صفحه اصلی شناسنامه آر اس اس ارتباط با ما انگليسی  
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > جوابيه رييس فرهنگستان هنر به دكتر محسنيان راد


 
  جوابيه رييس فرهنگستان هنر به دكتر محسنيان راد
 
 

يادداشتي از سوي محمدعلي معلم‌دامغاني، رييس فرهنگستان هنر در پاسخ به مهدي محسنیان راد، استاد علوم ارتباطات منتشر شد.
متن اين يادداشت بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

در پاسخ استاد محسنیان راد . آفرین و به نام ایزد

بزرگ اوستادا!

تا من منم از طریق زوری
نازرده ز من جناح موری

دُرّی به خوشاب کس نشستم
شوریدن کار کس نجستم

دانم که غضب نهفته بهتر
وین گفته که شد نگفته بهتر

لیکن به حساب کاردانی
بی غیرتی است بی زبانی

آری و باری: از در یاری به همواری می گویم که تلامیذ غیور مبارکت باد ، در این سرای ویران خانه ات آباد که این دم داری ، دمت گرم ، جه کم داری که حصن محکم داری . اینک اگر چند پریشان می گویم ، به ایشان می‌گویم که پیش از جناب محسنیان راد ، شیر بیشه ، علوم ارتباطات آن جهان و جان منزه از بدی ، استاد اسدی بود که اوحدی بود رحمه الله علیه . خلاصه مطلب که استاد شما را پس از آن مرحوم وارث این علوم یافتیم و ای بسا که به محضرش شتافتیم و به مقتبسی قبسی افروختیم و آموختیم و اندوختیم ، و استاد به یاد ندارد و سر داد ندارد ( چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود) . باری به شِکوه غارت ایشان و شکر غیرت شما می‌گویم و کین نمی‌جویم که بحث علوم است و نه مذموم است که در مجهول و معلوم گفت و شنیدی افتد . خلاصه یک کلام ختم کلام سخن در علم ارتباطات است نه در اخلاق و مکافات جد و هزل و مطایبه و طنز و فکاهه همه به اعتبار ارتباطات و اطلاعات برابر و برادرند در عالم این علم واقعاً اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله بد است از دوستان است . بنابراین ، گله کردی و من گله‌مندم که چرا پوست از هلو کندم ، الّا که از همه آن گفتار مقصد آزار و بیغار نبود . تاریخی دیدن بداهه و حاضر به غلط افکندن ناظر است که هست بود است و بود عهد بوق است و اگر تو را سر سودا و سود است ، مکه سوق است . این دوغ است و دروغ است و به کلی بی فروغ است ؛ ارتباطات تا بیخی است تاریخی نیست . از فرو سوی ریشه اش را تا ازل ببر از فرا سوی بیشه اش را در ابد نگر . حالی از این هر دو در گذر که ندانی اینقدر . در هستان گریز و دستان میانگیز ، اینک به هر بهار بلکه به هر لیل و نهار این درختان گل و شکوفه چه در شام و چه کوفه اگر یک پایه اگر دو پایه در جماعت همسایه می آویزند . که ای دایی که ای دایه همه شوقیم ما!؟ دانیم . ولی تزویج نتوانیم . سزد کز خیل خرفستر یکی بر سر نهد بستر ، نمی گویم به قوادی ، شود راهی پی شادی اگر پروانه گر زنبور نیاز ما نماید جور ، ز شهدش نزد ما مزد است اگر زاهد اگر دزد است .
جناب اوستاد راد ، دخیلم هرچه بادا باد .
نبات و آدم و حیوان قریب هم در این ایوان به کار عیش و تزویجند مرا یاران گناهی نیست ، جناب راد اگر گیجند اگر در مصر بوزینه خورد ناگاه لوزینه پسر عمان در آفریقا به هم سازند جوزینه ، بهل از عالم حیوان نمی‌گویم که مک‌لوهان به آئین تروتسکی کند بیغار چامسکی . دهی سازد جهانی را که بنماید عیانی را ؟ مکی هرگز نمی‌یازد دهستان را جهان سازد . چرا؟مرد جهاندیده ده خود را جهان دیده ، نفهمیده ، نسنجیده جهان را ده پسندیده؟ نمی‌گویم ملنگیده ولی پیداست لنگیده کمی در ره شلنگیده زمین خورده تلنگیده . جناب راد آزرده چه گویی در زمین خورده مکی آیا زمین را خورد؟ زمین آیا مکی خورده ؟ کدام از این دوتا خرده؟ درشته خرده رو خورده؟ مکی در حل این مشکل به عکس خانم مارپل که صد آئینه داشت از گل مکی آئینه اش خشت است . در این آئینه گل زشت است . جهان جولانگه نور است ، مکی را چشم جان کور است به حکم سرعت نوری نباشد دیری و دوری جهان ده نیست این مهتر ولی از ده بود کهتر . چه می دانی تو از زمکان گه لافیدن از امکان به خواب آسوده مک لوهان که بیدارست یاروهان .

   زمان انتشار: يکشنبه ١٧ خرداد ١٣٩٤ - ١١:٢٥ | نسخه چاپي

خبر, مهم, صفحه اصلي, یادداشت - آرزوی اهل فرهنگ


خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.