بسم الله الرّحمن الرّحیم
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین(قصص: 5).
سپاس خداوندی را که پایان تاریخ ظلم و استکبار موهوم بشر را در حیات ما قرار داد تا شاهد ظهور جلوههای ربوبی از پس ابرهای تیره نفسانیت مدرن غرب باشیم. آنچه پیش روی ماست احتضار طاغوت غربزده مضاعف است که در آخرین جانکندنش به مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آمده تا پایان این سلطه تاریخی با نام این نظام مقدس رقم زده شود. این تقدیر تاریخ است که همه ادیان الهی نوید آن را دادهاند و پیامبر اسلام (ص) نیز افتخار این تقدیر را به فرزندان سلمان پاک نوید داد و همگان را به اطاعت از فرزندانش در آخرالزمان توصیه نمود.
هم اکنون در زمان این مقاتله با طاغوت هستیم و جای هیچ گلایهای هم نیست زیرا ملتی که تا پای جان برای تحقق کلمه «اللهاکبر» ایستاده است، همه رنجهای این جنگ آخرالزمان را به امید ظهور حقیقت جامع کلمه الله، بر جان خود میخرد و هرگز از سازش و صلح سخن نمیگوید زیرا با شیطان و مظاهر پلیدش مناسبتی بالذات ندارد.
دشمن طاغوتی «عهد» نمیشناسد و جز سیطره بر نفوس خلائق به چیزی نمیاندیشد. این «بدعهدی» که از ممیزات طاغوت جدید است با آزادی از «تعهد» ظهور کرده و تمامی مناسبات سیاسی و اجتماعی جامعه غربزده امروز را در کل و جزء در برگرفته است و هیچ قولی را نمیتوان باور داشت مگر در عمل اثبات شود و این خود نمونه کاملی از «تفرقه» حاکم بر اندیشه انسان غربزده امروز است و مصداقی بر فرمایش مولیالموحدین علی(ع) است که فرمود: «اجتمع القوم علی الفرقه و افترقوا علی الجماعه». این جمعِ در افتراق، و اختلافِ در جمع، نشان بیاعتباری جمعیت آنهاست و حاصل رمیده شدن انسان طاغوتزده از حق و آرمیدن در طاغوت نفس اوست. آنها با فاصله گرفتن از «بقیهالله»، خود را در عهد شیطان و سپس در نفس امارهشان استوار کردهاند.
آنچه دشمن شیطانی، در توهمات خود میپندارد «صلحی» است بین حق و باطل و رفاقتی است بین مستضعف و مستکبر، تا هر عهد استواری به فراموشی سپرده شود و همگان در معبد شیطان با تسلیم در مقابل اراده او به ستایشش بپردازند، غافل از آنکه بنیاد اندیشه مستضعفان بر جنگ اضداد بنا شده و هیچگونه صلحی با مستکبران را نمیپذیرد. این امر بدان سبب است که اساس همه انقلابهای انبیاء و انقلابهای اصیل، مقاتله همه جانبه در راه خدا بوده و مصالحه با شرک و کفر و ظلم در ذات چنین انقلابهایی بیمعنی است. حضرت مسیح(ع) می فرمایند: «گمان مبرید که آمدهام صلح به زمین بیاورم، آمدهام که شمشیر بیاورم(متی، 10، 34). صلحی که پیامبر رحمت خدا از آن بیزار است، صلحی است که حق را با باطل و باطل را با حق صلح میدهد.
در کلام الهی و فرهنگ اسلامی، هرگونه عهد و موافقت با مشرکان و عهدشکنان نهی شده است. این امر بدین جهت است که ساحت تفکر و جامعه اسلامی میبایست از نیرنگ معاندان پاک باشد. قرآنکریم میفرماید: «چگونه با اینکه اگر بر شما پیروز شوند، نه مراعات خویشاوندی را درباره شما میکنند و نه پیمانی را نگاه می دارند، اینها شما را با زبان دلگرم میکنند ولی دلهاشان ابا دارد و بیشترشان فاسق و نافرمانند» (توبه: 8).
در فرهنگ شیعه، پیروی قاطع شیعیان از اولیاء علیهمالسلام از آن روست که پیامبر و امام مطابق فرمایش قرآنکریم برخاسته از وجود و انفاس خلائق هستند، به همین جهت از سوی حق بر خلق ولایت داشته و رابطه حق و خلق را برقرار میکنند. همین تفکر سبب میشود که شیعه در انتظار ظهور جلوه کامل ملکوتی «ولایتالله»، در هیئت «مهدی موعود(عج)» باشد، زیرا امام را واسطه اتصال بین زمین و آسمان می داند. اعتقاد به مسئله رهبری امام در تفکر شیعه، اساس مقبولیت ایمان مومنین به دیانت اسلام است. این مسئله از آنجا مهم است که رهبری امام بر خلق به مثابه رهبری حق بر جامعه اسلامی بیان گردیده است. امام کسی است که هم حافظ دین و هم دنیای مردم است، از اینرو مطابق اعتقاد شیعه، امام میبایست معصوم بوده و نسبت ولایی او با حق، تمام باشد. اما در دوران غیبت که ظهور «ولی الله اعظم» میسر نیست، ولایت فقیه، حکمی است که شیعیان آن را بر خود لازم میدانند تا از طریق ولیّ امام، رابطه ولایی خود را با ولیّ الله اعظم(ع) حفظ نمایند.
