pale
|
نشست «بازتاب حکمت در هویت و کالبد معماری اسلامی؛ روایت یک عمر مجاهدت علمی و عملی زندهیاد استاد عبدالحمید نقرهکار، عضو جاوید فرهنگستان هنر» با مرور اندیشهها، آثار و سیر فکری این استاد فقید، بر نقش حکمت در پیوند میان معنا و کالبد معماری مورد بحث و بررسی قرار گرفت. به گزارش روابطعمومی فرهنگستان هنر، این نشست با حضور مجید شاهحسینی، رئیس فرهنگستان هنر، معماران، خانواده این زنده یاد و علاقهمندان چهارشنبه 20 خرداد 1405، در سالن گلستان هنر، برگزار شد. در این نشست، سمانه تقدیر، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران و دبیر این نشست، ضمن خیرمقدم به استادان، مهمانان و خانواده آن عالم فقید، یاد و خاطره این استاد برجسته را گرامی داشت و با تسلیت ایام شهادت امام حسین (ع) اظهار کرد: زندهیاد نقرهکار ارادت ویژهای به فرهنگ عاشورا داشت و همواره این ایام را با تأمل و توجهی خاص یاد میکرد. تقدیر سخن گفتن از استاد را برای یک شاگرد، آن هم پس از ۲۵ سال شاگردی، کاری دشوار توصیف کرد و گفت: از سال ۱۳۸۰ توفیق همراهی با ایشان را داشتم و آنچه بیش از همه جایگاه استاد نقرهکار را برجسته میکرد، دغدغهمندی و شخصیت چندبعدی ایشان بود. عضو گروه تخصصی معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر در ادامه افزود: استاد نقرهکار معماری معناگرا، مهندسی جهادی، معلمی دلسوز، مدیری پرتلاش و اندیشمندی فاضل بود و برای شاگردان خود نقش پدری مهربان را ایفا میکرد. ایشان همواره ما را به اصلاح ساختارها، کارگروهی و تلاش بیوقفه دعوت میکرد و بر مسئولیت فردی و جمعی در مسیر اعتلای معماری ایرانی ـ اسلامی تأکید داشت. دبیر نشست با اشاره به آیه ۴۶ سوره سبأ، گفت: استاد با استناد به این آیه، بر قیام فردی و جمعی برای خدا و احساس مسئولیت در عرصه تمدنسازی نوین اسلامی تأکید میکرد. وی در پایان ابراز امیدواری کرد مجموعههایی همچون فرهنگستان بتوانند با بهرهگیری از اندیشههای این استاد فقید، در مسیر احیای مبانی معماری ایرانی ـ اسلامی و بازتاب آن در آثار معاصر گام بردارند و سپس از غلامرضا اسلامی برای ارائه سخنرانی دعوت کرد. معماری اسلامی نیازمند «مهندسی ساختار» و انسجام بیننهادی است غلامرضا اسلامی، استاد تمام دانشکده معماری دانشگاه تهران، نخستین سخنران علمی این نشست، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره استاد فقید عبدالحمید نقرهکار، بر ضرورت گذار از «نظریهپردازیهای پراکنده» به سمت «ساختاری منسجم» در حوزه معماری تمدنساز تأکید کرد و با انتقاد از نگاههای بدبینانه به دستاوردهای چهار دهه اخیر در حوزه معماری اسلامی، اظهار داشت: برخی با نگاهی تقلیلگرایانه معتقدند در ۴۰ سال گذشته هیچ خروجی ملموسی در این حوزه حاصل نشده است؛ این در حالی است که کارهای بسیار عمیق و بنیادینی صورت گرفته که اکنون نیازمند «بلوغ» و «تکامل» است. وی ادامه داد: ما درگیر یک نبرد فکری و هویتی در عرصه معماری هستیم و جبهه هنر و معماری اسلامی، دوشادوش جبهه دفاع از ارزشها، در حال مجاهدت بوده است. این استاد دانشگاه با تبیین یک مدل سلسلهمراتبی برای جریان تولید معماری، تشریح کرد: این فرایند از لایههای عمیق «فلسفه و جهانبینی» آغاز شده و به «حقوق»، «سیاستگذاری»، «فرهنگ»، «برنامهریزی» و در نهایت به «مصداق و کالبد» ختم میشود. مشکل اصلی اینجاست که در بسیاری از پژوهشها، لایههای میانی حذف شده و سعی میشود «آیات و روایات» را مستقیماً به «اجرا و مصداق» گره بزنند که این رویکرد، منجر به خروجیهای غیرمنسجم میشود. به گفته وی، مدرنیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، در لایههای زیرین (فلسفه و استراتژی) رسوخ کرده و ما بدون نفوذ به آن لایهها، تنها در سطح «واژگان» باقی ماندهایم. اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، «پراکندگی نهادی» را آسیب جدی حوزه معماری دانست و گفت: ما در وضعیت فعلی، شاهد «دپوی قطعات» هستیم؛ بهطوریکه فرهنگستانها، دانشگاهها، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتخانههای اجرایی، هر یک جزیرهوار عمل میکنند. وی افزود: برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی، این اجزا باید مانند قطعات یک ماشین، مهندسی شده و روی هم سوار شوند. فرهنگستان هنر باید راهبردهای کلان را تدوین کند، دانشگاهها متخصص تربیت کنند و دستگاههای اجرایی مانند وزارت راه و شهرسازی، باید با این جهتگیریهای کلان همسو شوند. وی در پایان سخنان خود با تعریف حکمت بهعنوان یک «علم حضوری و کشفی» فراتر از عقل اکتسابی، خاطرنشان کرد: هدف ما، معماری برای معماری نیست؛ بلکه رسیدن به «معماری مقدس» است؛ جایی که کانسپتها و مفاهیم به «باور» و «مکاشفه» تبدیل میشوند و معماری برخاسته از این مکتب، میتواند برای هر انسانی، فارغ از ملیت و دین، تأثیرگذار و ملموس باشد، همانطور که مساجد تاریخی ایران برای مخاطب جهانی نیز دارای معنا و آرامش هستند. حکمت، پیونددهنده معنا و کالبد در معماری اسلامی است در ادامه نشست، محمدرضا بمانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به جایگاه علمی زندهیاد عبدالحمید نقرهکار، او را از پیشگامان طرح مفهوم «حکمت در معماری» در فضای دانشگاهی ایران دانست. وی با بیان اینکه سخن گفتن درباره استادی که سالها در کنار او فعالیت کردهاند دشوار است، اظهار کرد: استاد نقرهکار از نخستین کسانی بود که مفهوم «حکمت» را بهصورت جدی در آموزش معماری مطرح کرد و تلاش داشت میان مبانی نظری و مصادیق عملی معماری پیوند برقرار کند. بمانیان با اشاره به آیه ۲۶۹ سوره بقره افزود: در متون دینی، حکمت صرفاً دانش یا تجربه نیست، بلکه نوعی بصیرت الهی است که به انسان توان تشخیص حقیقت و مسیر درست را میدهد. در معماری نیز حکمت به معمار کمک میکند تا از ظاهر و کالبد عبور کرده و به معنا و حقیقت فضا دست یابد. عضو گروه تخصصی معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر تأکید کرد: حکمت در هنر و معماری موجب شکلگیری نگاه «حقیقتگرا» میشود؛ نگاهی که در آن معمار تلاش میکند از صورت به معنا برسد و میان جهان مادی و ساحت معنوی پیوند برقرار کند. به گفته وی، محصول چنین نگرشی معماریای است که هویتگرا، معناگرا و مبتنی بر باورهای فرهنگی و دینی جامعه باشد. بمانیان