در این نمایشگاه بیش از ۲۷ اثر از این هنرمند در سبک و نگاه شخصی او، باهدف تقویت دیپلماسی فرهنگی و هنری، معرفی هنر معاصر ازبکستان، تحکیم همکاریهای علمی، پژوهشی و هنری میان دو کشور و گسترش ارتباطات فرهنگی با کشورهای آسیای مرکزی در معرض دید قرارگرفته است. نورالدینف، رئیس آکادمی هنر جمهوری ازبکستان از نقاشان برجسته معاصر این کشور بهشمار میرود. او در سال ۱۹۹۰ به عضویت انجمن هنرمندان خلاق درآمد و در سال ۱۹۹۷ عضو کامل آن شد. او همچنین عضو آکادمی هنرهای ازبکستان است. از دیگر افتخارات او میتوان به دریافت عنوان افتخاری «هنرمند مردمی ازبکستان» (۲۰۰۵)، جایزه دولتی ازبکستان (۲۰۱۱)، عضویت افتخاری در آکادمی هنرهای روسیه (۲۰۱۳)، نشان دولتی ازبکستان «برای کار فداکارانه» (۲۰۱۹)، دکترای افتخاری هنرهای زیبا از دانشگاه کیمیونگ کره جنوبی (۲۰۱۹)، دیپلم افتخاری وزارت امور خارجه ژاپن (۲۰۲۰) و... اشاره کرد.
هنرمندان ایرانی در معرفی آثار ایران نقش زیادی داشتهاند
در جریان برگزاری نشست مجازی گفتوگو با اکمل نورالدینف که خبرنگار جامجم نیز حضور داشت، فرصتی فراهم آمد تا به طرح سؤالاتی بپردازیم. نورالدینف میگوید: رشد و توسعه روابط ایران و ازبکستان میتواند به تبلور و شکوفایی هنر هر دو کشور منجر شود. نمایشگاههایی از این دست میتواند فرصت خوبی باشد تا به ظرفیتهای هنری کشورهایمان پیببریم و بهنفع هر دو کشور از این ارتباط بهره بگیریم. البته هنر ایران از سابقه بیشتری برخوردار است و قطعا ریشههای محکمی دارد. من از زمان تحصیل در مدرسه و بعد از آن در دانشگاه، درباره تاریخ و فرهنگ ایران مطالعات بسیاری داشته و چیزهای زیادی آموختهام. خوشبختانه در این سالها، بیش از گذشته روابط نزدیکی بین دو کشور ایران و ازبکستان برقرار شده و این مساله اقتضا میکند تا بیشتر با یکدیگر آشنا شویم. بهخصوص این که ما از هنر تصویری و کاربردی هنر ایران در خلق آثارمان بهره زیادی گرفتهایم. با توجه به حضور هنرمندان ایرانی در دوسالانههایی که تا امروز توسط فرهنگستان هنر ازبکستان برگزار میشود، این نکته بهاثبات رسیده که هنرمندان ایرانی توانستهاند در معرفی آثار ایران نقش زیادی داشته باشند. این هنرمند ازبکستانی در پاسخ به این سؤال که چقدر با هنر کهن ایران آشنایی دارد، میگوید: در سالهای اخیر ما با همکاری موزه کمالالدین بهزاد در تاشکند، چندین نمایشگاه با همراهی ایران برگزار کردیم. بهویژه در ماه آگوست سال گذشته، نمایشگاه و کارگاهی از حسن محمدی، یکی از هنرمندان خطاط برجسته ایرانی و نماینده مؤسسه خوشنویسی ایران در تاشکند برگزار شد که با استقبال زیادی روبهرو شد. از این نظر، علاقه دارم به ایران بیایم و از نزدیک با صنایع دستی، کتابت، نگارگری و نقاشی ایرانی آشنا شوم.

