صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > تاریخ نگاری از زمان ورود ناسيوناليسم به ايران متحول شد


  سارا فهيمي مطرح کرد:
  تاریخ نگاری از زمان ورود ناسيوناليسم به ايران متحول شد
 

به گزارش روابط عمومی فرهنگستان هنر، «سارا فهيمي» با ارائه مقاله «تبيين و تحليل آثار عكاسانه قاجار از منظر گفتمان پست كلنياليسم» در پنل اول هم انديشي آسيب شناسي تاريخ هنر ايران، در ابتدا به تعريف پست كلنياليسم يا پسا استعماري پرداخت و گفت: «مراد از پست كلنياليسم بررسي تاثيراتي است كه استعمار غرب بر چهان گذاشته و جايگاه خودش را در درون پست مدرنيسم به شكل كم و بيش قطعي معين كرده است. اگر استعمار را سياست سيطره بر مستعمرات به هدف بهره كشي مادي و اخيرا فرهنگي بناميم در واقع پسا استعمار گرايي در پيوند با مواردي مطرح مي شود كه بعد از برطرف شدن شرايط و قوانين استعماري اتفاق مي افتد. در واقع اولين استعمار در ظاهر خودش پايان يافته است اما به شيوه هاي جديد ادامه دارد. با تمام گستره هاي فرهنگي، حكومت هاي استعماري و سرزمين هاي استعمار شده از آغاز فرآيند استعمار تا به اكنون ادامه دارد و تنها به دوران بعد از استعمار محدود نمي شود.»

فهيمي در ادامه درباره عكاسي دوره قاجار گفت: «با ظهور تاريخ نگاري ملي گرايانه در دوران قاجار ، پديده عكاسي هم مانند ساير پديده هاي مدرنيزه به اين عصر وارد شد. در واقع دوران ناصري را بايد دوران شكوفايي عكاسي در دوران قاجار يا ايران قرن نوزدهم دانست با شروع عكاسي در دربار ايران و در اين گستره زماني، تفريحات ملوكانه شاهانه و بسترهاي سياسي و اجتماعي به چالش كشيده مي شود و روح تاريخ را در وجه شرقي به وجه مغربي تغيير مي دهد.»

وي درباره ديگر ويژگي هاي عكاسي در دوران قاجار گفت: «ظهور تاريخ نگاري ملي گرايانه در دوران قاجار و مشروطه يكي از محوري ترين دوران شكل گيري هويت ملي نوين در ايران معاصر به شمار مي رود. در واقع از زمان ورود ناسيوناليسم به ايران به عنوان يك ايدئولوژي مدرن بسياري از مسائل فرهنگي ايران از جمله تاريخ نگاري و نحوه نگاه به گذشته به نوعي تحت تاثير اين ايدئولوژي قرار مي گيرد و نوع جديدي از تاريخ نگاري و بازنمود وقايع گذشته در دوران قاجار و مشروطه ظهور پيدا مي كند.»

این پژِوهشگر همچنين درباره شرايط عكاسي در دوره قاجار عنوان كرد: « قرن نوزدهم و دوران قاجار به عنوان سقف تاريخ نگار شدن آدمي به معناي سنخيت يافتن بر بستر زبان شناسي خطي منطبق است بدين رو كه عكس هاي اين دوره در گرو شناخت باب‌هاي اجتماعي و سياسي و كل جريان قدرتمندي است كه روح تاريخ را در وجه شرقي به وجه مغربي تغيير مي دهد. تغيير معنايي كه البته با حضور شك باوري دكارتي كه در غرب بسط و توسعه يافته بود و چون نظامي مسلط بر همه انديشه ها و كردارهاي تاريخي آن عصر سايه انداخته بود به كل متفاوت است.»

وي درباره رابطه بين پست كلنياليسم و عكاسي دوره قاجار افزود: «در كاوش در كشف زاويه هاي مغفول در عكاسي دوران قاجار از منظر پست كلنياليسم مي توانيم به اين باور برسيم كه تغيير مفهوم سوژه و ابژه نه از سر ذوق بلكه به دلايلي است كه در ژرفاي انديشه غربي به وقوع پيوسته است و با چند قرن تاخير زمينه ظهورش در ايران دوره قاجار آغاز شد. به نوعي اختراع دوربين عكاسي به منزله شي‌ئیت يافتن همين تغيير مفهوم است وسيله اي كه تغير معناي سوژه و ابژه در متافيزيكش نهفته است. زاويه اي كه در آن ميتوانيم عكاسي قاجار را با اين نكته مورد مداقه و دقت قرار دهيم اين نكته است كه ديگري چگونه در ابژه عكاسي تغيير منظر مي دهد و فرآيند تقابل با ابژه خود در معادله مركز و حاشيه واژگون مي شود و اين كه چگونه شناخت و دسته بندي اين سوژه هاي عكاسانه علاوه بر ذهنيت و رانش اين آثار به سوي مدرنيته چگونه به تثبيت موقعيت و تحكيم جايگاه و منجمد شدنشان در اين نظام گفتماني بدل شده است.»