همچنین یکی از ویژگیهای حکمت را «ایجاد انسجام و یکپارچگی» دانست و گفت: همانگونه که در نظریههای مدیریت پروژه نیز بر یکپارچگی عناصر تأکید میشود، حکمت میتواند میان اجزای مختلف طراحی و تصمیمگیری در معماری هماهنگی ایجاد کند و از پراکندگی و آشفتگی جلوگیری کند. عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در ادامه با اشاره به برخی چالشهای موجود در فضای معماری معاصر افزود: گاه در مسابقات و طرحهای معماری، نسبت اثر با هویت ایرانی ـ اسلامی چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و گرایش به الگوهای صرفاً بینالمللی جای آن را گرفته است. در حالی که حکمت میتواند چارچوبی برای بازگشت به معنا، هویت و جهتمندی در معماری فراهم کند. وی در پایان با یادآوری باور عمیق استاد نقرهکار به مبانی دینی و معنوی در معماری، ابراز امیدواری کرد که شاگردان و پژوهشگران این حوزه بتوانند مسیر فکری او را با تدوین مبانی نظری، سادهسازی مفاهیم و ارائه الگوهای کاربردی ادامه دهند. نظریه «مراتب و صفات زیبایی» نیازمند تکمیل اخلاقی است مهدی حمزهنژاد، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت، در نشست «بازتاب حکمت در هویت و کالبد معماری اسلامی» با مروری بر سیر فکری زندهیاد عبدالحمید نقرهکار، بر اهمیت نظریه زیباییشناسی مبتنی بر اسماء الهی در آثار او تأکید کرد و در عین حال پیشنهاد تکمیل این نظریه از منظر اخلاقی را مطرح ساخت. وی با اشاره به تجربه سالهای دانشجویی خود در دانشگاه علم و صنعت، سه دوره در سیر فکری استاد نقرهکار را موضوع مورد بحث خود قرار داد و گفت: دوره نخست فعالیت استاد نقرهکار را میتوان دوره «ترویج اندیشههای اسلامی» در فضای معماری دانست؛ دورهای که بیشتر بر معرفی مبانی معرفتی و حکمی در کلاسهای معماری متمرکز بود. به گفته حمزهنژاد، در دوره دوم، استاد با تأکید بر رویکردی انتقادی، ابتدا نظریههای رقیب و مکاتب غربی را مطرح میکرد و سپس به تبیین دیدگاه اسلامی میپرداخت؛ رویکردی که به تعبیر وی، متأثر از روش استاد شهید مطهری بود. وی در ادامه افزود: در یک دهه اخیر، نقرهکار وارد مرحلهای شد که میتوان آن را دوره «نظریهپردازی خالصتر اسلامی» نامید؛ مرحلهای که تمرکز آن بر تبیین چارچوبی منسجم برای زیباییشناسی اسلامی بود. حمزهنژاد بخش اصلی سخنان خود را به توضیح مدل زیباییشناختی استاد نقرهکار اختصاص داد و گفت: ایشان با الهام از حدیث «إنّ لله تسعةً و تسعین اسماً...» کوشید چارچوبی نظری برای تحلیل آثار معماری بر اساس اسماء الهی ارائه دهد. در این مدل، زیبایی در سه سطح یا مرتبه (حس، خیال، عقل و شهود) قابل ادراک است و هر اثر معماری میتواند مظهر برخی از صفات الهی باشد. استاد از دانشجویان میخواست نشان دهند که هر مکتب معماری یا هر معمار، بر کدام صفات تأکید دارد و در چه مرتبهای آن را متجلی میکند. به گفته او، هدف این نظریه آن بود که «معمار حکیم» کسی باشد که صفات الهی در وجود او متحقق شده و در اثر معماریاش نیز ظهور یابد. نقرهکار حتی دانشجویان را به چالش میکشید تا اگر صفتی زیباشناختی خارج از چارچوب اسماء الهی یافتند، آن را مطرح