاد می‌کند که رویی در ادب عوام و رویی در ادب رسمی دارد. وی چون بسیاری از محققان ایرانی و غیرایرانی شاهنامه را از شاهکارهای بی‌مانند و جاودان ادب فارسی و زنده‌کننده زبان فارسی می‌داند. با این حال، این شاهکار بزرگ جهانی را در قهوه‌خانه‌های شهر و روستا و زیر سیاه‌چادرهای عشایر نیز برای عامه مردم می‌خوانند و جادویی در سخن آن استاد بزرگ نهفته است که ایشان را مسحور می‌کند. محجوب معتقد است، از نظرگاه ادب عوام، داستان‌های حماسه ملی و در رأس آنها شاهنامه فردوسی، برجسته‌ترین و زنده‌ترین اثر ادب عوام است و بیش از هر داستان منظوم یا منثور دیگر، توده‌های مردم را به خود جلب می‌کند. در واقع، هرچند شاهنامه لباس ادب رسمی را بر تن کرده است، محتوای آن را باید از آثار ادب عوام برشمرد. در واقع تقریباً تمام شاهنامه به استثنای بخش تاریخی آن، داستان‌های عوامانه و از مقوله فرهنگ عامه است. این روایت‌ها هزاران سال پیش از آنکه به‌صورت شاهکار ادبی درآید و شاعری بی‌نظیر چون فردوسی آن را به شعر درآورد، سینه‌به‌‌سینه و دهان‌به‌دهان، از نسلی به نسلی دیگر انتقال می‌یافته است و سرّ توفیق فردوسی در آن است که مطلبی را برای سرودن انتخاب کرد که در خاطر مردم زنده مانده بود و زنده می‌ماند. او زبان گویای مردم شد و آنچه ایشان سر گفتن آن را داشتند به شیواتر بیانی بازگفت. از سویی، علاقه‌مندی مردم به داستان‌ها و روایت‌های شاهنامه موجب بقا و جاودانگی آن شده است و از دیگرسو، شاهنامه فردوسی بقای ملت ایران و باقی ماندن زبان فارسی و سنت‌های مشترک ایرانیان را تضمین کرده است. به عبارتی دیگر، در تأثیری متقابل، هم فردوسی با خلق شاهنامه، گرانبهاترین میراث‌های فرهنگی مردم ایران را حفظ و جاودانه کرده است و هم مردم ایران با قدرشناسی و حُسن توجه خود به این اثر، آن را در میان خود حفظ و نگهداری کرده‌اند.
سی‌وپنج مقاله و گفتار به قلم استاد محجوب درباره شاهنامه و پاره‌ای موضوعات مرتبط با آن را انتشارات مروارید در کتاب آفرین فردوسی در سال 1371 در 398 صفحه منتشر کرده است که برخی از آنها پیش‌تر در سال‌های مختلف در مجلات علمی و ادبی کشور به چاپ رسیده بود. محجوب در پیش‌گفتار کتاب، شاهنامه را حماسه کوه‌پیکر استاد طوس می‌نامد و آن را قدیم‌ترین اثر مهم زبان و ادب فارسی و رکن اصلی زبان، ادب، تاریخ، فرهنگ و جامعه‌شناسی قوم ایرانی می‌داند.
چند گفتار در سرآغاز آفرین فردوسی، به‌منزله تمهیدات و مقدماتی برای ورود مخاطب به مباحث اصلی کتاب است؛ از این زمره است گفتارهایی با عناوین «زبان دری، مظهر ایستادگی فرهنگی ایرانیان»، «مهرگان، جشن ایزد مهر»، «اختر کاویان، درفش کاویانی»، «آفرین فردوسی و مدایح بی‌صله» و «شاهنامه، شناسنامه ملی ایرانیان».
محجوب از میان سه بخش اساطیری، حماسی و تاریخی شاهنامه، بخش حماسی را مهم‌ترین قسمت آن می‌داند که همواره مورد توجه عموم مردم بوده و به‌ویژه نقالان و قصه‌خوانان در قهوه‌خانه‌ها و شاهنامه‌خوانان در زیر سیاه‌چادرهای ایلات و عشایر آن را برای مردم مشتاق و علاقه‌مند می‌خواندند.