این محقق حوزه هنر درباره ديرينه شناسي سنت قاجار در گفتار پسا استعماري گفت: «در اين گفتار تصويري، به مضامين مشابهي اشاره مي شود كه صورت هاي متفاوتي به خودشان گرفته اند در عكاسي از زنان حرمسرا، مير غضبان، درباريان، صاحب منصبان، دلقكان و گاه فرودستان، عكاسي عملا به عنوان ابزاري از سوي جامعه و فرهنگي عمل مي كند كه بر حسب تفاوتي كه با خود غرب دارند به گونه اي نامانوس بازنمايي مي شود و به عنوان دستگاهي براي استيلا و تثبت سوژه عمل مي كند. از سوي ديگر در اين تصاوير شاهد شكل گيري بسترهايي هستيم كه به نوعي سنت عكاسي و سنت تصويري قاجار را جهت مي دهد و نگاه به عكاسي به عنوان ابزاري براي تفريح اشراف و معتبر كردن زندگي درباريان، انگار استعماري در دل استعمار است و سوژه هاي عكاسي انگار در هيئت مردماني فرودست و اعقابشان به گونه اي ديگر زندگي مي كنند انگار به راستي حكم بر آنست كه طبقه بندي شوند و خودشان را طبقه بندي بكنند.»

فهيمي درباره نظريه مركز حاشيه نیز گفت: «به طور خلاصه كاربرد اصطلاح مركز و حاشيه به معناي اخيرش ريشه در آثار ژاك دريدا و نظريه شالوده شكني وي دارد. اين نظريه جهان را چون دايره اي در نظر گرفته كه در آن كشورهاي بزرگ صنعتي در مركز و كشورهاي توسعه نيافته در پيرامون آن قرار دارند. در اين سيستم قدرت از مركز به پيرامون اعمال مي شود و جريان سرمايه از پيرامون به سمت مركز سرازير مي‌شود.»

وي درباره ارتباط اين نظريه و بازنمود آن در عكاسي قاجار گفت: «در عصر قاجار به سبب مواجه با غرب و تمايل دربار به تجربه دنياي مدرن و اشتياق غرب براي شناسايي شرق، ما شاهد نمايان شدن يك نوع دوگانگي سنتي و مدرن در بسياري از مناسبات اجتماعي و فرهنگي جامعه هستيم. اين بار رابطه سوژه و ابژه يا خود و ديگري براي ميل به رسميت شناخته شدن مطرح مي شود طوري كه در معادله مركز _حاشيه ديگري بزرگ در حكم قدرت او را پرت مي كند و اين همان پذيرش منفعلانه اي است كه گفتمان پسا استعماري به زبان معاصر در صدد تقبيح آن است. عكاسي قاجار سوژه استعماري متزلزل است در اين مجموعه تمام سوژه هايي كه آماج حمله نگاه خيره قرار گرفته اند در جايگاه فاعل افعال اموال خويش قرار ندارد. سوژه متزلزل و نگاه نظارت در مجموع عكس‌ها به مثابه نگاه خيره جا به جا شده است و مشاهده گر خود به مشاهده شونده بدل مي شود.»

وي افزود: «مسئله سوژه و ابژه در عكاسي قاجار و قلمرو اقتدار سوژه، فيلتر و فاعليت اين تصاوير مدام زير سوال است. سوژه قاجار انگار هميشه انكار مي شود و حضور عكاس در هيئت امر مزاحم انگار هميشه باقي مي ماند و يك حضور شكسته اي را به نمايش مي گذارد بر خلاف دانش پسا استعماري انگار فضاي آستانگي براي مقاومت وجود ندارد و ديگري بي چهره به نوعي هميشه مبناي اقتدار خودش را دور و جدا مي سازد و نگاه خيره در برابر قدرت مسلم عكاسي بسته باقي مي ماند.»

فهيمي در پايان گفت: «رنج و كسالت هويت استعمارزده‌ كه بيگانگي در مورد آن آثار هم صادق است، نيز در اين آثار حاكي از آن است كه فردي كه به گروه تعلق ندارد، به بيگانگي طبقاتي و مليتي كه در عكاسي قاجار بازنمودي روشن و ثابت دارد، تعلق دارد. چيزي كه بيگانگي پرسوناژهاي قاجار از پيش تهديد مي كند و مرزهاي سوبژكتيويته آن را از پيش در يك قلمرو مشخص شده به نمايش مي گذارد، نگاه مخاطبين معاصر اين آثار هستند انگار دوربين عكاسي كه براي تفريح به دست حكومتي پادشاه ايران وارد شده در دوران معاصر نگاه و تبيين عكس ها را بسي غامض تر و پيچيده تر كرده است. البته پيچيدگي نگاه را بايد در ارتباط با تاريخ بشر و در تطور و تكامل آن مورد تعمق قرار بدهيم. واسطه هاي ابزاري چون پست كلنياليسم به ما كمك مي كند كه پيچيدگي اين نگاه را از زاويه هاي نوين دريابيم»

 

   زمان انتشار: سه شنبه ٣ دی ١٣٩٢ - ١٣:٠٣ | نسخه چاپي

خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.