|
نشست «هنرهای سنتی؛ تلاقی ایمان، اندیشه و امید» به مناسبت روز جهانی صنایع دستی و به همت گروه هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر برگزار شد. به گزارش روابطعمومی فرهنگستان هنر، این نشست روز سهشنبه ۱۴۰۵/۳/۱۹ به دبیری علمی مهران هوشیار، میزبان سخنرانانی چون مجید شاهحسینی، ریاست فرهنگستان هنر؛ محمدعلی رجبی، عضو پیوسته و رئیس گروه تخصصی هنرهای سنتی فرهنگستان؛ حسن بلخاری قهی، عضو پیوسته و عضو گروه تخصصی هنرهای سنتی فرهنگستان و حسین یاوری، رئیس کمیته فرش و عضو گروه هنرهای سنتی فرهنگستان بود. این رویداد با حضور مسؤولین، اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان حوزه هنرهای سنتی و صناعی و نیز اعضای گروه هنرهای سنتی و کمیته هنرهای صناعی فرهنگستان، از ساعت ۱۵ به صورت برخط و حضوری در تالار گلستان هنر آغاز به کار کرد. اندیشه و تفکر اگر با هنر عجین نباشد ماندگار نیست در ابتدا مهران هوشیار، ضمن خیرمقدم به میهمانان و حضار گفت: هر پدیده و ارزشی که تمدن بشری را به فرهنگ تبدیل کرده است، سالگردی دارد. روزی که همگان برای پاسداشت، حفظ و یادآوری آن ارزش، روزی را در تقویم ملی یا جهانی ثبت میکنند. اما روز صنایع دستی، مناسبتی است که همه تاریخ تمدن بشری و فرهنگ جهانی مدیون اوست و داستان شکلگیری تمدن از آن آغاز میشود. لحظه لحظه تاریخ هنرهای سنتی برخاسته از آیین، آداب، مناسک و رسومی است که بنیانهای فرهنگ جامعه بر آن استوار است. نشانهای از کهنترین و دیرپاترین حضور تمدن در اندیشه و تفکر. زیرا اندیشه و تفکر اگر با هنر عجین نباشد ماندگار نیست و هنر بدون این دو مؤلفه، تنها تفنن و سرگرمی است. رئیس کمیته هنرهای صناعی فرهنگستان هنر افزود: رمز ماندگاری، قوام و دوام هنرهای سنتی، خلق خردمندانه است. خلاقیتی هدفمند و پاسخگو. پاسخگوی نیازها، خواستها و تمنای روح و جان مردم. پاسخی که متناسب با نیازهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی باشد. و هنرهای سنتی امید است. چرا که زنده، پویا و هماهنگ با ویژگیهای دنیای امروز هنریست و با ریشه های خود استحکام، با بالندگی و تنوع خود نشاط و با نبوغ و خلاقیت فزاینده خود رو سوی آینده و فردا دارد. آنچه امروز به عنوان صنایع دستی از آن یاد میشود، میراث فرهنگی فرداست. صنایع دستی، مردمیترین، اثربخشترین، ماندگارترین، صمیمانهترین و به واقع مهربانترین یادگاری مردم و هر قوم و ملت است که از دیرباز تا فردا تداوم دارد. من باور دارم اصرار دارم و بارها تکرار کردم که هنرهای سنتی، گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی ما بزرگترین عامل رشد، پایداری، تفاهم، صلح، پیشرفت، آرامش و سعادت بشر است. به ویژه انسان که امروز اسیر سرعت و بحران هویت شده و در عصر دیجیتال خود را فراموش کرده است. عنصر جاودانگی، مهمترین شاخصه هنر است در ادامه، رئیس فرهنگستان هنر، مجید شاهحسینی، به عنوان اولین سخنران به جایگاه دعوت شد. وی با اشاره به تاریخچه تمدن کهن ایران، گفت: مفهوم صنایع دستی به معنای هنری که در قالب اثر هنری بر دستان هنرمند جان میگیرد و جاودانه میشود، از آغازین روزهای شکلگیری تمدن ایرانی(که بعضی آن را تا فراتر از ۵۰۰۰ سال به عقب بردهاند و درست هم همین است)، از دوره تمدن کهن عیلامی و در دوره مادها در این سرزمین سابقه دارد. به همین سیاق در دوران سه سلسله پادشاهی پیش از اسلام نیز، هنر، همیشه در قالب دستان هنروران و هنرمندان سرزمین ما جان گرفته است. همین روند پس از اسلام هم در سیری بالنده و پرشکوه ادامه یافت و امروزه آثاری از آن ادوار، زینت بخش موزههای جهان است. عضو پیوسته فرهنگستان هنر ادامه داد: اصل واژه صنایع دستی یا صنایع مستظرفه از قرن نوزدهم میلادی و نمایشگاه معروف کریستال پالاس لندن در سال ۱۸۵۱ میلادی در کشور ما باب شد. شاید اولین بار، زمانی که دولت وقت انگلستان در دوره مرحوم امیرکبیر برای شرکت در این نمایشگاه بینالمللی، از ایران دعوت میکند و مرحوم امیرکبیر هم دستور شرکت در آن نمایشگاه را میدهد، صنایع مستظرفه ما در کنار صنایع روز، عرضه و به جهانیان معرفی میشود. به دنبال آن با همت مرحوم کمال الملک، مدرسه صنایع مستظرفه در سال ۱۳۰۲ خورشیدی (۱۲۸۹قمری) شکل میگیرد و گسترش می تا امروز که این میراث به شما بزرگواران رسیده و به همت شما جاودانه میشود. به اعتقاد بنده، عنصر جاودانگی، مهمترین شاخصه هنر است. اکسیری فطری که هنرمند، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر اساس آن، دست به آفرینش هنری میزند. البته پیوند صنایع دستی با مسئله اقتصاد، فرهنگ و رسانه، آن را به یک امر میان رشتهای و فوق تخصصی تبدیل کرد است و بحث امروز هم (با توجه به اساتید محترمی که در این جمع تشریف حضور دارند)، قاعدتاً در لبههای این دانش حرکت میکند. امیدواریم بتوانیم در عمری که به نسبت به جاودانگی هنر خیلی کوتاه است، برای اعتلای این هنر نقشی ایفا کنیم. صنایع دستی، هنر مقدس ملی و نمایانگر هویت فرهنگی و تمدنی ایران حسین یاوری، با تکیه بر اهمیت صنایع دستی، آن را یک هنر مقدس ملی و نمایانگر هویت فرهنگی و تمدنی ایران دانست و با اشاره به ایران، به عنوان کشوری که مهد صنایع دستی است، گفت: اگر کشفیات علیرود و جیرفت را ملاک قرار دهیم و دو گهواره تمدنی بین النهرین و ایران یا تمدن چین و هند را در نظر بگیریم، خواهیم دید که اینها تمدنهای برتر جهان هستند یا کشورهایی مانند ایالات متحده و استرالیا که تازه پدید آمدهاند. وی به پیشینه تأسیس نهادهای ملی و بینالمللی حوزه صنایع دستی پرداخت و افزود: در روز دهم ژوئن ۱۹۶4، نمایندگان ۲۵ کشور جهان به دنبال دعوت یونسکو (سازمان علمی فرهنگی و تربیتی ملل متحد)، برای بنا نهادن یک سازمان جهانی با هدف حفظ میراثهای ارزنده فرهنگی و هنری در نیویورک حاضر شدند. بعدها در سال۱۳۴۷، سازمان صنایع دستی ایران (که در ۱۳۴۳ تاسیس شده بود)، به این سازمان جهانی پیوست. سازمانی که در حال حاضر ۱۲۵ عضو دارد. در اساسنامه این شورای جهانی، چند هدف مهم از جمله تشویق، کمک و راهنمایی صنعتگران به منظور بالا بردن سطح اطلاعات تخصصی و حرفهای با توجه به زمینههای متفاوت فرهنگی موجود در هر یک از کشورهای عضو، حفظ و تقویت صنایع دستی و تجلی آن به عنوان رکن عمدهای از حیات فرهنگی ملتها، ایجاد همبستگی میان صنعتگران صنایع دستی سراسر جهان آمده است و بعدها مواردی از قبیل ایجاد ارتباط بین سازمانهایی که در خصوص صنایع دستی به نوعی ذیمدخل هستند و تخصیص وام از سوی بانک جهانی و صندوق بینالمللی توسعه و ترمیم برای توسعه و تعمیم صنایع دستی به عنوان راهکارهایی در جهت تحقق اهداف یادشده، تعیین شد. رئیس کمیته فرش فرهنگستان هنر، ضمن سخنانی به سیر برگزاری و برپایی کنفرانسها، سمینارها و نمایشگاههای تخصصی صنایع دستی، انتشار اولین روزنامه مخصوص صنایع دستی جهان، کشورهای مطرح در مجمع آسیایی و شورای جهانی صنایع دستی پرداخت و از طیف وسیع صنایع دستی از گیره دوزی و نمد مالی تا ساخت جواهرات چند میلیون دلاری، تفاوت معیارهای دستهبندی صنایع دستی و هندی کرفت(handicraft)، به شمار آمدن آرایشگری و شیرینیپزی در زمره صنایع دستی آلمان و دانمارک و تعریف فرهنگ فرانسوی از صنایع دستی به عنوان محصولی ابتکاری با نقشهای بومی و محلی که به تولید انبوه نرسد، یاد کرد. این استاد دانشگاه و پژوهشگر هنر، با اشاره به استاد محمد نیازی، پدر فرش ترکمن و دشواریهایی که اسلاف و بزرگان صنایع دستی ایران برای حفظ آن متحمل شدهاند، نکات جالب توجهی از تنوع 186 رشته در هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور، فناوریهای به کار رفته در صنایع دستی ایرانی و جایگاه هنرهای سنتی ایران در میان کشورهای جهان مطرح کرد. هنر، عبارت است از حکمت تجسم یافته محمدعلی رجبی، با اشاره به اصطلاح هنرهای صناعی و تعریف مفهوم هنر، توضیح داد: تمدن، صورت ظهور یافته فرهنگ است. فرهنگ ما مبتنی بر حکمت بوده و صورت ظاهر این حکمت، هنر نام دارد. در حقیقت هنر، عبارت است از حکمت تجسم یافته و حکمت، نسبت انسان آگاه با حقیقت است. حکیم، از جمله اسماء و صفات حقتعالی است و هنرمند در این میانه قابلیت محرم شدن پیدا میکند تا بتواند سخن وجود را بشنود و این حدیث قدسی را به زبان خود بازگو کند. وی با تأکید بر ذات باری به عنوان حقیقت الحقایق، از حقیقت شیطان و تمدن مبتنی بر آن و تعبیر عارفان از نحوه تحقق امور در حوزه اراده الهی یاد کرد و افزود: در فرهنگ دینی، بحث معیت حقی موضوعیت دارد. خداوند عالم نوعی همراهی با مظاهر خودش، از ازل تا ابد دارد. و عنصر اصلی و پاینده، همان حقیقت واحد و وحدتبخشی است که با ما سیر میکند. این امر در میان حکما و عرفای ما جایگاه مهمی دارد. به طوری که وقتی میگوییم:" علی مع الحق و الحق مع علی"، از این معیت حقی سخن میگوییم. و همه ارزش های سنت ما از جمله هنرهای سنتی، مبتنی بر همین معیت حقی است. این جهان در هر آن و در هر چشم برهمزدنی، معدوم و موجود میشود. به قول مولانا، هر زمان نو میشود دنیا و ما/ بیخبر از نو شدن اندر بقا. آفرینش هر لحظه در حال تغییر و نو شدن است و آدمی از اینکه بقای هستی در گرو نو شدن آن میباشد، غافل لست و نمیتواند به این عالم ورود کند. با این نگاه، چطور ممکن است کسی به کهنگی و گذشته بودن در سنت بسنده کند؟ به اعتقاد من، یکی از ویژگیهای سنت این است که همیشه سیر قدیم را در خودش دارد و در عین حال در آینده است. در حقیقت، سنت، اکنونِ جاویدی است که همواره نو و پیشرو است. او خاطرنشان کرد: بطن سنت و گوهر وجودی آن، حقیقت است و هنر سنتی به معنای نسبت با حقیقت است. یک ویژگی حقیقت، جدایی از زمان فانی و تعلق به زمان سرمدی و ثابت در عالمی است که مرگ در آن راه ندارد. نوعی از زمان که هنرمندان بیشتر با آن نسبت پیدا میکنند و جلوهای از آن را در آثار خود ظهور میدهند. سیر ما در عالم هنر، بین این دو زمانه است. به همین خاطر در سنت و هنر سنتی، انسان از روز الست معهود به عهد با حقیقت است. چنین هنرمندی با تاریخ عهد پیدا میکند و همه حقایقی که ذیل این تاریخ به دلش میفتد را بیان میدارد. هنرمند باید خاموش باشد و در خود قابلیت ایجاد کند که وقتی داده الهی میآید، قدرت بیان داشته باشد. حقیقت، هنرمندی را که از گرفتاری عقل فضولی نجات پیدا کرده و در عالم محرمیتتی یافته، به سخن وامیدارد. عضو پیوسته فرهنگستان هنر، ادامه داد: هنرهای صناعی، یک جلوه از هنرهای سنتی است. در هنرهای سنتی ما با چند مسئله مواجه هستیم. یکی مسئله احیاء در سنت است که البته به معنای زنده کردن در مقابل مرگ نیست. زیرا حقیقت، امری نامیرا است. در این تعبیر، بر اساس سنت قائمه که از قرآن کریم گرفته شده است، سنت دارای اصولی ثابت و فروعی متغیر است. این فروع در عین التزام به غایات ثابت، به اقتضای حرکت زمان، تغییر میکنند. مسئله دیگر، بحث هویت و ابتنا به اصول ثابت است که بین همه هنرها وحدت ناگسستنی ایجاد میکند. آخرین مورد، مسئله مشق است که از طرفی سنت را از قدیم تا امروز و از امروز تا آینده منتقل میکند و تداوم میبخشد. و از طرف دیگر التزام به سرمشق را ایجاب میکند. سرمشقی که از روز الست و خود خداوند آغاز میشود و با طی مراتب به پیران و استادان میرسد. با مشق کردن است که هنرمند وجودش را با سنت یگانه میکند. بر اساس حدیث قدسی انسان به جایی میرسد که با چشم حق بین به مسائل نگاه میکند. در این موقعیت، هنرمند به جای خلق کردن، از حقیقت خبر میدهد. در واقع مظهر اسم البدی خدا میشود و امری که ناپیدا بوده است را آشکار میکند. هنر سنتی، امری وحیانی، قابل تحقق، قابل استمرار و قابل تجسم به شمار میرود حسن بلخاری قهی، عضو پیوسته فرهنگستان، ابتدای کلام خود را معطوف به بیان تأویلات و نکات مهمی از سخنان محمدعلی رجبی نمود و با ارجاع به بحث معیت در مطالب ایشان اینگونه آغاز کرد: بحث معیت و نسبت آن با مفهوم هنر نکته فوق العاده مهمی است. جالب است بدانید که عنوان فلسفه هنر در هند، صدرشیا است. این مفهوم در ژاپن، جهانبینی شرقی و حتی در فرهنگ اسلامیایرانی هم وجود دارد. سدرشیا یک اصطلاح سانسکریت و مرکب از سَ و دِرشیا است. سر یعنی معیت، درشیا یعنی شهود و رؤیت. بنابراین سدرشیا یعنی رویت در معیت حق. اگر هنرمند نتواند مشهود را در معیت حق مشاهده کند، هرگز قادر به کشف آن نیست. وی افزود: نکته مهم در ادامه همین بحث، حدیث قرب نوافل است. بر بنیاد این روایت، خداوند به معیت انسان میآید نه انسان در معیت خداوند. آدمی مأمور است که در هستی خود در معیت حق قرار بگیرد، اما به کجا باید برسید که خدا در معیت شما قرار بگیرد؟ و این از کرامت حضرت حق است. اوج معنا و حقیقت و زیبایی اینجاست. عضو گروه هنرهای سنتی فرهنگستان تأکید کرد: نکته بعدی در باب تعریف جامع سنت به حد تام ارسطویی است. این تعریف، سنت را امری به ذات وحیانی و مستمر میداند که قابل تحقق و تجسم است. وحیانیت، جوهر سنت است. امری آسمانی و الهی و ازلی است که در یک زمان خاص متوقف نمیشود. در هستی جاری است. با این حال، نظریه صرف نیست و در جزئیترین رفتار زندگی قابل تحقق است. هنر اینجا ظاهر میشود. هنر سنتی، هنری است که حقیقت سنت را ظهور میدهد و آشکار میکند. امر انتزاعی نیست. امری وحیانی، قابل تحقق، قابل استمرار و قابل تجسم به شمار میرود. وی ادامه داد: نکته بعدی در باب این است که در تمدن اسلامی موسیقی اشرف بر خوشنویسی است. ابن عربی بحثی در فتوحات و فصوص الحکم دارد، در باب اینکه تا هنگامی که پیغمبر اسلام در دوره ظهور توأمان قهر و مهر حضور دارد، جلوه و خورشید وحی بر زمین تابان است و تاریخ در روز خود به سر میبرد. اما با وفات پیغمبر و قطع ارتباط آسمان و زمین، تاریخ وارد شب میشود. حال در هنگام شب کدامین حس از حواس خمسه انسان اشرفیت مییابد؟ در تمامی قرآن، صفت سمع حق بر بصر حق ارجحیت دارد. ان الله سمیع بصیر . در شب تاریخ، صدا ما را به جهتی در حقیقت هدایت میکند و جنس موسیقی سمع است. جنس موسیقی از عالم دیگری است. اصلا خود قرآن، موسیقی و وزن و آهنگ است. مولانا میگوید: جان به رویت و شنود آن حقیقت باطن دهید تا مخاطب یا ایتها النفس المطمئنه شوید. ابن عربی بحثی دارد که میگوید عالم محصول سماع است. حضرت حق هرچه میخواهد بیافریند، میفرماید قل. قل کن فیکون. عالم به گویش حق و سماع به وجود میآید و هستی محصول سماع موسیقانه است. مولانا میگوید: ما همه اجزای آدم بودهایم/ در بهشت آن لحنها بشنودهایم/ گرچه بر ما ریخت آب و گلچکی/ یادمان آید از آنها اندکی. پس اگر کسی موسیقی را ذکر بداند، اغراق نکرده است. این استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته گفت: نکته آخر در باب صنایع دستی است. در یونان، تخنه، مطلق هرگونه صناعتی است. اما اگر شما اثری خلق کنید که بتواند در مخاطب حیرت ایجاد کند و او را به اشتباه بیندازد، این دیگر تخنه نیست. فریب و جادو است و اتفاقا هنر غربی از همین جا آغاز میشود. هنر در جهان جدید مبتنی بر خلاقیت و نبوغ آشکار میشود نه پیشهوری، عملگی و مهارت. به دلیل همین خیالبافی است که افلاطون هنرمندان و شاعران را از آرمانشهر خود بیرون میکند. زیرا معتقد است آنها چیزی میگویند که در عالم واقعیت معیاری برای ادراک آن نداریم. در مقابل تا قرن ششم و هفتم مطلق ترین کلمه رایج هنر در تمدن ما، کلمه صناعت است. در عرفان و فرهنگ ما، خداوند اولین صنعتگر دستی عالم است که در خصوص انسان میفرماید: خلقته بیدی. و انسان، بزرگترین صنعت دستی اوست که در ستایش خلقتش فرمود: فتبارک الله. خداوند صانع میفرماید: صُنع الله الذی اتقن کل شیء خلقه. ابن عربی عبارتی دارد که میگوید: حضرت حق، هستی را به صنعت آشکار میکند. پس از جمله کنشهای حق، یکی صنع است و دیگری خلق به دست خود. از این منظر، ، مقصود از دست در مقام ابداع، دست حق است. دست باید مطلق در خدمت حقیقت باشد. در غیر این صورت، هنرمند نمیتواند ایده حقی که مومن رویت کرده را آشکار کند.
صوت کامل جلسه را به تفکیک سخنرانان اینجا بشنوید. گزارش تصویری را اینجا ببینید.
|
||
نسخه چاپي| نام : | |
| ایمیل : | |
| *نظرات : | |
| | |
| متن تصویر: | |
![]() |
![]() |