انقلاب اسلامی ایران که با رهبری امام خمینی(ره) و هدایت باطنی امام عصر(عج) صورت تحقق پذیرفت، اندیشه شیعه را برای ظهور امام غائب(عج)، هر چه بیشتر در منظر خاص و عام به نمایش گذارد. امام خمینی(ره) بر اساس سنت امامان شیعه و تقدیر تاریخی تسلسل ولایت، به منظور تداوم این سنت حسنه برای رهبری خلق پس از خود، انسانی را تربیت نمود که در مقام فقاهت و درایت و سیاست، افضل بر همگان باشد. از این رو پس از ارتحال آن رهبر فرزانه، جمع عالمان دین نیز بر یگانگی شخصیت «آیتالله خامنهای» اتفاق نظر نمودند و مقام رهبری را به ایشان تفویض نمودند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دوران سی و هفت سال ولایتشان توانستند مسیر انقلاب اسلامی را در فقدان امام، راهبری داهیانه نمایند و سیر کمالی انقلاب را علیرغم همه توطئههای شیطانی با موفقیت پیش ببرند و مصداق کامل آیه شریفه قرآنکریم شوند که: «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها الم تعلم ان الله علی کل شیء قدیر»: هر نشانهای را که نسخ کنیم یا آن را به فراموشی بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را می آوریم، مگر ندانستی که خدا بر هر کاری تواناست(بقره: 106).
رهبر شهید انقلاب اسلامی با حمایت از همه واژگان احیاء شده در فرهنگ انقلاب اسلامی و تشریح و بسط نظری آنها، همگان را بر پاسداری از این واژگان که شعائر حیاتی انقلاب اسلامی است تشویق مینمودند. شاید از میان تمامی این واژگان، کلمه «شهید» بیش از همه بر جانشان خوشتر می نمود. زمانی که در جمع مخاطبان، شعری قرائت کردند که گفته شده بود:
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
به شدت به گریه افتادند و در دلتنگی شهادت بیتابی نمودند. آن امام شهید، مقام شهادت را رسیدن به مرحله حضور مطلق حق و فنای در مجبوب ازلی میدانستند و طالب سالک آن طریق بودند تا «حتی اتیک الیقین».
امام شهید که وجودشان را سراسر شهادت رنگ زده بود به رنگ خدا پیوست و بیگلایه از عالم و آدم، به شکرانه مقام شهادت، راهی دیار عاشقان طریق حق گردید_طوبی لهم و حسن مأب_
نشاطی هست در این قربانگه عشق
که مقتولی ملول از قاتلی نیست
ما ماندیم و غم جانفزای فراق پدر، کودکان پرپر، یتیمان سر در گریبان و دشمن حاضر و رقیب خندان، که مهر مولی کار خود کرد و از خزانه وجودش، جودش را به نمایش گذارد و با نام رهبر شهید، رهبری از همان سلاله پاک به ودیعه گذارد تا آرام گیریم و راه از چاه بشناسیم و زانوی غم گشوده و همان راه را ادامه دهیم. ما در ولایت رهبر جدیدمان خواهیم ماند و یاد و خاطره و درسهای معنوی آن امام شهید را فراموش نخواهیم کرد.
چونکه گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از که جوئیم از گلاب
دشمن چنان پنداشت که زمان سیطره شیطانیش فرا رسیده، دیوانهوار حریم حرم را شکست و خیال تسلیم امت اسلام را آشکار نمود. اما از تقدیر نیک الهی بیخبر بود زیرا این دیار مقدس، پیمان خود را با رهبر فرزانه جدید استوار نمود. آنچه در اولین درسی که از امام جدیدمان آموختیم در عهدنامه ایشان خطاب به امت اسلام بود که اگرچه امام شیعیان به شهادت لبیک گفت، اما وجودش در خلق متجلی گشت و باید هر یک از ملت اسلام در جلوه ای از وجود امام به قیام بپردازند. دیدیم که جبهههای حق علیه متجاوزان صهیونیست خواب را از شیاطین ربودند و مرزهای مقدس ایران را پاسداری جانانه نمودند و مردم نیز شبانهروز پاسدار شهرهای کشور شدند. این همان رازی بود که در آیه جانشینی رهبر جدید محقق گردید. باید گفت:
این یار همان است اگر جامه دگر شد
آن جامه بدل کرد و دگر بار برآمد
آنچه هنرمندان متعهد به آرمانهای انقلاب اسلامی را در این زمانِ دلتنگی امیدوار میسازد اعلام بیعت با رهبر فرزانه «آیتالله امام سید مجتبی خامنهای» است تا ریسمان دلبستگی به منبع ولایت منقطع نشود و دستاوردهای انقلاب اسلامی با شور انقلابی راه خود را تا ظهور منجی بشریت ادامه دهد. ان شاء الله.
محمدعلی رجبی دوانی