صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > كلاريس هرن اشميت در نقش جهان :اعداد؛ اولين شكل نوشتار در جهان از ايران و بين النهرين آغاز شد


 
  كلاريس هرن اشميت در نقش جهان :اعداد؛ اولين شكل نوشتار در جهان از ايران و بين النهرين آغاز شد
 

 
نشست «تاريخ نوشتار: زبان، اعداد و نشانه ها، فرهنگ و هنر ايران باستان و بين النهرين» يك شنبه 23 فروردين ماه در نقش جهان برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي مركز هنر پژوهي نقش ‌جهان، وابسته به فرهنگستان هنر، در اين برنامه كه به همت فرهنگستان هنر، انجمن دوستي ايران و فرانسه، گروه انسان‌شناسي و نقش جهان برگزار شد، ‌خانم كلاريس هرن اشميت، عضو آزمايشگاه انسان‌شناسي اجتماعي كلژدوفرانس و متخصص زبان‌هاي باستاني و تاريخ تمدن ايران باستان در حوزة هخامنشي و ايلام پيرامون سير تحول خط و نگارش و تداوم آن سخنراني كرد.

اشميت انگيزة تحقيقات خود در اين حوزه را كاربرد چندين خط متفاوت در قلمرو هخامنشي دانست وگفت: «زبان آرامي،‌اكدي، پارسي باستان، عبري و يوناني هركدام بنا به ضرورت براي نگارش نامه،‌امور ديواني، اداري و ... استفاده مي‌شده است،‌اما من پس از آموختن هركدام به اين نتيجه رسيدم كه بايد به خود مسئله نوشتن بپردازم تا بررسي محتواي آن.» اين پژوهشگر با طرح سؤالي ساده مبني بر نوشتن يعني چه؟ ادامه داد: «اين سؤال يك معناي متعادل دارد كه براي رسيدن به آن بايد ابتدا به زمان شكل‌گيري آن برگرديم و ببينيم افراد چرا شروع به نوشتن كرده‌‌اند؟» اشميت ابتدا نوشتار امروز را حاصل كار كامپيوترها دانست نه كاغذ و قلم و تصريح كرد: «رايانه‌ها قادرند در آن واحد هم حروف را بنويسند،‌هم نقاشي كنند، هم صداگذاري و محاسبه و همه اين كارها را در يك غالب نوشتاري ارائه دهند. از اين نظر رايانه دستگاهي است كه هم نهادين است هم نمادساز و قادر است نمادهاي متنوع را به نمادهاي ساده و حتي صفر و يك تقليل دهد.»

وي در ريشه‌يابي اين مسئله با اشاره به اينكه روند تكاملي خط در رايانه با آنچه در خط ميخي كتيبه‌ها ديده مي‌شود يكسان است در توضيح شكل‌گيري نگارش گفت: «در هزارة‌ چهارم پيش از ميلاد جريان بزرگي از نشانه‌ها از بين‌النهرين آغاز و به سمت اروپا و آمريكا رفت كه هم‌زمان با آن در جريان نشانه‌شناختي ديگر از شرق دور و آمريكاي جنوبي (مايا) نيز به راه افتاد.» اشميت علاوه بر اين جريان‌هاي نشانه‌شناختي، شكل‌گيري خط را نخست به 3500 ق.م در ايران و عراق و سپس 600 ق.م درمنطقه‌اي نزديك يونان (تركيه امروزي) نسبت داد.

اين باستان‌شناس در بخش ديگري از سخنان خود از ضرب سكه‌هاي مختلف با نشانه‌هاي عددي به عنوان مهم‌ترين گام در رواج خط و نوشتار ياد و تصريح كرد:‌ «پس از سال‌هاي 600 ق.م و شكل‌گيري نخستين سكه‌ها، به تدريج نوشتار و عدد به هم نزديك و در هم تداخل يافتند و اشكال متفاوتي به خود گرفتند.»

اشميت سخنان خود را با پخش تصاويري از نمونه‌هاي يافت شده در منطقه شوش و سومر از پنج هزار سال پيش از ميلاد ادامه داد.