کنند. حمزهنژاد با اشاره به تحولات نظری هنر در جهان معاصر تصریح کرد: در بسیاری از رویکردهای جدید، زیباییشناسی کلاسیک به حاشیه رفته و مفاهیمی چون «فرایند هنری»، «خلاقیت» یا حتی «زشتگرایی» جایگزین آن شده است. در چنین فضایی، تأکید استاد نقرهکار بر بازگشت به مبانی زیباییشناسی الهی، اقدامی قابل توجه و خلاف جریان غالب بود. این عضو هیئت علمی در ادامه، با طرح پرسشی تکمیلی ادامه داد: آیا همه صفات الهی بهطور مستقیم قابل تجلی در معماریاند؟ از سوی دیگر، برخی فضایل کمالی انسان مانند تواضع، قناعت، ایثار و روحیه جهادی، گرچه صفت خاص الهی به آن معنا نیستند، اما در تعالی انسان و هویتبخشی به اثر معماری نقش اساسی دارند. وی با استناد به دیدگاههای امام خمینی(ره) درباره سادگی، پرهیز از تجمل و نقش اخلاق در هنر، پیشنهاد کرد که مدل اسماء الهی استاد نقرهکار میتواند با افزودن لایه «فضایل اخلاقی» تکمیل شود؛ بهگونهای که معماری نهتنها مظهر صفات الهی، بلکه بستر رشد اخلاقی انسان نیز باشد. حمزهنژاد تأکید کرد: اگر زیباییشناسی اسلامی بخواهد به نظریهای تمدنی تبدیل شود، باید علاوه بر تحدی با مکاتب رقیب، ظرفیت تربیت اخلاقی و تعالیبخشی انسان را نیز در خود تقویت کند. وی در پایان، با قدردانی از تلاشهای علمی استاد نقرهکار، تصریح کرد: هدف از این طرح بحث، بازخوانی و ادامه مسیر نظری استاد است؛ مسیری که میتواند با گفتوگو و تکمیل نظری، به چارچوبی منسجمتر برای معماری حکمی و اسلامی بینجامد. استاد نقرهکار، الگوی «معمار تمدنساز» بود سلمان نقرهکار، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید رجایی، در نشست «بازتاب حکمت در هویت و کالبد معماری اسلامی»، با ارائه یک چارچوب تحلیلی از سیر زندگی پدرش، وی را نه تنها یک استاد دانشگاه، بلکه الگویی برای «معمار تمدنساز» دانست. وی با استفاده از نظریه خود استاد مبنی بر «فرایند پنجمرحلهای انسان»، سیر کمالی وی را بازخوانی کرد. سلمان نقرهکار با ریشهشناسی واژگان «عمر» و «عمران» گفت: خداوند انسان را از زمین آفرید و طلب معماری و آبادانی آن را از او خواست (وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا). از منظر استاد نقرهکار، «عمر» به معنای شکوفا کردن ظرفیتهای وجودی است که خداوند به ودیعه نهاده است. معمار تمدنساز کسی است که به میزان طول عمرش، صفات الهی را در وجود خود «معماری» و متجلی کرده باشد. وی با تطبیق نظریه «فرایند پنجمرحلهای» استاد بر زندگی او، این الگو را چنین تشریح کرد: حوزه نخست اندیشه: معماری مبتنی بر حکمت اسلامی است. استاد معتقد بود حکمت حاصل پیوند عقل و وحی است و باید به عدالت در عمل بیانجامد. او بر ضرورت «تفقه معمارانه» یعنی درک آموزههای اسلام برای معماری و «اجتهاد معمارانه» به معنای کاربست تخصصی آن در طراحی، تأکید داشت. سلمان نقره کار حوزه دوم را «انگیزه» مبتنی بر روحیه جهادی و مخلصانه دانست و افزود: استاد فارغ از شهرت، ثروت و قدرت، تنها برای آرمانهای تمدنی گام برمیداشت و از این آفتهای چهارگانه دوری میجست. حوزه «عمل» را نیز انطباق رفتار با چهار ساحت (رابطه با خدا، خویشتن، دیگران و