نقاشی ایران و ازبکستان دارای مشترکات بسیار است
رئیس فرهنگستان هنر ازبکستان اضافه میکند: همانطور که میدانید خوشنویسی در ایران، به رشد و توسعه زیادی رسیده است؛ وقتی کار خوشنویسان ایرانی را میبینم، به شکل ویژه به این آثار نگاه میکنم. اگرچه ازبکستان به دلایل مختلف، آموزش خوشنویسی را دیرتر شروع کرده ولی ما نیز در حال حاضر، تلاش کردهایم به توسعه این هنر در کشورمان بپردازیم. طبعا نقاشی ایران و ازبکستان دارای مشترکات زیادی است و میتوان از این ظرفیت در عرصههای بینالملل استفاده کرد. منابع نقاشی ایران گسترده است و میشود خیلیچیزها از آن آموخت. در ماههای آتی، ما دوسالانه هنر مدرن را برگزار خواهیم کرد و امیدوارم ایران هم در این دوسالانه حضور داشته باشد و تا آن زمان، صلح و آرامش در این کشور برپا شده باشد.
عرفان و معنویت هنر ایران دستمایه خلق آثارم بوده است
اکمل نورالدینف در پاسخ به این سؤال که مضامین نقاشیهای شما به چه موضوعاتی برمیگردند نیز میگوید: آثار نظامی برای من دستمایه الهام و خلق نقاشیهایم بوده است، چندانکه از آثار نظامی چون «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون» و... الهام گرفتهام. اگرچه، دیگر متون ادبیات کهن هم همواره مورد توجه من قرار داشته و تلاش کردهام این مضامین کهن را با نگاه امروزی و معاصر تلفیق کنم. آخرین نمایشگاه من «خانه من کعبه من» نام داشت؛ دلیل این نامگذاری این بود که ردپای معنویت و الهیت در زندگی انسان بهچشم میخورد. من با این زمینه کار کردهام و همچنان درحال جستوجو هستم تا با تکیه بر این مضامین به ارائه اثر بپردازم.
تبادلات فرهنگی در شناخت هنر هر ۲ کشور مؤثر است
ناهید عبدی، معاون پژوهشی فرهنگستان هنر نیز از دیگر دستاندرکاران این رویداد است که در پاسخ به این سؤال که تبادلات فرهنگی-هنری ایران با کشورهای دیگر مانند ازبکستان چقدر میتواند در شناساندن پیشینه سرزمین ما به آنها نقش داشته باشد، میگوید: اگرچه بهلحاظ جغرافیایی ازبکستان در ردیف کشورهای همجوار ما بهشمار نمیرود اما دو کشور در یک منطقه تمدنی قرار دارند و دارای اشتراکات فراوان و میراث مشترک فرهنگی قابلتوجهی هستند؛ از این رو، شناخت و تبادل تجربه بیتردید دوطرفه خواهد بود.

اشترکات تاریخی کشورها؛ پلی بهسمت دیپلماسی فرهنگی
او درباره مهمترین دستاورد این نمایشگاه نیز اضافه میکند: بههرحال آنچه درقالب این نمایشگاه بهنمایش گذاشته شده، دیدگاههای یک هنرمند شهیر و سرآمد ازبکستانی است که ریاست فرهنگستان هنر این کشور را هم برعهده دارد. ساختار آکادمی در این کشور بهگونهای است که دانشگاهها نیز در ذیل آن قرار دارند. اینها نشانگر اهمیت و جایگاه هنر و فرهنگ در سیاستگذاری این کشور است. دیدگاه اخیر در آثار اکمل نورالدینف هم به ترتیبی مشاهده میشود. او سعی دارد برداشتی عارفانه و حکمی به درون انسان را بهتصویر درآورد و یک انسان مثالی مد نظرش است نه کالبد او. از همه مهمتر اینکه این هنرمند در خلق آثار خود متاثر از هنر و ادبیات کهن ایران است. تعامل از زاویه هنر و فرهنگ در ایجاد همدلی مؤثر و مفید خواهد بود. همانطور که مولانا به این مساله اشاره کرده که «همدلی از همزبانی بهتر است»، طبعا همنشینی و گفتوگو از زاویه هنر با کشورهای منطقه میتواند دستاوردهای مثبتی بههمراه داشته باشد. بهویژه این که حفظ ارتباط با کشورهای منطقه نهتنها بر تقویت اشترکات تاریخی مؤثر است بلکه بر بازتعریف مناسبات آتی منطقهای نیز اثرگذار خواهد بود. او در پاسخ به این سؤال که آیا فرهنگستان هنر برنامههای دیگری برای دعوت از هنرمندان کشورهای دیگر هم دارد یا نه میگوید: ما طرح بزرگی درباره دیپلماسی هنر داریم؛ در سالهای اخیر مراجع سیاستگذار کشور نیز به اهمیت دیپلماسی هنر تاکید داشته و آن را بهعنوان یکی از برنامههای کلان عنوان کردهاند. فرهنگستان هنر نیز با همین رویکرد، در حال برنامهریزی طرحهای مختلفی در این زمینه است.
نقاشیهایی بر مبنای ادبیات عرفانی ایران
عبدی بااشاره به این که رئیس فرهنگستان هنر ازبکستان در نقاشی به بیان شخصی خود رسیده است، میگوید: آنچه باید به آن اشاره شود این است که نگاه این هنرمند براساس توجه به زیربنای ادبیات و هنر کهن ایران شکل گرفته است. بهطوری که نقشمایهها، رنگها و طرحها در آثار او برگرفته از ادبیات کهن و نگارگری ایرانی هستند و او تلاش میکند با مدد از ادبیات عرفانی، آثار خود را به ظهور برساند. از این رو کمتر به تصویرکردن دنیای واقعی علاقه دارد و سعی دارد به عالم معنا نقب بزند و مضامینی چون سکوت، عشق، خاطره و میل انسان به «مطلق» یعنی پروردگار را در آثارش متجلی کند. از سوی دیگر، سمبلهای ادبی مثل سیب، انار، ظرف، پرنده و... در آثار این هنرمند از جایگاه ویژهای برخوردارند و هرکدام از اینها، معنای ضمنی عرفانی در ادبیات ما دارند. او با آگاهی از این نظام معنایی، نقشمایهها و رنگها را ابزاری برای گفتوگو با انسان معاصر قرارداده است. میتوان گفت، در پس کارهای او، شوروشعفی عارفانه نهفته است.

آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر