صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
درآمدي‌ بر فلسفه هنر
درآمدي‌ بر فلسفه هنر تاریخ ثبت : 1391/02/19
طبقه بندي : کتاب ,
موضوع : درآمدي‌ بر فلسفه هنر
نویسنده : نوئل کارول
عکس :
ویراستار : <#f:16/>
چاپ اول : پاييز 1386
چاپ و صحافي : شادرنگ
تعداد صفحات : 442
اطلاعات بیشتر : پيشگفتار فلسفه‌ چيست‌؟ واژة‌ «فلسفه‌» معاني‌ گوناگوني‌ دارد. گاهي‌ مردم‌ از فلسفة‌ زندگي‌ خويش‌ سخن‌ مي‌گويند، و معمولاً مرادشان‌ چيزي‌ ازقبيل‌ ژرف‌ترين‌ و ماندگارترين‌ باورهاي‌ آنان‌ است‌. اين‌ قطعاً كاربرد مقبولي‌ از اين‌ واژه‌ در تداول‌ متعارف‌ زبان‌ است‌، ولي‌ اين‌ مفهوم‌ از معنايي‌ كه‌ در اين‌ كتاب‌ ذهنمان‌ را به‌ خود مشغول‌ ساخته‌ است‌، تلقي‌ عام‌تر و گسترده‌تري‌ است‌. در اينجا «فلسفه‌» عموماً به‌ رشتة‌ دانشگاهي‌ مشخصي‌ دلالت‌ دارد. البته‌ ممكن‌ است‌ به‌ فلسفه‌، همچون‌ بسياري‌ از رشته‌هاي‌ دانشگاهي‌، با رويكردهاي‌ مختلفي‌ نظر كنيم‌، يعني‌ مكاتب‌ فلسفي‌ گوناگوني‌، همچون‌ اگزيستانسياليسم‌، پديدارشناسي‌، ماركسيسم‌، مكتب‌ اصالت‌ ساختارشكني‌، و مانند اينها وجود دارد. اين‌ مكاتب‌ مختلف‌ فلسفي‌ هرچند از وجوه‌ گوناگوني‌ به‌ هم‌ مرتبط‌اند، اغلب‌ اهداف‌ و تأكيدات‌ متفاوتي‌ دارند. گونة‌ فلسفه‌اي‌ كه‌ در اين‌ كتاب‌ بدان‌ مي‌پردازيم‌، غالباً فلسفة‌ تحليلي‌ خوانده‌ مي‌شود. در واقع‌، ممكن‌ بود كه‌ عنوان‌ تفصيلي‌ كتاب‌ حاضر را دقيقاً فلسفة‌ تحليلي‌ هنر: پيش‌درآمدي‌ معاصر برمي‌گزيديم‌. اين‌ كتاب‌ پيش‌درآمد يا مقدمه‌اي‌ است‌ بر پاره‌اي‌ فنون‌ اصلي‌ و مسائل‌ محوري‌ در فلسفة‌ تحليلي‌ هنر. اما فلسفه‌ تحليلي‌ چيست‌؟ مكتبي‌ فلسفي‌ است‌ كه‌ در اصل‌ در جهان‌ انگليسي‌زبان‌ رواج‌ يافت‌. به‌ اين‌دليل‌، گاهي‌ آن‌ را فلسفة‌ «انگلو ـ امريكايي‌» خوانده‌اند، هرچند كه‌ اين‌ كمابيش‌ عنوان‌ گمراه‌كننده‌اي‌ است‌، چه‌ به‌ هيچ‌روي‌ يگانه‌شكل‌ فلسفة‌ دانشگاهي‌ در جهان‌ انگليسي‌زبان‌ برشمرده‌ نمي‌شود. اما در هرصورت‌، مكتبي‌ بسيار شاخص‌، يا حتي‌ مكتب‌ غالب‌، در فلسفة‌ انگليسي‌زبان‌ است‌، و در سراسر سدة‌ بيستم‌ نفوذ بسزايي‌ يافته‌ است‌. اما اين‌ نكته‌ تنها «خاستگاه‌» و «زمان‌ پيدايش‌» فلسفة‌ تحليلي‌ را روشن‌ كرد. تبيين‌ «چيستي‌» فلسفة‌ تحليلي‌ باقي‌ مانده‌ است‌. اين‌ مكتب‌ فكري‌ فلسفة‌ تحليلي‌ ناميده‌ مي‌شود. بنابراين‌ نخستين‌ سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ «اين‌ مكتب‌ فلسفي‌ دقيقاً چه‌ چيزي‌ را تحليل‌ مي‌كند؟» اگر موضوع‌ را بسيار ساده‌ كنيم‌، شايد بتوانيم‌ بگوييم‌ كه‌ اين‌ فلسفه‌ مفاهيم‌ كلي‌ را تحليل‌ مي‌كند. از همين‌جا روشن‌ مي‌شود كه‌ چرا گاهي‌ اين‌ فلسفه‌ را فلسفة‌ مفهومي‌ مي‌خوانند. هرچند ممكن‌ است‌ كه‌ تا اين‌ لحظه‌ از تاريخ‌ بسياري‌ از