طبیعت) میدانستند. او درباره «اثر» و «تاثیر» نیز به عنوان دو فرآیند آخر توضیح داد: «اثر» ایشان، به جای گذاشتن آثار علمی فاخر، تربیت شاگردان بسیار و اجرای نزدیک به ۴۰۰ پروژه معماری که عموماً با نگاه حمایتی و اخلاقی انجام میشد. و در نهایت «تأثیر» ایشان: تأثیرگذاری فعالانه در محیط پیرامون و تلاش برای تحقق تمدن نوین اسلامی بود. سلمان نقرهکار با الهام از کتاب مفاتیحالحیات آیتالله جوادی آملی، سبک زندگی پدرش را در چهار بخش تبیین کرد: «رابطه با خدا: اهتمام به تهجد، ذکر، حضور در مجامع مذهبی و جهاد»، «رابطه با خود: مراقبه شدید برای دوری از آفات نفسانی و مادی»، «رابطه با دیگران: خیرخواهی برای همگان، حتی منتقدان فکری، همراه با روحیه انقلابی و اجتماعی» و «رابطه با طبیعت: توجه به جزئیات خلقت، از گیاهان تا حیوانات، که نشان از نگاه توحیدی او به هستی داشت». وی در بخش پایانی سخنان خود با تأملی فلسفی درباره «عالم ذر» و تعهدی که انسان پیش از این جهان داده است (أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى)، تصریح کرد: انسانها در گذر زمان، آن عهد و آن «خِرد الهی» را فراموش کردهاند. وظیفه اصلی معمار و مؤمن، تلاش برای بازگشت به آن حقیقت و «آدم بودن» در صراط مستقیم است. سلمان نقرهکار در پایان تأکید کرد که جامعه دانشگاهی و فرهنگستان هنر باید با شناخت این الگوها، مسیر «خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» را فعالانه دنبال کنند و از انفعال بپرهیزند. پیشنهاد برگزاری سالانه بزرگداشت در پایان نشست «بازتاب حکمت در هویت و کالبد معماری اسلامی»، محمدرضا پورجعفر، عضو پیوسته و عضو گروه تخصصی معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر، با قدردانی از برگزارکنندگان و سخنرانان، بر تداوم این مسیر علمی و فرهنگی تأکید کرد. وی ضمن تشکر از برگزاری این جلسه و سخنرانیهای متنوع و ارزشمند ارائهشده، با ادای احترام به روح همه کسانی که با مجاهدتهای خود زمینه آرامش و برگزاری چنین محافلی را فراهم کردهاند، اظهار داشت: امروز در فضایی آرام گرد هم آمدهایم تا یاد و اندیشه استادی بزرگ را گرامی بداریم و این خود نعمتی بزرگ است. پورجعفر با اشاره به سابقه بیش از سه دهه ارتباط و همکاری علمی خود با زندهیاد استاد عبدالحمید نقرهکار، گفت: نزدیک به ۳۴-۳۵ سال افتخار همراهی و تعامل علمی با ایشان را داشتهام و به خوبی میدانم که شخصیت و نظریات ایشان ظرفیت آن را دارد که به صورت مستمر مورد بررسی، تحلیل و تکمیل قرار گیرد. وی پیشنهاد کرد بزرگداشت استاد نقرهکار به صورت سالانه برگزار شود و به یک رویداد علمیِ مستمر تبدیل گردد؛ رویدادی که در آن دوستان، همکاران، شاگردان و پژوهشگران، آثار و نظریههای ایشان را ادامه دهند، تحلیل کنند و توسعه بخشند. حاشیه این نشست با پخش فیلمهای کوتاه استاد نقرهکار و خوانش بخشی از وصیتنامه ایشان خطاب به همکاران معمارشان همراه بود. صوت سخنرانان این نشست را اینجـا بشنوید. تصاویر این نشست را اینجـا مشاهده کنید. |
||
نسخه چاپي| نام : | |
| ایمیل : | |
| *نظرات : | |
| | |
| متن تصویر: | |
![]() |
![]() |