در دوره معاصر نویسندگان متعددی تمام یا بخش‌هایی از شاهنامه فردوسی را به نثر فارسی درآوردند و کوشیدند زمینه‌های آشنایی ایرانیان با این حماسه ملی را بیشتر فراهم آورند. در کتاب آفرین فردوسی نیز داستان‌ها و روایت‌هایی منتخب از شاهنامه، به قلم محجوب به نثر درآمده است. این کتاب از چند وجه، تمایزهایی با سایر آثاری از این دست دارد؛ نخست اینکه نویسنده در کنار شرح و توضیح و تفسیر تعدادی از داستان‌های معروف شاهنامه، همچون هفت‌خان رستم، هفت‌خان اسفندیار، زال و رودابه و بیژن و منیژه، بیشتر به داستان‌های کمترشناخته‌شده از دو بخش حماسی و تاریخی پرداخته است؛ از این زمره است داستان‌هایی چون کرم هفتواد، دوازده رخ، گشتاسب و کتایون، اردشیر و هیولا، بهرام و آرزو، گو و طلخند، و مهبود و زروان.
دومین وجه تمایز این کتاب با سایر آثار مشابه، در نثر ساده و روان کتاب است. گویی محجوب که سال‌ها در محفل و مجلس نقال‌ها و شاهنامه‌خوان‌ها حضور داشته و نقل‌های متعددی از آنان شنیده و گاه خود نیز نقالی کرده است، این‌بار همان نقل‌ها را پیراسته‌تر و اندکی با چاشنی تحلیل برای مخاطبان روایت می‌کند.
سومین وجه تمایز، در توجه محجوب به مطالعات تطبیقی است. وی در تعدادی از گفتارهای کتاب، با همین روش به مقایسه پاره‌ای از داستان‌ها و روایت‌ها در ساحت‌های مختلف فرهنگی و ادبی پرداخته است. در گفتارهایی نیز، نویسنده با توجه به عناصر اصلی تشکیل‌دهنده داستان‌ها، به بیان مشابهت‌هایی بین داستان‌های شاهنامه و دیگر داستان‌های سامی می‌پردازد. محجوب همچنین به مقایسه تطبیقی برخی از عناصر داستان‌های شاهنامه با فرهنگ و ادب عوام می‌پردازد.
چهارمین وجه تمایز آفرین فردوسی با دیگر کتاب‌هایی که تمام یا بخش‌هایی از شاهنامه را به نثر فارسی درآورده‌اند، در آن است که نویسنده خود را ملزم ندانسته است تا هر داستانی را با تمام جزییات و حوادث فرعی نقل کند، بلکه به شاکله اصلی آن می‌پردازد. با همین رویکرد، در آغاز هر گفتار و پیش از بازگو کردن خلاصه داستان، می‌کوشد ابتدا خوانندگان کتاب را با موضوع و زمینه اصلی آن آشنا سازد. همچنین تلخیص یا خلاصه‌سازی داستان‌های شاهنامه در آفرین فردوسی، گاه معطوف به شخصیت‌هاست و نویسنده در یک گفتار با محور قرار دادن یک یا چند شخصیت، خلاصه‌ای از وقایع و حوادث مرتبط با آنها را بازگو می‌کند. گفتارهای «سیمرغ، عنقا، سی‌مرغ» و «دیو سیاه، دیو سفید و هنرهای ایشان» بر همین اساس نوشته شده است.

 

 

 
 
 

زمان انتشار: پنج شنبه ٢٤ ارديبهشت ١٤٠٥ - ١٤:٢٧ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

مؤسسات تابعه

پژوهشکده هنر
مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری
مؤسسه فرهنگی هنری صبا


پیوندها

فرهنگستان‌های ایران
دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها
مؤسسات پژوهشی
یاد استاد
پورتال قدیم

تماس با ما

ساختمان مرکزی : تهران- خیابان ولیعصر، پایین‌تر از چهارراه طالقانی، شماره 1552
كدپستي : 1416953613
تلفن : 5 - 66954200 دورنگار : 66951167
رایانامه : honar@honar.ac.ir

کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.