مولود زندي‌نژاد

فرهنگ آفريني هنر

بي‌گمان، انسان ابتدايي به موازات تلاشي كه در برآورد نيازهاي زندگي خود مي‌كرد، دست به آفرينش هنري نيز مي‌زد؛ به طوري كه امروزه بسياري از آثار و ميراث فرهنگي هر كشوري بيانگر آن است كه هنر از ديرباز مورد توجه انسان‌ها بوده است. اما پيرامون اين‌كه، چرا انسان از ابتداي خلقت خود به هنر، روي آورده، نظرياتي گوناگون وجود دارد. برخي چون «شيلر» و «اسپنسر» اعتقاد داشتند كه هنر، ناشي از غريزه بازي در انسان است؛ «بالدوين» معتقد بود كه هنرها از شور خودنمايي زاده مي‌شود؛ « مك دوگال» نيز بر آن بود كه هنرها، از تلطيف محركات فطري مختلف زندگي تحقق مي‌يابند.[1]

گرچه نظريات زيادي در اين خصوص موجود است، ليكن تبيين علمي اين نظريات در اين مكان نمي‌گنجد و براي هر كدام از نظريات فوق نيز، نقدهاي بسياري وارد است؛ چرا كه هر كدام بدون در نظر گرفتن كرامات انساني مورد تحليل قرار گرفته‌اند.

اما نيچه در مورد فرهنگ و هنر سخن زيبايي دارد، او مي‌گويد :« يگانگي سبك هاي هنرمندانه در نمودهاي زندگي يك قوم ، فرهنگ است». بر پايه همين نظريه و نظريات مشابه، در جريان بررسي يك قوم يا فرهنگ ، فرهنگ شناسان به جلوه ‌هاي هنري بارز در يك سرزمين توجه مي‌كنند. به عنوان مثال، آنجا كه تصوير شكار حيواني به دست انسان در دل غاري نقش بسته يا اشياء و ظروفي كه به نحو زيبايي ساخته شده و هزاران نمونه تاريخي كه هم اكنون در دل موزه‌ها در سراسر دنيا بينندگان زيادي را به سوي خود مي‌كشاند، يا بسياري از مكان‌هاي تاريخي كه به طور شگفت انگيزي بنا شده و غيره.  همه اين‌ها، حكايت از فرهنگ‌هاي كهني دارد و شايد به جرات بتوان گفت همين مصنوعات هنري هستند كه فرهنگ هر كشوري را مي‌توانند به چالش بكشانند.

 به هر روي فرهنگ و هنر هر كشوري آنقدر در هم عجين شده‌اند كه در برخي تحليل‌ها از خود مي‌پرسيم آيا هنر يك محصول فرهنگي است؟ يا آنكه خود، خالق فرهنگ است؟ در اين خصوص مي‌بايست ابتدا به تعريف دقيق از «هنر» و« فرهنگ» بپردازيم تا بتوانيم به تحليلي دقيق و صحيح كه بر پايه يافته‌هاي علمي استوار باشد، دست يازيم.

از آنجا كه اين مهم نياز به بررسي دقيق علمي دارد، فرهنگستان هنر بر آن شده تا هم انديشي را با عنوان «مطالعات فرهنگي و هنر» در اسفند ماه سالجاري برگزار كند و طي فراخواني كه در آينده نزديك منتشر مي‌شود، علاقه‌مندان را دعوت كرده تا مقالات خود را در اين هم انديشي شركت دهند.



[1] - اجمالي از جامعه شناسي هنر، ا. م. آريانپور ، صفحه دو



نظر خوانندگان: 0 نظر
بازنشر مطالب بدون اجازه ممنوع است