وي با تاكيد بر اين نكته كه اين اشكال نوعي اسناد حسابداري براي يك سيستم اداري بوده است، گفت: «اين نمونه‌ها در آغاز مدور بوده و اشكال ريزتري كه بيانگر تعداد و عدد بوده داخل اينها قرار مي‌گرفته. به نوعي شبيه آنچه امروز مهر و موم ناميده مي‌شود. پس ما ابتدا اشيايي داريم كه اعداد را نمادينه مي‌كند و از طرف ديگر اعدادي كه نشان از نوشتار دارد.»

اين برنامه با پخش تصاويري از اشيايي كه روند تكامل نوشتار را به شكل لايه‌هاي متعددي از نشانه‌شناسي بيان مي‌كردند ادامه يافت.

در توضيح اين اشكال اشميت گفت: «به تدريج و از آنجا كه شكستن آن اشياء مدور براي بازيابي درونيات آن دشوار بود، نوشتار به روي اشكال كروي انتقال يافت تا نيازي به شكستن نباشد. پس نوشتار بر روي يك سيستم لايه‌بندي متعدد بر روي همديگر به‌وجود آمد و بعد در نمونه‌هايي كه از شوش كشف شده نوشتار بر روي الواح را مي‌بينيم با مهرهايي كه روي آنها حك شده و بازيك سند حسابداري است.»

وي با تاكيد بر اينكه نخستين اشكال در حروف بازنمايي اعداد با مصرف شمارش و حسابداري و ثبت بوده است يادآور شد: «اين الواح به تدريج داراي نشانه‌هاي معناداري مي‌شود كه از عدد به سمت معني و كلمه رفت.» او همچنين ابداع نوشتار در هر منطقه اعم از ايران، عراق و مصر را به دليل شكل‌گيري و به‌وجود آمدن شهرها و مناطق مسكوني و نياز به محاسبه و توزيع اموالي و ثبت و شمارش آن‌ها عنوان كرد و با اشاره به اينكه نوشتار يك نوع مادي شدن عدد است، ادامه داد: «قرن‌ها و قرن‌ها در اين منطقه صرفاً‌ اعداد هستند كه به نوشتار درمي‌آيند و ادبيات ديگري ديده نمي‌شود.» اشميت در جمع‌بندي سخنان خود گفت:‌ «جريان بزرگ نشانه‌شناختي كه در ايران و بين‌النهرين آغاز شد باعث فرآيند ابداع خط شد،‌ اما آنچه بعدها باعث تفاوت فرهنگ‌هاي مختلف شد،‌چگونگي نوشتن و تبديل نشانه‌ها به اشكال نوشتاري است.»

او همچنين در پاسخ به سوال يكي از حاضران مبني بر اينكه چرا نوشتن انتزاعي جزو نوشتار محسوب نمي‌شود گفت:‌ «به عقيدة ما،‌ نوشتار مجموعه‌اي از نشانه‌ها است كه يك مفهوم را پياده مي‌كند و براي اينكه تبديل به نوشتار شود بايد نفر ديگري، آن را براساس همان سيستم مفهومي بخواند. يعني خوانش و نوشتار بايد برهم انطباق داشته باشند.»

وي در تكميل سخنان خود ادامه داد:‌ «در مورد طرح‌هاي گرافيكي، هركس ممكن است آن را به شيوة‌ خودش بيان كند، حال آنكه ما آن چيزي را نوشته مي‌دانيم كه توسط نويسنده و خواننده به يك صورت خوانده شود.»

اشميت اين تعريف را تقليل دهنده دانست ولي شركت در چارچوب آن را ضروري و به عمد ذكر كرد و گفت: «اين روش يك تيپي از تقليل‌گرايي متودولوژيك است كه ما براي تحليل داده‌ها ابتدا آن را محدود كنيم، چون در غير اين صورت،‌اگر هر تيپي از گرافيسم را نوشتار بدانيم، ‌تمام جهان تبديل به نوشتار خواهد شد.»

 

   زمان انتشار: چهارشنبه ٢٦ فروردين ١٣٨٨ - ١١:٠٧ | نسخه چاپي

خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.