فيلسوفان‌ احتجاج‌ كرده‌ باشند كه‌ همة‌ كار فلسفة‌ تحليلي‌ همين‌ نيست‌، انصاف‌ آن‌ است‌ كه‌ در مقام‌ معرفي‌ موضوع‌، مي‌توانيم‌ بگوييم‌ كه‌ تحليل‌ مفاهيم‌ كاري‌ بوده‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از فيلسوفان‌ تحليلي‌ در گذشته‌ انجام‌ داده‌اند، و بسياري‌، دست‌كم‌، در برهه‌اي‌ از زمان‌، هنوز هم‌ آن‌ را ادامه‌ مي‌دهند. ايشان‌ مفاهيم‌ را تحليل‌ مي‌كنند. البته‌ مفاهيمْ اساسِ حيات‌ انسان‌ است‌. مفاهيم‌ كاربست‌هاي‌مان‌ را شكل‌ مي‌دهند و نظم‌ مي‌بخشند. مثلاً مفهوم‌مان‌ از انسان‌ محور اصلي‌ كاربست‌هاي‌ فراواني‌ است‌، ازجمله‌ در سياست‌، اخلاق‌، حقوق‌ و جز اينها. مفهوم‌ عدد شالودة‌ رياضيات‌ است‌، و مفهوم‌ معرفت‌ (دانش‌) در گسترده‌ترين‌ محدودة‌ اعمال‌ انسان‌ نقشي‌ ضروري‌ دارد. كاربست‌هاي‌ عملي‌ بدون‌ اين‌ مفاهيم‌ وجود نمي‌يافت‌. مثلاً بدون‌ داشتن‌ مفهوم‌ انسان‌، از اخلاق‌، آنچنان‌كه‌ درخصوص‌ اشخاص‌، و نه‌ اشياي‌ صرف‌، معنا مي‌يابد، كمترين‌ نشاني‌ نمي‌بود. تعريف‌ اجمالي‌ و سرراست‌ از فلسفة‌ تحليلي‌ اين‌ است‌ كه‌ بگوييم‌ اين‌ فلسفه‌ به‌ تحليل‌ مفاهيمي‌ مي‌پردازد كه‌ اساس‌ اعمال‌ و كاربست‌هاي‌ انسان‌ است‌، ازجمله‌ نه‌فقط‌ در آنچه‌ به‌ پژوهش‌هاي‌ انسان‌ مربوط‌ مي‌شود، نظير علم‌، بلكه‌ همچنين‌ در كوشش‌ عمل‌گراي‌ انسان‌ نظير سياست‌ مدن‌ (حكومت‌). در اين‌ خصوص‌، شايد فيلسوفان‌ تحليلي‌ پيشينة‌ ميراث‌ خود را به‌ سقراط‌ برسانند كه‌ در خيابان‌هاي‌ آتن‌ باستان‌ راه‌ مي‌رفت‌ و از مردم‌ مي‌پرسيد، «معرفت‌ چيست‌؟» و «عدالت‌ كدام‌ است‌؟» و با برملاكردن‌ پايه‌هاي‌ سست‌ پاسخ‌هاي‌ مبتذل‌ و تنگ‌نظرانه‌ راه‌ را براي‌ ظهور فيلسوفان‌ تحليلي‌ هموار كرد، فيلسوفاني‌ كه‌ شايد (با لحني‌ اندكي‌ خودستايانه‌) مدعي‌ تحليل‌هاي‌ دقيق‌تري‌ شده‌اند. شايد برخي‌ از شما در حين‌ تورق‌ خبرنامه‌هاي‌ دانشگاه‌ ديده‌ باشيد كه‌ بخش‌ مربوط‌ به‌ فلسفه‌ آكنده‌ از عناويني‌ همچون‌ «فلسفة‌...» است‌. غالباً جاي‌ خالي‌ با نام‌ برخي‌ ديگر از حوزه‌ها، نظير فلسفة‌ علم‌، منطق‌، هنر، قانون‌، تاريخ‌ و مانند اينها پر شده‌ است‌. چنين‌ مي‌نمايد كه‌ چنين‌ فلسفه‌اي‌ عموماً فلسفة‌ حوزة‌ ديگري‌ باشد. اما چه‌ نوع‌ حوزه‌اي‌؟ چنين‌ حوزه‌اي‌ ممكن‌ است‌ تخصصي‌ عملي‌ نظير قانون‌ يا دين‌ باشد. بيشتر اوقات‌ تخصصي‌ است‌ كه‌ مستلزم‌ كسب‌ معرفت‌ است‌، ازقبيل‌ فيزيك‌، روا� فهرست‌ مطالب‌ پيشگفتار فصل‌ اول‌: هنر و بازنمايي‌ فصل‌ دوم‌: هنر و بيان‌ فصل‌ سوم‌: هنر و فرم‌ فصل‌ چهارم‌: هنر و تجربة‌ زيبايي‌شناسانه‌ فصل‌ پنجم‌: هنر، تعريف‌ و تشخيص‌ واژه‌نامه‌ الف‌) فارسي‌ ـ انگليسي‌ ب‌) انگليسي‌ ـ فارسي‌ نمايه‌
تعداد نمایش : 1701 <<بازگشت
کتاب
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.